سهم ایران از بازار اوراسیا با وجود توافقنامه تجارت آزاد برای ۸۷ درصد کالاها، همچنان زیر یک درصد باقی مانده؛ فرصتی طلایی که به دلیل ضعف در زیرساختهای لجستیکی، کندی تکمیل کریدور شمال-جنوب و انفعال در بازاریابی فعال، در خطر است؛ اما این پرسش مطرح است که چرا ارادهای جدی برای بهرهبرداری از این توافق دیده نمیشود؟

به گزارش گروه اقتصادی نوبنیاد؛ در شرایطی که اقتصاد ایران همچنان با محدودیتهای ناشی از تحریم و کمبود ارز نرم میکند، یکی از مهمترین فرصتهای اقتصادی کشور در سکوت و بیتوجهی در حال از دست رفتن است؛ فرصتی به نام «اتحادیه اقتصادی اوراسیا». بازاری متشکل از روسیه، قزاقستان، بلاروس، ارمنستان و قرقیزستان که مجموع واردات سالانه آن صدها میلیارد دلار برآورد میشود و از سالها قبل بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد صادراتی ایران معرفی شده بود. مسیری که در دولت شهید آیتالله سیدابراهیم رئیسی با جدیت دنبال شد، به عضویت ناظر ایران در اتحادیه اوراسیا و در نهایت امضای موافقتنامه تجارت آزاد منتهی شد؛ توافقی که از اردیبهشت ۱۴۰۴ اجرایی شده و بر اساس آن تعرفه حدود ۸۷ درصد کالاهای مبادلهای میان ایران و کشورهای عضو به صفر رسیده است. اما پرسش اساسی اینجاست؛ چرا با وجود فراهم شدن چنین بستر کمنظیری، سهم ایران از بازار اوراسیا همچنان کمتر از یک درصد باقی مانده است؟
میراثی که با دیپلماتیک به دست آمد
توافق تجارت آزاد با اوراسیا یک اتفاق عادی در تجارت خارجی ایران نبود. این توافق حاصل سالها مذاکره و یکی از مهمترین دستاوردهای دیپلماسی اقتصادی کشور در سالهای اخیر محسوب میشود. در دولت شهید رئیسی، سیاست «توسعه روابط با همسایگان و شرق» به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی تبدیل شد. عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای، پیگیری عضویت در بریکس، توسعه کریدور شمال- جنوب و نهایی شدن توافق تجارت آزاد با اوراسیا همگی در همین چارچوب تعریف میشدند. کارشناسان تجارت خارجی معتقد بودند ایران برای نخستین بار موفق شده بدون عضویت در سازمان تجارت جهانی، به یک بازار بزرگ منطقهای با تعرفههای ترجیحی دسترسی پیدا کند. حتی برخی این توافق را بزرگترین تجربه تجارت آزاد در تاریخ اقتصادی ایران توصیف کردند. با این حال، آنچه امروز مشاهده میشود فاصله معناداری با اهداف اولیه این توافق دارد.
صادرات رشد کرد، اما نه به اندازه ظرفیت
آمارها نشان میدهد اجرای توافق موقت اوراسیا از سال ۱۳۹۸ موجب افزایش صادرات ایران شد. صادرات ایران به کشورهای عضو از حدود ۶۱۵ میلیون دلار در سال ۱۳۹۷ به بیش از ۱.۷ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۲ رسید. این رشد قابل توجه است اما وقتی در کنار حجم عظیم بازار اوراسیا قرار میگیرد، تصویر دیگری نمایان میشود. بر اساس گزارشهای رسمی، سهم ایران از کل واردات کشورهای عضو اتحادیه طی یک دهه اخیر بین ۰.۱۷ تا ۰.۵۸ درصد در نوسان بوده و حتی در بهترین شرایط نیز به حدود نیم درصد رسیده است. به بیان ساده، ایران هنوز نتوانسته از بازاری که برای آن دهها نشست، مذاکره و توافق انجام داده، بهرهبرداری متناسبی داشته باشد.
دولت چهاردهم؛ ادامه مسیر یا توقف در نیمه راه؟
انتظار میرفت پس از اجرایی شدن تجارت آزاد دائمی در اردیبهشت ۱۴۰۴، دولت چهاردهم برنامهای گسترده برای افزایش صادرات به اوراسیا ارائه کند؛ اما شواهد نشان میدهد چنین اتفاقی رخ نداده است. بخش عمده اخبار منتشرشده درباره اوراسیا همچنان به کاهش تعرفهها، تخفیفهای گمرکی و آمارهای وارداتی مربوط میشود. برای نمونه، رئیس کل گمرک اعلام کرده که در سال گذشته حدود ۴.۸ میلیارد دلار کالا از کشورهای عضو اوراسیا وارد ایران شده است؛ رقمی که چندین برابر صادرات بهرهمند از مزایای تعرفهای توافق محسوب میشود. این مسئله یک نگرانی جدی را ایجاد کرده است؛ آیا توافقی که قرار بود سکوی جهش صادرات غیرنفتی ایران باشد، به تدریج به دروازهای برای افزایش واردات تبدیل میشود؟
حلقه مفقوده؛ لجستیک و کریدور شمال – جنوب
واقعیت آن است که مشکل اصلی امروز نه در متن توافقنامه بلکه در اجرای آن قرار دارد. تقریباً همه گزارشهای رسمی از یک مشکل مشترک سخن میگویند: ضعف زیرساختهای حملونقل و لجستیک. سالهاست درباره کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب سخن گفته میشود؛ مسیری که میتواند کالاهای ایرانی را با هزینه کمتر و سرعت بیشتر به روسیه و بازارهای شمالی برساند. اما هنوز بخشهایی از این مسیر بهویژه در حوزه ریلی و زیرساختهای مرزی تکمیل نشده است. در حالی که رقبای ایران از جمله ترکیه، چین و حتی برخی کشورهای آسیای مرکزی با سرعت در حال توسعه شبکههای حملونقل خود هستند، صادرکنندگان ایرانی همچنان با کمبود کانتینر یخچالی، ضعف ناوگان حملونقل و هزینههای بالای لجستیک مواجهاند. نتیجه این وضعیت روشن است؛ تعرفه صفر زمانی ارزش دارد که کالا بتواند با قیمت رقابتی و در زمان مناسب به بازار مقصد برسد.
غفلت از دیپلماسی اقتصادی
یکی دیگر از انتقادهای جدی به عملکرد فعلی، کمرنگ شدن دیپلماسی اقتصادی فعال در حوزه اوراسیاست. در دولت شهید رئیسی، سفرهای متعدد مقامات ایرانی به روسیه، ارمنستان و سایر کشورهای منطقه در کنار حضور هیئتهای تجاری، بخشی از راهبرد توسعه تجارت منطقهای بود؛ اما امروز کمتر خبری از برنامههای گسترده بازاریابی، نمایشگاههای تخصصی، حمایت از صادرکنندگان و ایجاد شبکههای توزیع کالاهای ایرانی در بازار اوراسیا شنیده میشود. تجارت آزاد صرفاً با امضای یک توافقنامه محقق نمیشود. اگر دولت و دستگاههای مسئول به صورت فعال در بازارهای هدف حضور نداشته باشند، رقبای منطقهای جای خالی ایران را پر خواهند کرد.
تحریم یا ضعف مدیریت؟
بدون تردید تحریمها یکی از موانع مهم تجارت خارجی ایران هستند. محدودیتهای بانکی، دشواری نقلوانتقال پول و مشکلات بیمهای واقعیتی انکارناپذیر است. اما نکته مهم اینجاست که فلسفه اصلی حرکت به سمت اوراسیا نیز دقیقاً عبور از همین محدودیتها بود. اتصال به اقتصادهای منطقهای، استفاده از ارزهای ملی، توسعه تهاتر و ایجاد مسیرهای جایگزین مالی از جمله اهدافی بود که در مذاکرات اوراسیا دنبال شد؛ بنابراین اگر امروز همچنان همان موانع به عنوان دلیل اصلی عدم توسعه تجارت مطرح میشود، باید پرسید دستگاههای مسئول در دو سال گذشته چه اقداماتی برای رفع این مشکلات انجام دادهاند؟
فرصت تاریخی در حال از دست رفتن است
امروز همه مقدمات حقوقی و بخش مهمی از مقدمات سیاسی تجارت آزاد با اوراسیا فراهم شده است. تعرفه ۸۷ درصد کالاها به صفر رسیده، ایران عضو ناظر اتحادیه شده و زیرساخت حقوقی لازم برای توسعه تجارت وجود دارد. با این حال، هنوز سهم ایران از بازار اوراسیا کمتر از یک درصد است؛ رقمی که با ظرفیتهای اقتصادی، صنعتی و جغرافیایی کشور تناسبی ندارد. اگر این روند ادامه پیدا کند، توافقی که میتوانست یکی از بزرگترین دستاوردهای اقتصادی ایران در دهه اخیر باشد، به فرصتی نیمهفعال و حتی در برخی حوزهها به بستری برای افزایش واردات تبدیل خواهد شد. شهید رئیسی و تیم اقتصادی دولت سیزدهم مسیر دشوار ورود ایران به بازار اوراسیا را هموار کردند؛ اما اکنون این پرسش مطرح است که چرا دولت فعلی برای بهرهبرداری از این دستاورد راهبردی، برنامهای متناسب با ظرفیت آن ارائه نمیکند؟ بازار ۹۰۰ میلیارد دلاری اوراسیا هنوز پشت دروازههای ایران قرار دارد. مشکل، دیگر تعرفه نیست؛ مشکل این است که هنوز ارادهای متناسب با این فرصت تاریخی برای فتح این بازار دیده نمیشود.
ظرفیتهای شمال، راهی برای خنثیسازی محاصره
کامران پولادی، نماینده مجلس شورای اسلامی: با توجه به تلاشهای رژیم تروریستی ایالات متحده آمریکا برای محدودسازی نقش منطقهای ایران و محاصره دریایی، استفاده از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی میتواند بسیاری از این مشکلات را حل کند. استانهای شمالی، بهعنوان دروازههای ارتباطی ایران با اقتصاد اوراسیا، از جایگاه ویژهای برخوردارند. این استانها به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی خود، همواره بهعنوان نقاط اتصال طبیعی میان ایران، قفقاز، روسیه و آسیای میانه بودهاند و امروز میتوانند محور شکلگیری نوعی همکاری نوین میان کشورهای ساحلی خزر باشند. همچنین، طرح توسعه کریدور بینالمللی شمال- جنوب بهعنوان یکی از محورهای مهم، میتواند جایگاه استانهای شمالی را در نقشه ترانزیتی کشور تقویت کرده و مسیرهای ارتباطی ایران با شمال و شمالغرب جهان را فعالتر کند.