محمد قربانی

پس از جنگ دوازده روزه، سینمای ایران به لحاظ کمی واکنش قابل توجهی نشان داد. به طوری که در جشنواره فجر سال گذشته شاهد اکران هفت فیلم با ارتباط مستقیم و غیرمستقیم به جنگ میهنی دوازده روزه بودیم. اما به لحاظ کیفی تنها و با تسامح فقط یک فیلم در این بین دارای حداقلهای هنری و روایی بود. برای تکرار نشدن تجربه جنگ دوازده روزه در مورد جنگ رمضان، سینمای ایران نیاز به سیاستگذاری هنری و روایی دارد. در این یادداشت متناسب با وقایع جنگ رمضان، تلاش شده است چند پیشنهاد سیاستی در این زمینه ارائه شود.
1- بازتعریف قهرمان در امتداد الگوی «سوژه جمعی»
سینمای راوی جنگ رمضان باید از قهرمانسازی فردی فاصله بگیرد. تجربه ایران در این جنگ، این مسئله را به صورت عینی تثبیت کرده است: بعد از ترور رهبر شهید انقلاب و همچنین فرماندهان نظامی، «مردم» جایگزین آنها شدند. بنابراین سیاستگذاری باید به طور مشخص از روایتهایی حمایت کند که قهرمان را نه یک فرد استثنایی، بلکه یک «سوژه جمعی» بازنمایی میکنند.
2- تثبیت مشروعیت دفاع از طریق بازسازی زمینهای
مشروعیت در سینما با «زمینهسازی روایی» ساخته میشود. در تجربه ایران، شروع جنگ با کشتار کودکان و ترور رهبران ایران در جریان مذاکرات، یک زمینه روشن برای مشروعیت دفاع ایجاد میکند. سیاستگذاری باید روایتهایی را تقویت کند که این زنجیره علّی را دقیق بازسازی میکنند.
3- تقویت انسانیسازی مقاومت در برابر روایتهای غیرانسانیساز
گفتمان مسلط، مقاومت را غیرانسانی بازنمایی میکند. تجربه جنگ رمضان یک امکان معکوس فراهم کرده است: حضور و همبستگی، کمکهای داوطلبانه و حتی تبدیل شدن مردم به سپر انسانی در تاسیسات زیرساختی از جمله مواردی هستند که انسانی بودن مقاومت ایران در جنگ رمضان را میرسانند. بنابراین سیاستگذاری باید بر روایتهایی متمرکز شود که این وجوه انسانی را برجسته میکنند.
4- بازنمایی مقاومت بهعنوان «کنش روزمره» نه صرفاً رخداد استثنایی
در تجربه جنگ رمضان، مقاومت در زندگی روزمره جاری بود: مردم هر روز در میادین و خیابانها حضور داشتند و این حضور تبدیل به عملی روزمره در کنار دیگر امور زندگیشان شده بود. سیاستگذاری باید این را به یک جهتگیری روایی تبدیل کند؛ یعنی روایتهایی که نشان میدهند مقاومت چگونه در بطن زندگی عادی شکل میگیرد.
5- بازنمایی عدم توازن قدرت در خدمت تقویت معنای مقاومت
ما در جنگ رمضان، در جدالی بسیار نابرابر، با بزرگترین قدرتهای نظامی تاریخ جنگیدیم و آنها را به زانو درآوردیم. سیاستگذاری باید روایتهایی را تقویت کند که این نابرابری را بهروشنی نشان میدهند، اما همزمان توضیح میدهند که چگونه عوامل اعتقادی، اجتماعی و روحیه حسینی و عاشورایی، این شکاف را جبران کردند.
6- پیوند سطح ملی و منطقهای در روایت مقاومت
سینما باید با نشان دادن ذات انسانی مقاومت، مخاطب خارجی -به ویژه مردم منطقه- را در نظر بگیرد. جنگ رمضان به مردم منطقه نشان داد که آمریکا نمیتواند امنیت آنها را تامین کند. آثار سینمایی باید در جهت روایت «همسرنوشتی» ایران و ملتهای منطقه عمل کنند.
7- مقابله با روایت مسلط از طریق بازنمایی مستندگونه
در بسیاری از تجربههای مشابه، سینمای مقاومت زمانی موفق بوده که به واقعیت نزدیک شده است. با توجه به حجم تجربههای زیسته مردم در این جنگ، سیاستگذاری باید به سمت روایتهای مبتنی بر واقعیت، خاطره و تجربه حرکت کند تا بتواند در برابر روایتهای بیرونی اعتبار ایجاد کند.
8- بازسازی حافظه جمعی بهعنوان میدان اصلی نبرد روایی
سینما یکی از ابزارهای شکلدهی حافظه است. در ایران، حافظه این جنگ در خیابانها و کنشهای مردمی شکل گرفته است. سیاستگذاری باید این حافظه را به ماده اصلی روایت تبدیل کند، تا از فراموشی یا تحریف آن جلوگیری شود.