چین بر اساس اندیشههای کنفسیوس عمل میکند. بر همان قاعده هم باید تحلیل شود و انتظاراتمان را تعدیل کنیم. او منتظر می ماند. کمک خواهد کرد تا از نَفَس نیفتیم، زیرا ما نَفَس دشمن راهبردیاش را می بریم. دوست ما حول دشمن مشترک است. اما چین به خاطر ما وارد جنگ نخواهد شد. عنصر پرهیز در این تفکر غالب بر عنصر مقابله است.
زمانی که دشمن کاملاً از نَفَس افتاد، وارد میشود تا تیر خلاص را بزند و قرن آینده، قرن چین باشد؛ مشابه کاری که آمریکاییها در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم انجام دادند.
اما ما مانند روسیه در جنگ جهانی دوم عمل خواهیم کرد؛ مردمانی مصمم که دشمن را در پشت دروازههای مسکو متوقف کردند و تا برلین (پایتخت کشور مهاجم) دنبال کردند. اندیشهاش نیمی از جهان را گرفت .
اما قرن جدید، قرن ایران خواهد بود، چون هم عنصر ایمان دارد و هم شجاعت. البته این دو عنصر موجب استمرار طولانی مدت این تمدن خواهد گشت!
پ.ن: آتلانتیک: چین معتقد است آمریکا سرانجام از نفس خواهد افتاد و فرسوده خواهد شد.
خویشتنداری ژئوپلیتیکی پکن بخشی از یک بازی و راهبرد بلندمدت است. چین تا حد زیادی در جریان جنگ ایران در حاشیه مانده است — اما به گفته رایان هاس این نشانه ضعف نیست:
«چین در حال خریدن زمان است و خود را آماده میکند تا زمانی که آمریکا فرسوده و از صحنه خارج شود، به گزینه آماده برای پر کردن خلأ رهبری تبدیل شود.»
