محمد قربانی

فردوسیپور که همه دین و دنیا و شرافتش در یک برنامه تلویزیونی خلاصه میشد و پس از اخراج از شبکه سه چشمش را روی همه چیز بست و تبدیل به «فعال سیاسی» تعدادی اکانت قلابی و عقبمانده مجازی شد، در سختترین جام جهانی ایران، شمشیر را برای تیم ملی کشورش از رو بست و اخیرا هم با دعوت از علی دایی به برنامه زردش، او را در آخرین طعنهها و فحاشیها علیه تیم و بازیکنان ملی شریک خود کرده است.
علی دایی با سابقه صفر قهرمانی آسیا و صفر صعود «از» جام جهانی به عنوان بازیکن و صفر صعود «به» جام جهانی به عنوان سرمربی، در این برنامه به تحقیر و تمسخر علیرضا بیرانوند -دروازهبان تنها تیم ملی بدون شکست ایران در جام جهانی- پرداخت و با سابقه یکشبه و با زدوبند سیاسی سرمربی تیم ملی ایران شدن، نقاب مردمی و مستقل بودن به صورت زد.
علیرضا بیرانوند در پاسخ به علی دایی نوشت:«علی دایی در مصاحبه با برنامهای که عواملش برای باخت تیم ملی در جام جهانی دست به دعا برداشته بودند، مرا مورد تمسخر و تحقیر قرار داد … آن روش مذموم که علی دایی با لابی سیاسی سرمربی تیم ملی شد هنوز از یاد کسی نرفته است؛ اما تنها مربی که در استادیوم آزادی به عربستان باخته، روی فراموشکاری ما حساب باز کرده … دوست ندارم باور کنم در میانه جنگ علیه ایران، اسطوره مردمی فقط در نوروز نور را بر تاریکی پیروز بداند تا با این واژهها هم سفره کسانی شود که آرزوی بمباران ایران را داشتند».
اظهارات آزادانه و غیرمسئولانه افراد معلومالحالی مثل دایی و فردوسیپور در شرایط فعلی به نفع کشور نیست. اگر در روزهایی که آمریکا با هدف قرار دادن زیرساختهای کشور به دنبال دستدرازی به خاک ایران و مقدمهسازی حمله زمینی است، برخوردی با سلبریتیهای پیادهنظام دشمن نشود، دیگر چه زمانی قرار است افسار اینها جوری کشیده شود که یا گردنشان بشکند و یا سرشان را به سمت منافع ملی بچرخانند؟