امیر شهشهانی

حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، آنهم در قالب جنگ تحمیلی سوم که با تروریسم عریان و بیشرمانه در ترور و شهادت رهبر شهید آیت الله سید علی خامنهای و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و سیاسی همراه شد، صرفاً یک رخداد نظامی نبود. روایت غالبی که از دل این بحران بیرون آمده، نه درباره سانتریفیوژهاست و نه درصد غنیسازی؛ بلکه درباره فروپاشی اعتبار نظمی است که قریب به شصت سال با عنوان «عدم اشاعه هستهای» تبلیغ شد. در حالی که ایران طی سه دهه زیر سنگینترین اتهامات درباره تلاش برای ساخت سلاح هستهای قرار داشت، هیچگاه سندی دال بر یک برنامه تسلیحاتی ساختاریافته ارائه نشد؛ حتی گزارشهای رسمی و برآورد جامعه اطلاعاتی جاسوسی آمریکا نیز چنین نتیجهای را تأیید نکردند. با این حال، همان اتهامات، بهانهای مضحک برای جنگ و حمله به ایران شد.
گزارش اخیر الجزیره از نشست ۲۷ آوریل اعضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) در نیویورک، دقیقاً بر همین تناقض دست میگذارد: پیمانی که از ۱۹۷۰ برقرار شد تا توازن میان «حق استفاده صلحآمیز» و «تعهد به عدم تسلیح» را تضمین کند، امروز در معرض یک سؤال بنیادین است؛ آیا عضویت در آن، اساساً امنیتی برای کشورهای غیرهستهای خواستار فعالیت صلح آمیز هستهای ایجاد میکند یا فقط محدودیتی یکطرفه است؟
طنز تلخ ماجرا آنجاست که رژیم جنایتکار اسرائیل، بازیگری که خود نه عضو این پیمان است و نه به هیچیک از سازوکارهای نظارتی آن تن داده، به یکی از اصلیترین مدعیان علیه ایران تبدیل شده است. رژیمی که خارج از هر چارچوب الزامآور عمل میکند، حالا در جایگاه شاکی نشسته و دیگران را متهم میکند.
در این میان، نقش نهادهای نظارتی نیز بیش از پیش زیر ذرهبین رفته است. عملکرد مدیرکل پرحاشیه و جاهطلب آژانس، این شائبه را تقویت کرده که ساختار نظارتی نهتنها بیطرف نیست، بلکه گاه در حال مشروعیتبخشی به همان بینظمی است که باید مهارش کند. وقتی او در کمال وقاحت، برای نگرانی یک رژیم خارج از انپیتی نسبت به برنامه هستهای ایران حق قائل میشود(رژیمی که رکورددار کشتار جنایت جنگی و تروریسم است)دیگر نمیتوان از «نظارت بیطرفانه» سخن گفت.گزارش الجزیره بهدرستی اشاره میکند که حمله به تأسیسات هستهای تحت نظارت، نه شفافیت ایجاد میکند و نه اعتماد؛ بلکه پیام خطرناکتری به جهان مخابره میکند: اینکه ماندن در چارچوب قواعد، نهتنها مصونیت نمیآورد، بلکه ممکن است شما را به هدفی آسانتر تبدیل کند.
واقعیت آن است که جنگ اخیر، یک پیام تاریک برای جهان مخابره کرده است: در نظام بینالملل امروز، قانون برای ضعیفان نوشته میشود و برای قدرتمندان، تفسیر. اگر این روند مهار نشود، نهتنها انپیتی ، بلکه کل ساختار حقوق بینالملل بهتدریج به حاشیه رانده خواهد شد.