
چهارشنبه شب و صد و ده روز پس از حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی و ترور رهبری شهید انقلاب، تفاهم نامهای که متضمن پایان درگیری میان امریکا و جمهوری اسلامی و متحدین آنها بود از راه دور به امضای روسای جمهور دو کشور رسید. تفاهم نامهای که محمدباقر قالیباف ریاست مذاکراتش را برعهده داشت، سید عباس عراقچی ساز و کارهای آنرا چید و جریان پرقدرت رسانهای وفاق و حلقه مشاوران رئیس مجلس، مسئولیت بزک و همراه سازی افکار عمومی با آنرا برعهده داشتند.
ساعاتی پس از امضا این تفاهمنامه تحلیلها و واکنشهای گستردهای در فضای رسانه و افکار عمومی مطرح شد که یک پیام مشترک را به مخاطبان خود القا میکرد؛ «تغییر ریل جمهوری اسلامی در قبال آمریکای جنایتکار که صد روز پیش حلمه کرده و پدر امت را شهید کرده بود.»
با اینحال پیام همراه رهبری انقلاب در واکنش به این تفاهمنامه و تاکید بر عدم موافقت با شیوه مذکور، نشان داد که جمهوری اسلامی ایران، همچنان بر «علی الاصول» ثابت خود استوار است و تفاهم نامه کنونی صرفا حاصل اصرار دولت مستقر و همراهی رئیس تیم مذاکرات و اعضای شورای عالی امنیت ملی برای امتحان مسیر تفاهم بوده و مسئولیت این مسیر نیز بر عهده رئیس جمهور و اعضای شعام خواهد بود.
آیت الله سید مجتبی خامنه ای در پیام خود در باره این تفاهم نامه تاکید کردند: «بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.»
اصول ثابتی که جمهوری اسلامی ایران هرگاه نسبت خود با امریکا و به تبع آن رژیم صهیونیستی را تغییر داده، بارها و بارها در بیان و عمل حضرت امام ره، رهبر شهید انقلاب و پیامهای رهبری سوم انقلاب اسلامی مورد هشدار قرار گرفته، امری پوشیده، پیچیده و یا غیرقابل فهم نیست. این اصول در عمل نیز بارها و بارها در تجربه ۴۷ ساله جمهوری اسلامی در ارتباط با امریکا به اثبات رسیده بود، اما نکته مهم اینجاست که کدام ویروس خطرناک، مسئولین و اعضای شورای عالی امنیت ملی را آلوده است که مسیر توفیق را در تکرار همان مسیر امتحان شده و شکستخورده امتیازدهی به آمریکا دیدند؟
هشدارهای خیابان و برچسبهای وفاق
از زمان شروع مذاکرات اسلامآباد و رفتوبرگشتهای دیپلماتیک با موضوع پایان جنگ، نگرانیها نسبت به مذاکره و توافق با ققاتل رهبر شهید و هزاران شهروند بیگناه ایران در جنگ تحمیلی سوم اوج گرفت. این نگرانیها با خبرسازیهای روزانه و بلکه ساعتی رئیسجمهور آمریکا و رسانههای صهیونیستی درباره مفاد تفاهمنامه و یا حذف و اضافات بندهای مورد مذاکره تشدید هم میشد. مخصوصا که صحن علنی مجلس شورای اسلامی هم تعطیل بود و رسانههای خاص نیز با استناد به منابع ناآگاه، سیلی از مطالب غیرمستند و غیردقیق را به افکار عمومی کشاندند.
نگرانی درباره میراث و دستاوردهای ایران در جنگ 40 روزه بهویژه حفظ مدیریت ایران بر تنگه راهبردی هرمز، تحقق شروط رهبر معظم انقلاب و شورای عالی امنیت ملی برای آتشبس، تکرار تجربه تلخ برجام و بدعهدیهای طرف آمریکایی و البته نقضعهد رژیم صهیونیستی به عنوان نیروی نیابتی آمریکا در منطقه در موضوع آتشبس لبنان از جمله مواردی بود که مردم مبعوث در خیابانها و میادین در قالبهایی چون شعار و پلاکارد به آن ها پرداختند. به اینها میتوان عدم تحقق پیششرطهای ایران برای حضور در مذاکرات اسلامآباد از جمله آزادسازی پولهای بلوکهشده کشورمان در قطر را نیز افزود. در این میان سخنان عجیب پزشکیان در جلسه با مدیران سازمان صداوسیما و گلایه صریح از انتشار کلیپهای سخنان رهبر شهید انقلاب درباره مذاکره با آمریکا نیز بر نگرانیها افزود.
با این حال و در مقام مقابله با این نگرانیهای بحق مردم، متاسفانه برچسبزنی بهجای پاسخگویی و تبیین در دستورکار هیات مذاکرهکننده و مشاورین آنها قرار گرفت و موجی از برچسبها به منتقدان زده شد. از جمله رئیس هیات مذاکرهکننده در چهارمین فایل صوتی خود برای منتقدان خط و نشان کشید و گفت: «برخی این روزها با اسم تبعیت از رهبری در حال عمل کردن خلاف خط مشی هستند اما هرکس خارج از چارچوب «ایستادگی، روشن بینی، حفظ وحدت و انسجام، اعتماد متقابل و هم صدایی نکردن با دشمن» اقدام کند؛ چه مسئول باشد، چه نخبه سیاسی و چه فعال رسانه ای، با پاسخ سخت امت حزب الله روبرو است.»
این فضای مسموم تا جایی پیش رفت که برخی چهرههای بدنام رسانهای کمپین کمرنگ کردن شروط رهبری برای مذاکره را کلید زدند و مدعی شدند رهبر انقلاب اساسا برای مذاکرات خط قرمزی تعریف نکرده است! این کمپین رسانهای مشکوک در طول این ایام، نیروهای انقلاب را خوارج، تندرو، وحدتشکن، سوپرانقلابی، قانونشکن، اقلیت، رانتخور، کاسب تحریم، ضدولایت فقیه و … خطاب کردند.
عملیات روانی علیه خیابان و تلاش برای منفعل کردن مردم منتقد در سطوح بالایی از دولت همراه بود. از جمله هفته گذشته سندی رسمی از معاونت راهبردی ریاستجمهوری به رسانهها راه یافته که در آن با ادبیاتی نامناسب و زننده درباره تجمعات خودجوش مردم در اجتماعات میدانی و خیابانی اعلام موضع شدهبود.
در بخشی از این سند آمدهاست: “بعد از دهە اول محرم یا تشییع جنازە باشکوه رهبر شهید، زمینه برای فرود آرام این تجمعها و عبور هوشمندانه از شرایط ویژه و هدایت جامعه به سمت بازگشت به زیست روزمره، ضرورت قطعی برای تضمین استقلال عمل حاکمیت است.”
در بخشی دیگر از متن این گزارش ادعا شده است: “استمرار تجمعات، «مانعی جدی در برابر اتخاذ تصمیمات استراتژیک و مصلحتاندیشانه در مقاطع حساس خواهد بود.”
اکنون و با پیام صریح و قاطع رهبری معظم انقلاب درباره مذاکرات و تفاهمنامه مشخص شد اتفاقا فهم و درک مردم مبعوث شده در خیابان و حساسیت آنها به شروط و خطوط قرمز رهبری از بسیاری از مسئولان و مدعیان بیشتر و بالاتر بودهاست.