بسیاری از رسانههای غربی، به روشنی در حال تصریح این نکته هستند که جمهوری اسلامی ایران، با نوع جنگیدن خود در حقیقت درحال بهرخ کشیدن نوع جدیدی از استراتژیهای جنگی است که پس از پایان این جنگ، مورد بازخوانی و درسآموزی قرار خواهد گرفت. در یکی از آخرین این موارد، سایت معتبر شورای سیاست خارجی آمریکا، به بررسی سبک جنگ ایران با استفاده از پهپادها پرداخته است.

کیاوش کلهر
ایدۀ اصلی گزارش روابط خارجی آن است که ما درحال دیدن یک نبرد تازه با مختصات منحصر بهفردی هستیم. این رسانه برآن است که این جنگ، «نشانهای روشن از ورود جهان به عصر تازهای از جنگ است؛ عصری که میتوان آن را «انبوه دقیق» نامید؛ یعنی استفاده گسترده از سامانههای کمهزینه، هرچه خودکارتر و مجهز به هدایت بسیار دقیق. به بیان سادهتر، امروز در میدانهای نبرد تعداد پهپادها بسیار بیشتر از گذشته است؛ اما اینها همان پهپادهایی نیستند که از دوران «جنگ جهانی علیه تروریسم» به یاد داریم. این وضعیت نشان میدهد درسهایی که از جنگ اوکراین آموخته شده، در حال شکل دادن به رفتار ایالات متحده، ایران و اسرائیل است. جهان شاهد گسترش نوع تازهای از جنگ است».
مشخصۀ اصلی این دوران که شورای روابط خارجی آن را دوران «انبوه دقیق» مینامد چیست؟ متن تصریح میکند که ویژگی این سبک جنگ آن است که «دولتها و حتی بازیگران غیردولتی، از قدرتهای بزرگ گرفته تا کشورهای کوچک میتوانند در مقیاس وسیع به سلاحها و حسگرهای دقیق و کمهزینه دست یابند و آنها را در بردهای کوتاه و بلند به کار بگیرند. پهپادها میتوانند در میدان نبرد هم نقش مکمل و هم جایگزین بسیاری از سامانههای دیگر را ایفا میکنند. برخی از آنها مانند سامانههای توپخانه، موشکهای کروز یا حتی اژدر عمل میکنند، در حالی که برخی دیگر نقش هواپیماهای شناسایی یا بمبافکن را بر عهده دارند. در شرایطی که زمان تصمیمگیری کوتاه و تهدیدها فوری هستند، این سامانهها را میتوان سریع و در مقیاس گسترده تولید و به میدان آورد؛ چیزی که درباره سامانههای بسیار پیچیده و گرانقیمت صدق نمیکند».
در این شرایط ایران از برندههای این نوع جدید جنگ است «ایران بهشدت بر زرادخانه موشکهای بالستیک نسبتاً ارزانقیمت و بهویژه پهپاد «شاهد‑۱۳۶» تکیه کرده است؛ همان پهپادی که الهامبخش ارتش آمریکا در طراحی پهپاد LUCAS بوده است. هزینه هر فروند شاهد‑۱۳۶ تنها کسری از هزینه یک موشک کروز یا بالستیک، بین حدود ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار است. برد این پهپاد میتواند به حدود دو هزار کیلومتر برسد. این پهپاد همچنین از سامانه هدایت دقیقی برخوردار است که در صورت ساقط نشدن، تقریباً با قطعیت به هدف مورد نظر برخورد میکند. برخی تحلیلگران معتقدند ایران اصلاحاتی مانند آنتنهای ضدجمینگ و سامانههای ناوبری مقاوم در برابر جنگ الکترونیک را برای مقاومتر کردن آنها به کار گرفته است».
استفادۀ ایران و استراتژی جنگی کشور در این نبر روشن است «مقابله با حملات گسترده پهپادهای «شاهد» به زمان و منابع قابلتوجهی نیاز دارد و حتی اگر تنها ۲۰ درصد آنها از سد دفاعی عبور کنند، با افزایش استفاده از پهپادهای انتحاری میتواند به تعداد زیادی ضربه مخرب منجر شود. بخشی از راهبرد ایران در این جنگ این است که با تکیه بر موشکهای بالستیک ارزانقیمت و پهپادهای شاهد، فشار مداومی بر ایالات متحده، اسرائیل و شرکای منطقهای واشنگتن وارد کند و در نتیجه بتواند از ذخایر محدود سامانههای پدافند هوایی این کشورها فراتر برود و آنها را فرسوده کند».
در چنین موقعیتی است که تازه اقتصاد جنگ و استراتژی اقتصادی ایران هم شفافتر میشود «چالش پیش روی ایالات متحده و شرکایش در دفاع در برابر این حملات دو جنبه اصلی دارد. نخست اینکه مدافعان از نظر هزینه در موقعیت نامطلوبی قرار دارند. مقابله با سلاحهای تهاجمی «انبوه دقیق» مانند شاهد‑۱۳۶ معمولاً بسیار پرهزینهتر از تولید و استفاده از خود این سلاحهاست. استفاده از سامانههای پدافند هوایی گاهی پنج تا صد برابر بیشتر از شلیک یک سلاحی مانند شاهد‑۱۳۶ هزینه دارد. برای مثال، هر موشک رهگیر سامانه پیشرفته پاتریوت حدود چهار میلیون دلار قیمت دارد، در حالی که پهپادی که این موشک سرنگون میکند حدود ۳۵ هزار دلار ارزش دارد. حتی سامانهای نسبتاً ارزان مانند «کویوت» نیز برای هر شلیک حدود ۱۲۵ هزار دلار هزینه دارد».
ایدۀ نبرد انبوه ایران بر پایۀ آسیبپذیری شدید توان پدافندی دشمن هم متکی است «تعداد موشکهای رهگیر پدافند هوایی برای مقابله با موجهایی از حملات که با سامانههای «انبوه دقیق» ایجاد میشوند محدود است و تولید آنها نیز زمانبر است. شرکت لاکهید مارتین در سال ۲۰۲۵ تنها حدود ۶۰۰ موشک رهگیر پاتریوت تولید کرد و قصد دارد این رقم را تا سال ۲۰۲۷ به دو هزار برساند، اما رسیدن به آن هدف هنوز زمان میبرد. با کاهش ذخایر رهگیرهای پدافند هوایی در کشورهای خلیج فارس، آنها ممکن است ناچار شوند برای کمک به ایالات متحده و اسرائیل متکی شوند. این دو کشور هم در کوتاهمدت ذخایر کافی دارند، اما اگر درگیری طولانی شود، واشینگتن ممکن است به سراغ ذخایر منطقه هند–اقیانوس آرام برود؛ ذخایری که اساساً برای بازدارندگی در برابر چین در نظر گرفته شدهاند. مسئله پدافند هوایی آنقدر جدی شده که ایالات متحده از اوکراین نیز درخواست کمک کرده است».
سرعت و مقیاس انبوه تولید هم مزیت دیگر این راهبرد جنگی ایران است که شورای روابط خارجی به آن اذعان دارد «قابلیتهای «انبوه دقیق» از آن جهت اهمیت دارند که میتوان آنها را با سرعت و در مقیاس بالا تولید کرد؛ زیرا بر پایه منابع نسبتاً در دسترس شکل میگیرند: تولیدات تجاری، پیشرفتهای هوش مصنوعی و سامانههای خودکار، و دسترسی آسان به سامانههای هدایت دقیق. تجربه ایران، روسیه و اوکراین نشان داده که چنین چیزی کاملاً ممکن است؛ چرا که هر یک از این کشورها از سال ۲۰۲۲ تاکنون توانستهاند سالانه دهها هزار تا حتی میلیونها پهپاد تولید کنند».
در خاتمه، درنظر داشتن این نکته مهم است که شورای روابط خارجی به نوعی بر این مسئله تاکید دارد که ایران در حال نمایش دادن یک نبرد از آینده است، نبردی که تحولی همپایۀ نخستین روزهای استفاده از تاک یا مسلسل در میدان جنگ داشت «تلاقی تغییرات فناوری با منطق اقتصادی تولید نشان میدهد که «انبوه دقیق» احتمالاً در آینده به یکی از ویژگیهای ثابت جنگها تبدیل خواهد شد؛ درست همانگونه که در دورههای گذشته، مسلسل یا تانک چنین نقشی پیدا کردند. هر ارتشی باید این تحول را جدی بگیرد، بهویژه ایالات متحده که در حال حاضر کمتر از ۰٫۰۵ درصد از بودجه دفاعی خود را صرف توسعه و استقرار این نوع قابلیتها میکند».