فرهنگی 12 خرداد 1405 - 10 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

وقتی یک تریبون خاموش می‌شود

سعید قاسمی

مقصودی ثریا

تعلیق ناگهانی پخش زنده برنامه تلویزیونی «ثریا» از شبکه یک سیما، بار دیگر چالش موازنه میان آزادی بیان رسانه‌ای و فشارهای بیرونی را به کانون مباحثات سیاسی-رسانه‌ای کشور بازگرداند. این توقف که طبق گزارش‌ها، بلافاصله پس از برنامه‌ای با حضور کارشناسان منتقد و بحث پیرامون روند مذاکرات دیپلماتیک و سیاست‌های اقتصادی تورم‌زا رخ داد، موجی از اعتراضات را در رسانه‌های جمعی و دغدغه‌مندان فضای مجازی برانگیخته است. رسانه‌های معترض، این اقدام را نتیجه آشکار فشارهای پیدا و پنهان دولتمردان بر مدیریت سازمان صداوسیما می‌دانند؛ فشارهایی که به گواه فعالان رسانه‌ای، با اهرم‌هایی نظیر گره‌زدن بودجه یا گلایه‌های رسمی از بازتاب مواضع انتقادی شکل گرفته است. در شرایطی که «ثریا» بر اساس آخرین نظرسنجی مرکز تحقیقات صداوسیما به عنوان پربیننده‌ترین برنامه شبکه یک شناخته شده بود، حذف آن از آنتن زنده و پیشنهاد تبدیل آن به یک برنامه ضبطی و فیلترشده، نشان‌دهنده عقب‌نشینی آشکار از پویایی رسانه‌ای و آسیب به اعتماد عمومی است.

بررسی ابعاد ماجرای توقف برنامه «ثریا» نشان می‌دهد که جرقه‌های اصلی این تعلیق، از قسمت اخیر این برنامه زنده و مواضع صریح مهمانان کارشناس آن پیرامون مسائل کلان کشور زده شد. در این برنامه‌، انتقادات تندی نسبت به رویکرد منفعلانه در قبال تهدیدات خارجی، ضرورت تحقق پاسخ‌دهی نظامی قاطع و همچنین چالش‌های معیشتی ناشی از تورم مطرح گردید. این صراحت لهجه که همواره با روحیه «دیده‌بانی برای پیشرفت ایران» در این برنامه ۱۴ ساله عجین بوده، بلافاصله با واکنش منفی و ابلاغ حکم لغو پخش زنده مواجه شد.

بر اساس فکت‌های موجود و اظهارات رسمی دست‌اندرکاران، مدیران رسانه ملی ادامه پخش ثریا را منوط به «ضبطی شدن» و بازبینی پیش از پخش کرده‌اند؛ پیشنهادی که با مخالفت صریح تیم سازنده روبرو شد. محسن مقصودی، مجری و تهیه‌کننده برنامه، در یادداشتی تند اعلام کرد: «برنامه اگر زنده پخش نشود، مرده است؛ جرح و تعدیل‌های معمولِ برنامه‌های ضبطی با روح مأموریت ثریا همخوانی ندارد و در شرایطی که تحولات منطقه ساعتی است، رسانه نمی‌تواند عقب بماند.»

تحلیل رسانه‌های منتقد حاکی از آن است که صداوسیما تحت یک دیکتاتوری نوین رسانه‌ای و فشار مستقیم از سوی بدنه دولت دست به این سانسور ساختاری زده است. فعالان رسانه‌ای فاش کرده‌اند که برخی مسئولان دولتی در دیدارهای اخیر خود با مدیران رسانه ملی، حتی از بازپخش سخنان امام راحل و رهبر شهید انقلاب در خصوص نقد مذاکره با آمریکا نیز گلایه کرده بودند. این جریان‌های معترض معتقدند دولت با گروکشی‌های بودجه‌ای و تذکرات پیاپی، مدیران سیما را منعل کرده و آنها را به سمت تبدیل تریبون‌های بیدار به روابط‌عمومی‌های مطیع سوق می‌دهد.

در سال‌هایی که بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی نتوانسته‌اند ارتباط عمیقی با مخاطب برقرار کنند، «ثریا» از معدود برنامه‌‌هایی بود که برای خود بدنه‌ای از مخاطبان وفادار ایجاد کرد. موفقیت آن نه به خاطر دکورهای پرزرق‌وبرق، بلکه به دلیل پرداختن به موضوعاتی بود که بخش مهمی از جامعه نسبت به آنها دغدغه داشت. تایید این جایگاه، کسب عنوان پربیننده‌ترین برنامه شبکه یک در آخرین نظرسنجی رسمی است.

توقف این تریبون، فارغ از هر توجیهی، اتفاق خوشایندی برای فضای رسانه‌ای نیست؛ چرا که نقدهای مطرح‌شده در آن از جنس تخریب نبود، بلکه رویکرد دلسوزانه داشت. تجربه نشان داده هرگاه رسانه‌های داخلی از طرح پرسش‌ها فاصله بگیرند، مخاطبان برای یافتن پاسخ به سراغ رسانه‌های معاند بیرونی می‌روند که الزاماً دغدغه منافع ملی را ندارند. بستن تریبون‌های داخلی، لزوماً موجب حذف پرسش‌ها نمی‌شود، بلکه تنها محل طرح آنها را تغییر می‌دهد. سرمایه اصلی رسانه ملی اعتماد مخاطب است؛ اعتمادی که با حذف صداهای متنوع آسیب جدی خواهد دید. امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور به تریبون‌هایی از جنس «ثریا» نیاز دارد؛ تریبون‌هایی که نقد می‌کنند اما خود را متعلق به همین کشور و همین مردم می‌دانند.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 1 =