چرا تنگه هرمز همچنان باید بسته بماند؟

محمود کریمی بیرانوند

کارشناس مسائل اقتصادی

امروز اهمیت بی‌بدیل تنگه هرمز بر همگان آشکار شده است. گذرگاهی راهبُردی که عبور روزانه ۲۰ درصد نفت دنیا و یک‌سوم گاز جهان، یک‌سوم هلیوم مصرفی، حدود ۴۶ درصد آمونیاک و سهم چشمگیری از گوگرد و اوره را به خود اختصاص داده که نشان‌دهنده تأثیر شگرف تنگه هرمز بر تمامی زنجیره‌های تأمین کالایی و اقتصاد جهانی است.

پیامدهای ناشی از انسداد آبراه تنگه هرمز به‌روشنی قابل مشاهده است؛ به‌گونه‌ای که تقریباً هیچ کالایی از موج گرانی در امان نمانده و هیچ کشوری از تبعات آن مصون نیست. این دامنه اثرگذاری، از کشورهای کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا نظیر ژاپن، کره جنوبی و مالزی آغاز شده و تا کشورهای اروپایی امتداد می‌یابد؛ حتی آمریکا که آغازگر جنگ بود و ادعا می‌کرد از این بحران اقتصادی متأثر نخواهد شد، اکنون با چالش‌ها و پیامدهای سهمگین و بی‌سابقه‌ای دست و پنجه نرم می‌کند.

این شرایط که در میانه جنگ رمضان رخ داده، «پنجره فرصتی» بی‌نظیر برای ایران گشوده است. نگاه بنیادین ما به تنگه هرمز نباید تقلیل‌گرایانه و صرفاً معطوف به درآمدزایی یا اخذ عوارض ترانزیتی باشد؛ هرچند انتفاع مالی در جای خود حائز اهمیت است، اما رویکرد کلان کشور باید بهره‌گیری از این فرصت تاریخی برای تثبیت حکمرانی اقتصادی خود در منطقه غرب آسیا و خلیج فارس باشد؛ یعنی نگاهمان باید حداکثری باشد. مسئله اصلی، تثبیت جایگاه ایران به عنوان قدرت بلامنازع اقتصاد غرب آسیاست. کشورمان باید با ابزار قدرتمند تنگه هرمز، جریان‌های اقتصادی منطقه را جهت‌دهی و کنترل کند و استقلال اقتصادی را در خلیج فارس پایه‌گذاری کند.

اکنون جامعه جهانی واقعیت این قدرت را پذیرفته و می‌داند که شریان اقتصاد جهانی در دستان ایران قرار دارد. تغییر رویکرد کشورهای اروپایی، به‌ویژه فرانسه و آلمان، نه از سر خیرخواهی، بلکه از سر ناچاری و درک این واقعیت است که باید در زمین بازی ایران ایفای نقش کنند. در چنین شرایط بی‌بدیلی، تن دادن به مذاکرات زودهنگام یا آتش‌بس موقت با هدف کسب منافع ناچیز، خطایی راهبردی است. اگر این پنجره فرصت بسته شود و ما بدون اعمال قدرت، تنها به اخذ عوارضی اندک بسنده کنیم، علی‌رغم پیروزی قطعی نظامی، دستاورد تاریخی خود را برای جهت‌دهی به اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس از دست داده‌ایم؛ چرا که تقلیل دادن این پیروزی به دستاوردهای خرد، فاقد توجیه و هزینه-فایده منطقی است.

امروز در دوران «ضرورت سکون در نبرد» قرار داریم و احتمالاً مذاکره‌کنندگان کشورمان امروز گفت‌وگوهای خود را با طرف مقابل آغاز خواهند کرد که از آن‌ها حمایت می‌کنیم. با این حال باید چند نکته مدنظر قرار گیرد. قدرت نظامی‌ای که در این مدت از سوی جمهوری اسلامی ایران به نمایش گذاشته شده و ضربات و فشارهایی که علیه اهداف مختلف، از جمله پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه و نیز رژیم صهیونیستی وارد شده، سرمایه مهمی برای تیم مذاکره‌کننده محسوب می‌شود. چنین ظرفیتی اگر به‌درستی مورد توجه قرار گیرد، می‌تواند پشتوانه‌ای جدی برای پیشبرد مذاکرات از موضع قدرت باشد.

در کنار این موضوع، نباید از مسئله تنگه هرمز و تثبیت حکمرانی ایران بر این گذرگاه استراتژیک غفلت کرد؛ زیرا تنگه هرمز صرفاً یک مسیر انتقال انرژی نیست، بلکه در عمل گلوگاه اقتصادی جهان است. اگر قرار باشد از ظرفیت تنگه هرمز برای تقویت موقعیت مذاکره‌کنندگان استفاده شود، به نظر می‌رسد در همین دوره سکون نیز باید مدیریت فعلی بر این گذرگاه ادامه پیدا کند و تنگه کماکان بسته بماند.

به بیان دیگر، نباید شرایط به‌گونه‌ای تغییر کند که عبور و مرور نفتکش‌ها و کشتی‌های باری به‌سرعت به وضعیت عادی گذشته بازگردد، زیرا زمانی مذاکره‌کننده ایرانی می‌تواند در حوزه اقتصادی از موضع قدرت سخن بگوید که قیمت نفت در سطح بالاتری باقی بماند و تورم انتظاری در اقتصادهای غربی، به‌ویژه در اقتصاد آمریکا، استمرار داشته باشد. در چنین شرایطی فشارهای اقتصادی می‌تواند کشورهای اروپایی را نیز وادار کند که برای تعدیل برخی مواضع، بر طرف آمریکایی فشار وارد کنند.

بر همین اساس، به نظر می‌رسد در این مقطع نباید وضعیت تنگه هرمز به روال پیشین بازگردد. مدیریت هوشمندانه‌ای که طی این مدت اعمال شده، باید با همان دقت ادامه پیدا کند؛ حتی اگر در موارد محدود و استثنایی عبور برخی کشتی‌ها نیز صورت گرفته باشد. در مقابل، افزایش عبور و مرور کشتی‌ها و به‌ویژه نفتکش‌های ایرانی، به‌خصوص آن دسته که تحت تحریم قرار دارند، باید بیشتر شود. افزایش تردد این نفتکش‌ها نه‌تنها پیام روشنی از استمرار فعالیت اقتصادی ایران مخابره می‌کند، بلکه می‌تواند جایگاه کشور را تقویت کند؛ بنابراین هرگونه سیاستی که به بازگشت سریع تنگه هرمز به وضعیت عادی در جریان مذاکرات بینجامد، لزوماً به تقویت دست مذاکره‌کنندگان کمک نخواهد کرد. برعکس، حفظ اهرم‌های فشار اقتصادی می‌تواند امکان چانه‌زنی مؤثرتر را فراهم آورد.

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + چهار =

پربازدیدترین اخبار