سیاسی 22 خرداد 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

قمار خطرناک در هرمز

محسن فرهمند

image 2026 06 10 16 46 05

همزمان با افزایش حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به زیرساخت‌های ارتباطی و راداری ایران، تهدیدهای بی‌سابقه دونالد ترامپ علیه تأسیسات حیاتی کشور نیز وارد مرحله‌ای تازه شده است. مجموعه این تحرکات نشان می‌دهد نبرد با ایران از فاز فشار سیاسی و اقتصادی عبور کرده و وارد مرحله‌ای شده که در آن برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی بار دیگر رویای تهاجم مستقیم و حتی درگیری زمینی با جمهوری اسلامی را در سر می‌پرورانند؛ رویایی که ریشه آن را باید در تداوم خطاهای محاسباتی دشمن و برخی پیام‌های غلط داخلی جست‌وجو کرد.

در حالی که هنوز آثار و تبعات جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران بر منطقه و جهان باقی است، شواهد میدانی و سیاسی نشان می‌دهد که آمریکا و رژیم اسرائیل نه‌تنها از این اشتباه درس نگرفته‌اند بلکه در حال بازتولید همان خطاهای راهبردی هستند که پیش‌تر هزینه‌های سنگینی بر آنان تحمیل کرد.

ریشه نخست این وضعیت را باید در اشتباه محاسباتی مزمنی جست‌وجو کرد که سال‌هاست در واشنگتن و تل‌آویو وجود دارد؛ این تصور که ایران در برابر فشارها و تجاوزات مستقیم واکنش تعیین‌کننده نشان نخواهد داد و یا به دلیل برخی ملاحظات سیاسی و مذاکراتی، پاسخ خود را به تعویق خواهد انداخت. همین برداشت غلط، بارها آمریکا و اسرائیل را به سمت اقدامات ماجراجویانه سوق داده است. در کنار این مسئله، نمی‌توان از برخی مواضع و اظهارات نادرست داخلی اخیر نیز چشم‌پوشی کرد؛ مواضعی که گاه ناخواسته این شائبه را به طرف مقابل منتقل کرده که جمهوری اسلامی در موقعیتی ضعیف قرار دارد یا به هر قیمت در پی رسیدن به توافق است. تجربه نشان داده هرگاه دشمن کوچک‌ترین نشانه‌ای از تردید یا ضعف برداشت کرده، نه‌تنها عقب‌نشینی نکرده بلکه بر حجم تهدیدات و فشارها افزوده است.

**الگوی حملات آمریکا، آماده سازی برای تهاجم زمینی است

اما آنچه در هفته‌های اخیر اهمیت ویژه‌ای دارد، الگوی جدید حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی است. حملات به تأسیسات راداری و ارتباطی جزیره قشم و همچنین هدف قرار دادن زیرساخت‌های راداری، ارتباطی و پشتیبانی در نوار ساحلی تنگه هرمز، مناطقی در استان بوشهر و جزایر ایرانی خلیج فارس، صرفاً حملاتی تاکتیکی یا مقطعی نیست. این اقدامات در امتداد حملات مشابه دوران جنگ ۴۰ روزه تحمیلی سوم قرار می‌گیرد و حامل یک پیام روشن است؛ دشمن در حال آماده سازی بستر برای حمله زمینی به ساحل تنگه هرمز، جزایر ایرانی خلیج فارس و مسیرهای راهبردی جنوب کشور است.این مسئله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که کنار برخی مواضع رسمی آمریکایی قرار گیرد. خبرگزاری تاس، قدیمی‌ترین خبرگزاری روسیه، در گزارشی اعلام کرد که مسکو بار دیگر به تهران هشدار داده پروژه موسوم به «صلح» و «توافق» می‌تواند پوششی برای طراحی حمله زمینی علیه ایران باشد. همزمان ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، هشدار داد هرگونه عملیات زمینی علیه ایران به معنای تشدید خطرناک تنش‌ها و دارای پیامدهای بالقوه جبران‌ناپذیر برای امنیت جهانی خواهد بود.

این هشدارها در حالی مطرح می‌شود که ترامپ عصر روز گذشته در تهدیدی آشکار مجددا اظهار داشت: امروز(چهارشنبه) به ایران حمله خواهیم کرد! ایران وقت‌کشی می‌کند و نمی‌دانم رهبرانش چه می‌کنند؛ ما در حال جلوگیری از دستیابی آنها به سلاح هسته‌ای هستیم به توافق با ایران بسیار نزدیک بودیم، اما آنها همچنان وقت‌کشی می‌کنند و ما را فریب می‌دهند دیروز شدیداً به آن‌ها ضربه زدیم و امروز هم دوباره شدیداً ضربه خواهیم زد
دونالد ترامپ نیز در ۸ ژوئن اذعان کرد در صورت شکست مذاکرات، آمریکا می‌تواند نیروهای ویژه خود را برای انجام مأموریت‌های نظامی به ایران اعزام کند. چنین موضعی در کنار الگوی حملات اخیر به مناطق ساحلی و جزایر ایرانی، تصویری روشن از ذهنیت خطرناک حاکم بر بخشی از ساختار قدرت آمریکا ارائه می‌دهد؛ ذهنیتی که همچنان تصور می‌کند می‌توان با تکرار سناریوهای شکست‌خورده گذشته و بالاتر رفتن از نردبان تنش، اراده ملت ایران را در هم شکست. از سوی دیگر، مرد دیوانه کاخ سفید در روزهای گذشته بار دیگر در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز مدعی شد به صدور دستور حملات جدید علیه نیروگاه‌ها و پل‌های ایران نزدیک شده است و علت آن را طولانی شدن روند مذاکرات عنوان کرد. این سخنان در واقع اعترافی آشکار به ماهیت واقعی پروژه آمریکاست؛ پروژه‌ای که هدف آن نه توافق، بلکه استفاده از مذاکرات به‌عنوان ابزاری برای افزایش فشار، فرسایش توان ملی و آماده‌سازی بستر اقدامات تهاجمی است. آنچه این تصویر را کامل‌تر می‌کند، نقش لابی‌های صهیونیستی در آمریکا است. اندیشکده یهودی جیسنا در گزارشی به آمریکا توصیه می کند حملات خود را از سر بگیرد، تأسیسات موشکی و هسته‌ای ایران را هدف قرار دهد، زیرساخت‌های انرژی را تخریب کند، صادرات نفت ایران را مختل سازد و حتی از مخالفان جمهوری اسلامی حمایت تسلیحاتی به عمل آورد.

** مطالبه ملی برای بازتعریف دکترین هسته‌ای
با این حال، همین جریان‌ها هنوز عمق حماقت راهبردی خود را درک نکرده‌اند. آمریکا پیش‌تر نیز با ورود به چرخه تقابل مستقیم با ایران نه‌تنها دستاوردی کسب نکرد بلکه هزینه‌های سنگینی پرداخت؛ از نابودی گسترده تجهیزات و دارایی‌های نظامی گرفته تا بحران بی‌سابقه انرژی ناشی از مسدود شدن تنگه هرمز. در چنین شرایطی هیچ اقدامی از سوی ترامپ که تمام زندگی سیاسی و اقتصادی خود را بر پایه قمار، ریسک و زورگویی نهادینه در فرهنگ بدوی آمریکایی، بنا کرده بعید نیست. از این رو مسئولان کشور باید از هرگونه موضعی که بتواند به دشمن سیگنال ضعف ارسال کند پرهیز کنند. در کنار آن باید با صراحت اعلام شود که هر تجاوز جدید علیه زیرساخت‌های ایران با پاسخی چندبرابر و مقابله به مثل علیه زیرساخت‌ها، چاه های نفت و گاز و منافع راهبردی متحدان عربی منطقه‌ای آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه خواهد شد.
فراتر از این، اکنون زمان آن رسیده که سیاست و دکترین کلی کشور نسبت به پروژه چندمرحله‌ای و چندین‌ساله آمریکا و اسرائیل برای تضعیف و نابودی ایران بازتعریف شود. تهدیدهای مکرر ترامپ، نتانیاهو و اطرافیان آنان درباره نابودی تمدن ایران، سخن گفتن از «انفجارهای بزرگ» و ادبیاتی که تداعی‌کننده تهدیدات هسته‌ای است، موجب شده مطالبه بازدارندگی حداکثری به واسطه تغییر در دکترین اتمی کشور بیش از هر زمان دیگری در افکار عمومی مطرح شود.در همین زمینه دو موضع مهم قابل تأمل است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در جلسه استماع سنا اذعان کرد: اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، آمریکا عملاً نمی‌توانست اقدام مؤثری علیه آن انجام دهد. در سوی دیگر، سرگئی لاوروف نیز با اشاره به سرنوشت لیبی تصریح کرد یکی از دلایل اصلی حرکت کره شمالی به سمت توان هسته‌ای، مشاهده سرنوشت معمر قذافی بود؛ کشوری که برنامه هسته‌ای خود را واگذار کرد اما در نهایت هدف حمله قرار گرفت و قذافی به شکلی فجیع کشته شد. مجموع این واقعیت‌ها یک پیام روشن دارد؛ دشمن نه از زبان مذاکره، بلکه از موضع قدرت سخن می‌گوید و تنها عاملی که می‌تواند او را از تکرار حماقت‌های جدید بازدارد، افزایش هزینه تجاوز و تقویت بازدارندگی ملی است؛ بازدارندگی‌ای ویژه‌ و خاصی که امروز بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت راهبردی برای امنیت و آینده ایران تبدیل شده است.

 وقتی تهدید، زبان رسمی کاخ سفید می‌شود

حمله به زیرساخت‌های ارتباطی و راداری جنوب کشور، تهدید به هدف قرار دادن نیروگاه‌ها و پل‌ها، سخن گفتن از اعزام نیروهای ویژه و تشویق آشکار آمریکا به تخریب زیرساخت‌های انرژی ایران از سوی محافل اسرائیلی، همگی قطعات یک پازل واحد هستند؛ پازلی که نشان می‌دهد واشنگتن و تل‌آویو همچنان در اسارت همان اشتباه محاسباتی قدیمی قرار دارند. تجربه سال‌های گذشته اما ثابت کرده هر بار که دشمن از پنجره تهدید وارد شده، با دیوار هزینه‌های سنگین و غیرقابل پیش‌بینی مواجه شده است؛ واقعیتی که ظاهراً هنوز برای طراحان پروژه فشار حداکثری قابل فهم نشده است.

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + شش =