فیلم گیس از همان ابتدا نشان میدهد که فضا و موضوع ملتهبی دارد و میخواهد شجاعانه موضعگیری کند. اما هرچه فیلم جلوتر میرود، ایرادات آن مانع اثرگذاری شعارهایش میشوند. در واقع، سوژهی ملتهب فیلم، خامدستانه و احساسزده مصرف میشود و کاملاً میسوزد.

حمیدرضا رنجبرزاده
فیلم گیس از همان ابتدا نشان میدهد که فضا و موضوع ملتهبی دارد و میخواهد شجاعانه موضعگیری کند. اما هرچه فیلم جلوتر میرود، ایرادات آن مانع اثرگذاری شعارهایش میشوند. در واقع، سوژهی ملتهب فیلم، خامدستانه و احساسزده مصرف میشود و کاملاً میسوزد.
فیلم با نمایش اعتراضات کارگری نسبت به اوضاع بیکاری آغاز میشود. در این تجمع اعتراضی، شخصیت سمیر خاص میشود. او سرکارگر پتروشیمی ماهشهر است و با وجود اینکه شخصا در کار و حقوقش مشکلی ندارد و حتی قرار است بهزودی عروسی کند، به میان معترضان میآید و لیدر اعتراضات میشود. شخصیت سمیر خیلی سریع با بازی خوب بازیگرش، سمپاتیک میشود.
کمی جلوتر، در شب عروسی سمیر، پتروشیمی آتش میگیرد و سمیر برای کمک به مهار آتش، عروسی خود را رها میکند و به سمت پتروشیمی میرود. سمیر در اقدامی قهرمانانه برای بستن یک شیر مهم به میان آتش میرود و در یک انفجار کشته میشود. با حذف کاراکتر سمیر، انگار تیم فیلمسازی فیلم هم به همراه او از پروژه کنار میروند و تیم جدیدی ساخت ادامه فیلم را به عهده میگیرد! فیلم پس از کشته شدن سمیر کاملا سقوط میکند.فیلم در پرده دوم پر میشود از خامدستی در فیلمنامه و اجرا. پیچهای متوالی و خالی از منطق داستانی، کاملا نفس فیلم را میگیرند. فیلمساز به جای آنکه تماشاگر را در وقایع ملتهب مرتبط با فساد در پتروشیمی ماهشهر شرکت بدهد، مرتب به او رو دست میزند و او را غافلگیر میکند.
شوکهای پیدرپی تماشاگر را از جریان وقایع خارج نگه میدارند و مخاطب از جایی به بعد، بدون حس و منفعلانه فیلم را پی میگیرد.یکی از موضوعات مهم درباره فیلم که باید به آن پرداخته شود، شخصیت مامور امنیتی با بازی حامد بهداد است. بهداد در ابتدای فیلم به عنوان یک مامور امنیتیِ دون پایه معرفی میشود که شرح وظایفش در حد دستگیری معترضان کارگری و چک کردن استوری مردم است! همچنین روحیه خشن و رفتارهای بیادبانهی او، از مامور امنیتی یک شخصیت کاملا آنتیپاتیک خلق میکند.
اما در یکسوم انتهایی اثر، مامور امنیتی کاملا تغییر هویت میدهد و تبدیل به یک مامور حرفهای در مبارزه با فساد در پتروشیمی میشود. او این بار بددهنی و بیادبیهایش را بهجای اینکه در مقابل مردم استفاده شود، در برابر معاون وزیر و مدیران پتروشیمی بهکار گرفته میشود. رفتار فیلمساز در یکسوم ابتدایی اثر با کاراکتر مامور امنیتی یک اشتباه استراتژیک است. او که قرار است در یکسوم انتهایی قهرمان مبارزه با فساد باشد، نباید تا این حد در یکسوم ابتدایی اثر آنتیپاتیک شود. همچنین تواناییهای او نباید تا حد یک مامور دونپایه که وظیفه نظارت بر فعالیتهای مجازی را دارد فروکاسته شود. بههرحال باید گفت که بازی حامد بهداد در این نقش خوب است؛ اما حیف که او فیلم بدی را برای خوب بودن انتخاب کرده است.