بین الملل 04 خرداد 1405 - 1 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

صدای سقوط آمریکا در باتلاق خاورمیانه

امیر شهشهانی

AdobeStock 121211499 1 1024x680 1

در واشنگتن، شکافی در حال عمیق‌تر شدن است؛ شکافی میان «آمریکای جنگ‌طلبِ سنتی» و جریان تازه‌ای که حتی از دل اردوگاه ترامپ نیز فریاد می‌زند جنگ با ایران آغاز افول آمریکاست. حالا دیگر مخالفت با ماجراجویی علیه ایران فقط از زبان دموکرات‌ها یا محافل ضدجنگ شنیده نمی‌شود؛ چهره‌هایی چون تاکر کارلسون، مارجری تیلر گرین، جو کنت، مگان کلی و مهم‌تر از همه «البریدج کولبی» نیز همان هشدار را تکرار می‌کنند: جنگ با ایران، نه نمایش قدرت، بلکه «تله استراتژیک» برای سقوط تدریجی آمریکاست.

اهمیت سخنان کولبی در این است که او برخلاف دموکرات‌های ضدجنگ یا جریان‌های لیبرال، دقیقاً از قلب مکتب «اول آمریکا» سخن می‌گوید؛ جریانی که قرار بود آمریکا را از جنگ‌های بی‌پایان نجات دهد. او نه یک فعال صلح‌طلب، بلکه طراح راهبرد نظامی آمریکاست؛ کسی که جهان را با منطق توازن قدرت و محاسبه فرسایش می‌بیند. برای همین، وقتی چنین چهره‌ای جنگ با ایران را «باتلاق» توصیف می‌کند این اعتراف به محدودیت قدرت آمریکاست.

کولبی در نظریه مشهور خود یعنی «اولویت‌بندی راهبردی» یک گزاره کلیدی دارد: «آمریکا دیگر توان حضور همزمان در همه جبهه‌ها را ندارد.» از نگاه او، تنها تهدید واقعی برای هژمونی آمریکا، چین است و هر گلوله‌ای که در خاورمیانه شلیک شود، در عمل از توان بازدارندگی واشنگتن در شرق آسیا کم می‌کند. او آشکارا هشدار داده است که «ما نمی‌توانیم همزمان در حال تغییر رژیم در تهران و بازدارندگی در تایوان باشیم.»

این گزاره، امروز به کابوس پنهان ترامپ تبدیل شده است. رئیس‌جمهوری که با شعار پایان‌دادن به «جنگ‌های بی‌پایان» رأی گرفت، حالا زیر فشار همان شبکه نومحافظه‌کار و لابی های جنگ طلب قرار گرفته که سال‌ها آمریکا را در عراق و افغانستان زمین‌گیر کردند. با این تفاوت که این بار عامل بدتری همچون تصمیم گیری رژیم 9 میلیونی نفری همچون اسرائیل نیز برای کشور 350 میلیونی آمریکا به این عوامل اضافه شده است. ترامپی که قرار بود نماد شورش علیه «دولت پنهان جنگ» باشد، اکنون در معرض افتادن به همان چاهی قرار دارد که بوش و اوباما و بایدن را فرسوده کرد.

کولبی در تحلیل خود از ایران، برخلاف چهره‌هایی نظیر جان بولتون و مایک پمپئو، مسئله را ایدئولوژیک نمی‌بیند. او ایران را رقیبی توصیف می‌کند که درگیرشدن مستقیم با آن، آمریکا را وارد جنگی فرسایشی و پرهزینه خواهد کرد.

پشت این مواضع، یک واقعیت تلخ برای واشنگتن پنهان است؛ آمریکایی که روزی از «نظم نوین جهانی» سخن می‌گفت، امروز به نقطه‌ای رسیده که معماران استراتژی دفاعی‌اش حتی در چارچوب ترامپی، نسخه «عقب‌نشینی مدیریت‌شده» می‌پیچند. او معتقد است کشورهای منطقه باید خودشان هزینه امنیتشان را بپردازند و واشنگتن دیگر نمی‌تواند «گارد محافظ انرژی جهان» باقی بماند. این تغییر لحن اعترافی سرد به افول توان هژمونیک آمریکاست.

 

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + دوازده =