امام شهید ما بارها مذاکره با آمریکا را نفی کردند و حتی برای این عدممذاکره، دورهی چندینساله ذکر فرمودند. خب، سؤال این است که ما بالاخره با این شیطانی که مابین دست و پای ماست و مرتب اذیت و آزار میکند، چه کنیم؟ به سبب آزارهای دشمن در سطح بینالملل دچار مشکل شدهایم. چه بخواهیم، چه نخواهیم، اقتصاد داخلی وابستگی به ارتباطات بینالمللی دارد. آن را چگونه سامان دهیم؟ پاسخ این سؤالات روشن است.
پاسخ در درک درست از مؤلفههای قدرتِ در اختیار کشورمان و استفاده صحیح، بهموقع و شجاعانه از آن برای ساخت قدرت درونی و ایجاد روابط بینالمللی بازدارنده (برای دشمن) و محرک و پیشرو (برای غیر دشمن) میباشد.
خداوند رحمان چند مؤلفهی قدرت بزرگ بینظیر به ملت ایران یا به پرچمداری ملت ایران داده است که هر کدام به تنهایی قابلیت تغییر جغرافیای سیاسی، امنیتی و اقتصادی جهان را دارد: ۱. گفتمان توحیدی و ظلمستیز، تبلور آن فلسطین؛ ۲. یاران ایمانی باورمند و مجاهد، تبلور آن محور مقاومت؛ ۳. تسلط بر تنگههای مهم جهان، تبلور آن هرمز، بابالمندب و سوئز؛ ۴. تسلط بر برخی از آبراهههای مهم جهان، تبلور آن در خلیج فارس، دریای عمان، اقیانوس هند، دریای سرخ، مدیترانه، دریای خزر و دریای سیاه؛ ۵. دارا بودن و مدیریت حجم زیاد نفت و گاز؛ نفت و گاز ایران و کشورهای شمالی و جنوبی و غربی آن؛ ۶. مدیریت و دارا بودن حجم زیاد منابع معدنی و طبیعی؛ ۷. کریدور شمال به جنوب و غرب به شرق ارزان؛ ۸. انرژی ارزان فسیلی و پاک؛ ۹. نیروی انسانی عالم و ماهر؛ ۱۰. تسلط به منطقهی برتر گردشگری جهان؛ ۱۱. داشتن تعداد زیادی همسایه که دارای اقتصادهای مکمل و همگونی فرهنگی میباشند.
خب، با تهاجم دشمنان چه باید کرد؟ تنگه هرمز بهدرستی به ما آموخت که آمریکاییها کاملاً قابل مهار و دفع شرّ اند.
رژیم صهیونیستی جنگطلب را نیز میتوان با همکاری جبهه مقاومت و کشورهای همسایه (که میبایست از سایر ابزارهای در اختیار هماهنگ و تصفیه شده باشند) طوری مهار کرد که فرصت ورود حتی به کرانههای باختری یا غزه را هم نداشته باشد. آنگاه بلافاصله فرو خواهد ریخت. خب، سؤال دیگر این است که آیا آتشبس را تمدید کنیم؟ پاسخ خیر است. چون مشروعیت دادن به حضور آمریکاییها در منطقه خواهد بود.
ما اکنون بهجای آمریکا باید با همسایگان وارد گفتوگوی جدی بشویم که ما به شرطی امنیت شما را تضمین میکنیم که امنیت ما تضمین شود و این از طریق غیرعملیاتی کردن پایگاههای آمریکایی خواهد بود؛ وگرنه باید برای آنها روشن شود که بهعنوان کشورِ همکارِ متخاصم با محدودیتهای تجاری روبرو خواهند شد.
اشکال پیشآمده این است که مسیر سیاست خارجی عزتمندانهی دورهی شهید رئیسی و شهید امیرعبداللهیان تغییر پیدا کرده است. آن دیپلماسی بر اصولی استوار بود: ۱. وزارت خارجهی ما، وزارت خارجهی محور مقاومت بود؛ ۲. توسعه و برقراری روابط با کشورهای همسایه و توسعهی همکاریهای منطقهای دنبال میشد؛ ۳. ایجاد جبههی راهبردی با پیوند دادن قدرتهای جهانی که اثرش را در این جنگ در همراهی چین و روسیه و بریکس و شانگهای در درجهی بعد دیدیم؛ ۴. بر اساس قدرت درونی؛ گفتوگو با مردم و همراهی آنان؛ ۵. وجود گفتوگوهای فرعی غیرمستقیم در سطح پایین با آمریکا که با درگیری جنگ نباید دیگر انجام شود.
به هر حال، نتیجهی قطعی این دوره جنگ باید به حذف حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه ختم شود.
