
رشتههای پیوند میان اروپا و آمریکا در قبال ناتو هر روز بیشتر در معرض گستهشدن قرار میگیرد. تقریباً اروپاییها به مسئلۀ ائتلافسازی بدون آمریکا یا تنظیم روابط خود با آمریکا پس از خروج از ناتو به چشم یک دلمشغولی روزمره مینگرند و در رابطه با آن تامل میکنند. وضعیت رابطۀ این متحدان قدیمی چنان خطرناک شده است که امروز دیگر در میان اروپاییها بحث از خطر حاکمیتی آمریکا برای کشورهای اروپایی است. در یک گزارش مفصل، اندیشکدۀ کارنگی به این مسئله میپردازد.
به باور اندیشکدۀ کارنگی، آمریکاییها اصولاً در رابطه با آمریکا در وضعیت سردرگمی به سر میبرند «رفتارها، مواضع علنی و سیاستهای دولت دونالد ترامپ، وضعیت راهبردی آمریکا در قبال اروپا را دچار انحراف کرده و بهجای اطمینانبخشی، چیزی را جایگزین آن کرده که میتوان آن را «ابهام غیرراهبردی» نامید. بله، اروپاییها از دیدن اینکه مهمترین متحدشان رویکردی تقابلی و تهاجمی در پیش گرفته، شوکه و هراسان شدهاند. اما مشکل اصلی، نیات مبهم ترامپ است. اروپاییها بهطور قابلدرکی سردرگماند که در چه زمینههایی میتوانند روی ایالات متحده حساب کنند و در چه مواردی نه؛ اینکه آمریکا واقعاً چه میخواهد؛ و اینکه آیا واشنگتن به یک راهبرد مشخص، آنقدر پایبند خواهد ماند که اروپاییها بتوانند بر اساس آن برنامهریزی کنند یا نه».
نویسنده برآن است که مدافعان این رویکرد مواجهۀ آمریکا با اروپا از چیزی نام میبرند که شاید بتوان نام آن را «عشق سختگیرانه» نامید، ولی وضعیت به باور گزارش بسیار وخیمتر از عشق سختگیرانه است «جاهطلبیهای مکرر ترامپ درباره گرینلند از جمله استفاده از تعرفهها و حتی مطرح کردن احتمال تهاجم به قلمرو حاکمیتی یکی از متحدان ناتو، دیگر «عشق سختگیرانه» نیست. این رفتارها را فقط میتوان تهاجمی، خصمانه و همراه با اجبار دانست. همچنین، تشویق و حمایت رسمی جیدی ونس و مارکو روبیو از احزاب راست افراطی، به مداخله سیاسی ولادیمیر پوتین در دموکراسیهای اروپایی شباهت دارد».
اروپاییها اکنون دیگر به آمریکا به چشم بیاعتمادی نمینگرند، بلکه این کشور را عملاً به چشم یک تهدید میبینند «پس از دورهی نخست ریاستجمهوری ترامپ، اروپاییها میدانستند که او میتواند شریک دشواری باشد. اکنون اما با چیزی مواجهاند که تا پیش از این تصورش هم نمیرفت: آمریکا میتواند خطرناک باشد و حتی تهدیدی جدی و عامدانه علیه منافع و امنیت اروپا به شمار آید. از این پس، وقتی اروپاییها تلاش کنند مواضع واشنگتن را در موضوعاتی چون سیاست صنعتی دفاعی، اوکراین یا چین تفسیر کنند، این واقعیت را به یاد خواهند داشت که ایالات متحده پیشتر حاکمیت آنها را تهدید کرده است. پیامهای دوپهلو که قبلاً شاید بهعنوان ناهماهنگی بوروکراتیک یا تاکتیکهای چانهزنی تعبیر میشد، اکنون رنگ و بویی تهدیدآمیزتر به خود میگیرد».
براساس گزارش، آمریکا عملاً در تلاش است تا اروپاییها به تنها بدل به یک مشتری بزرگ ببیند ولی تحقیر دائمی آنان، اروپاییها را وا میدارد تا از اتکای صرف به آمریکا بکاهند «دولت ترامپ میخواهد اروپا را از یک نوع وابستگی به آمریکا (تأمین امنیت) به نوعی دیگر (وابستگی به زنجیرههای تأمین آمریکا برای تسلیحات و تجهیزات خریداریشده) منتقل کند. هدف، یک اروپای خودکفا نیست، بلکه مشتری بزرگتری است. اما وقتی ترامپ حاکمیت اروپا را تهدید میکند و رهبران اروپایی را تحقیر، اروپا تلاش خواهد کرد تا حد ممکن هزینههای جدید خود را در داخل صرف کند و شرکای وارداتی خود را متنوع سازد».
تیر خلاص گزارش آنجا است که به باور اروپاییها، سیاست خارجی آمریکا اکنون به وضعیتی دچار است که میتوان آن را نوعی فروپاشی روانی دانست «در کنار این مسائل فوری، اروپاییها هنوز در حال هضم و مواجهه با ابهام بلندمدتی هستند که از این واقعیت ناشی میشود: نزدیکترین متحدشان دچار چیزی شده که بسیاری آن را معادل ژئوپلیتیکی یک «فروپاشی روانی» میدانند. این پرسش که آیا اروپا میتواند دوباره به آمریکا اعتماد کند یا نه، به موضوعی تکراری در نشستها و محافل بدل شده، اما همچنان مطرح میشود. کنار گذاشتن دههها خرد راهبردی تثبیتشده در آمریکا، که بر منافع امنیتی و اقتصادی متقابلِ اتحادهای مبتنی بر ارزشها تأکید داشت را نمیتوان صرفاً یک استثنا دانست؛ بهویژه وقتی رأیدهندگان آمریکایی دو بار رئیسجمهوری را برگزیدهاند که این اصل بنیادین سیاست خارجی آمریکا را بهطور کامل رد کرده است».