بین الملل 22 خرداد 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

تحریم نتیجه مذاکرات

شورای حکام

قطعنامه ضدایرانی شورای حکام با ۲۱ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۱۰ رأی ممتنع تصویب شد، اما اهمیت این رأی‌گیری بیش از آنکه در تعداد آرا و تصویب آن باشد، در پیامی است که برای برخی در داخل کشور دارد؛ پیامی روشن، صریح و غیرقابل انکار: این هم نتیجه اعتمادسازی، مذاکره و امتیازدهی به غرب است.

سال‌هاست عده‌ای در داخل نسخه‌ای واحد برای حل همه مشکلات کشور می‌پیچند؛ مذاکره کنید، تنش را کاهش دهید، اعتمادسازی کنید، با دنیا حرف بزنید و نشان دهید که اهل تعامل هستید. استدلالشان هم این بود که اگر ایران حسن نیت خود را ثابت کند، طرف مقابل نیز با حسن نیت رفتار خواهد کرد. حالا سؤال اینجاست؛ نتیجه چه شد؟

ایران در سال‌های گذشته بیشترین سطح همکاری را با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی داشته است. دوربین نصب شد، بازرسی انجام شد، دسترسی داده شد و ده‌ها بار حسن نیت جمهوری اسلامی اثبات شد. اما آیا نتیجه این همکاری‌ها بسته شدن پرونده‌های سیاسی بود؟ آیا تحریم‌ها لغو شد؟ آیا فشارها پایان یافت؟ آیا غرب از سیاست خصمانه خود دست برداشت؟ پاسخ همه این پرسش‌ها منفی است.

واقعیت آن است که مشکل غرب با ایران نه چند سانتریفیوژ است و نه چند کیلوگرم اورانیوم. مسئله اصلی، استقلال ایران است. آنها با ایرانی مشکل دارند که زیر بار خواسته‌هایشان نمی‌رود. به همین دلیل هرگاه یک بهانه از دستشان خارج می‌شود، بهانه دیگری تولید می‌کنند. یک روز حقوق بشر، روز دیگر موشکی، روز بعد منطقه و امروز هم پرونده هسته‌ای.

تصویب همین قطعنامه بهترین گواه این واقعیت است. در حالی که برخی همچنان از ضرورت مذاکره و تعامل سخن می‌گویند، آمریکا و سه کشور اروپایی همزمان مشغول تهیه و تصویب قطعنامه علیه ایران هستند. این رفتار معنایی جز این ندارد که غرب اساساً مذاکره را نه راه‌حل، بلکه ابزاری برای افزایش فشار می‌داند. آنها پشت میز مذاکره لبخند می‌زنند و همزمان در نهادهای بین‌المللی چاقوی سیاسی خود را تیز می‌کنند.
امروز کسانی که همچنان نسخه «اعتمادسازی بیشتر» را تجویز می‌کنند، باید به این سؤال پاسخ دهند که ایران دقیقاً چه اقدام دیگری باید انجام می‌داد که تاکنون انجام نداده است؟ اگر نتیجه همکاری، قطعنامه است، اگر نتیجه مذاکره، فشار بیشتر است، اگر نتیجه حسن نیت، اتهام و تهدید است، پس مشکل از رفتار ایران نیست، بلکه از ماهیت طرف مقابل است.

در چنین شرایطی طبیعی است که بازنگری و بررسی جدی خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) صورت بگیرد. پیمانی که ایران دهه‌ها به تعهدات خود در چارچوب آن پایبند بوده، اما در مقابل نه تنها از حقوق قانونی خود بهره‌مند نشده، بلکه همواره با فشار، تهدید، تحریم و پرونده‌سازی مواجه شده است.

به‌ویژه آنکه همزمان با تصویب این قطعنامه، دونالد ترامپ و جریان حامی او بار دیگر زبان تهدید علیه ایران را در پیش گرفته‌اند. این واقعیت نشان می‌دهد که حتی گسترده‌ترین همکاری‌ها نیز نتوانسته از شدت خصومت آمریکا بکاهد. از این منظر، این پرسش جدی مطرح است که ادامه وضعیت فعلی چه منفعتی برای ایران دارد و آیا زمان آن نرسیده است که گزینه‌های جدید روی میز قرار گیرد؟

در چنین فضایی، خروج از NPT و حرکت به سمت سیاست ابهام هسته‌ای، دست‌کم به عنوان یک گزینه راهبردی، باید با جدیت مورد بررسی قرار گیرد. تجربه نشان داده است که شفافیت یک‌طرفه و همکاری بدون دریافت حقوق متقابل، نه تنها امنیت و منافع ایران را تأمین نکرده، بلکه به ابزاری برای اعمال فشار بیشتر تبدیل شده است. هنگامی که طرف مقابل به جای احترام به تعهدات خود، از سازوکارهای بین‌المللی برای فشار سیاسی استفاده می‌کند، طبیعی است که تهران نیز در محاسبات راهبردی خود تجدیدنظر کند.

قطعنامه شورای حکام صرفاً یک سند سیاسی علیه ایران نیست؛ سندی است علیه یک توهم قدیمی. توهمی که گمان می‌کرد با لبخند، اعتمادسازی و عقب‌نشینی می‌توان دشمنی طرف مقابل را پایان داد. امروز بار دیگر ثابت شد که غرب زبان مذاکره را نمی‌فهمد. تنها زبانی که می‌فهمد، زبان قدرت، اقتدار و هزینه‌مند کردن اقدامات خصمانه است.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 5 =