بین الملل 31 فروردین 1405 - 1 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

عبرت چترهای امنیتی سوراخ

 امیر شهشهانی

شورایهمکاریخلیجفارس

جنگ تحمیلی سوم علیه ایران که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد به صحنه‌ای برای افشای لایه‌های پنهان نظم امنیتی منطقه‌ای تبدیل بود. در این نبرد، نه‌تنها ماشین جنگی بزرگ‌ترین ارتش جهان متوقف شد و افسانه فناوری نظامی رژیم صهیونیستی ترک برداشت، بلکه واقعیتی تلخ‌تر نیز عیان شد: نقش حقیرانه و آسیب‌پذیر دولت‌های عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس و وابستگی عمیق آنان به قدرت‌های خارجی.

در معادلات روابط بین‌الملل، برخی دولت‌ها نه بر اساس قدرت درونی، بلکه بر پایه ترس تصمیم می‌گیرند؛ جایی که «بندواگنینگ» یا سیاست دنباله روی، جای موازنه‌سازی را می‌گیرد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بسیاری از دولت‌های عربی در آن ایستاده‌اند: پی‌روی از قدرت مسلط به امید بقا. در چارچوب تحلیلی رندال شوئلر، این کشورها ترکیبی از «بره» و «شغال» هستند؛ در امنیت، وابسته و دنباله‌رو، و در اقتصاد، فرصت‌طلب و تاکتیکی. نتیجه این دوگانگی، سیاستی واکنشی و کوتاه‌مدت است که نه امنیت پایدار می‌آورد و نه استقلال.

امنیت برای این دولت‌ها به کالایی وارداتی تبدیل شده است؛ پایگاه‌های نظامی خارجی، قراردادهای نجومی تسلیحاتی و چتر حمایتی غرب، ستون‌های این امنیت‌اند. اما همین اتکا، به‌جای تولید قدرت، وابستگی می‌سازد. کشوری که امنیتش را برون‌سپاری می‌کند، عملاً اراده سیاسی خود را نیز واگذار کرده است. به همین دلیل است که امروز، حتی ملت‌های مسلمان و عرب در همین کشورها، صدها میلیارد دلار پرداختی به آمریکا و استقرار ناوگان‌های عظیم نظامی را نه تضمین امنیت، بلکه نوعی «بردگی بی‌مزد» برای منافع آمریکا و اسرائیل می‌دانند.

این تناقض زمانی آشکارتر می‌شود که به رفتار سامانه‌های دفاعی مستقر در این کشورها نگاه کنیم. در حملات هوایی رژیم صهیونیستی به خاک قطر، این سامانه‌های چند میلیارد دلاری نه‌تنها واکنشی نشان ندادند، بلکه عملاً به تسهیل‌گر تبدیل شدند. اما هنگامی که از خاک همین کشورها علیه ایران اقدام می‌شود، همان سامانه‌ها در خدمت پشتیبانی از اسرائیل قرار می‌گیرند. این دوگانگی، نه یک خطای فنی، بلکه نشانه‌ای از ماهیت وابسته این ساختار امنیتی است.

در این میان، برخی حتی از این نیز فراتر رفته‌اند. سرسپردگی به جایی رسیده که امارات، عملاً نقش «برادر خونی» رژیم صهیونیستی را بازی می‌کند و در قبال ایران رفتاری غیرعقلانی بروز می‌دهد؛ رفتاری که بیش از آنکه مبتنی بر منافع ملی باشد، بازتابی از اراده بیرونی است.

آیت الله سید مجتبی خامنه ای رهبر انقلاب نیز با صراحت مسیر را ترسیم کردند: هم هشدار و هم بشارت. خطاب به همسایگان جنوبی، آنان را به دیدن واقعیت، درک معجزه مقاومت و فاصله گرفتن از مستکبران فراخواندند تاریخ نیز گواهی روشن دارد. صدام، با تکیه بر قدرتمندترین ارتش عربی و حمایت هم‌زمان شرق و غرب، نتوانست در برابر ایران به پیروزی برسد. اکنون چگونه دولت‌هایی ذره بینی که آسیب پذیری های شدید داشته، می‌توانند در سایه دیگران امنیت خود را تضمین کنند؟

واقعیت آن است که «توهم امنیت» بزرگ‌ترین خطای این کشورهاست. بندواگنینگ یا دنباله روی شاید ثباتی موقت ایجاد کند، اما در بلندمدت، آن‌ها را از بلوغ راهبردی بازمی‌دارد و به بازیگرانی منفعل تبدیل می‌کند. منطقه در حال تغییر است و این دولت‌ها یا باید جایگاه واقعی خود را بازتعریف کنند، یا آماده باشند تا هزینه‌های سنگین‌تری از وابستگی را بپردازند؛ هزینه‌ای که این‌بار، شاید جبران‌ناپذیر باشد.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده − 1 =