سعید قاسمی

مستندی که این روزها با عنوان «شیطانی؛ پروندههای اپستین» در شبکه نمایش خانگی در دسترس قرار گرفته، تلاشی است برای سر درآوردن از یکی از کثیفترین و پیچیدهترین پروندههای چند دهه اخیر؛ پروندهای که اگرچه نامش با یک فرد گره خورده، اما ردّش تا عمق ساختارهای قدرت و ثروت در جهان غرب امتداد پیدا میکند. این مستند ۸۹ دقیقهای که به کارگردانی جاستین استیونز و محصول شبکه ایبیسی است، میخواهد از دل شایعات پراکنده و ویدئوهای چندثانیهای فضای مجازی، یک روایت منسجم و قابل اتکا بیرون بکشد.
ماجرا از همان ابتدا با چند پرسش ساده اما آزاردهنده شروع میشود: اپستین دقیقاً چهکاره بود؟ این ثروت افسانهای از کجا آمد؟ و مهمتر از همه، چه شد که سالها توانست در سایه امن روابطش، از چنگ قانون فرار کند؟ مستند، هوشمندانه بهجای دادن پاسخهای دمدستی، این سوالها را به نخ تسبیح روایتش تبدیل میکند و مخاطب را قدمبهقدم جلو میبرد.
یکی از برگهای برنده کار، استفاده از مصاحبههای آرشیوی خود اپستین و در کنار آن، روایت قربانیانی است که سالها صدایشان شنیده نشد. این ترکیب، تصویری میسازد که یک «پدیده» را نشان میدهد؛ پدیدهای که بدون شبکهای از روابط بانفوذ، اصولاً امکان شکلگیری نداشت. گزارشهای رسانههای جریان اصلی غرب هم پیشتر به همین نکته اشاره کرده بودند که اپستین تنها یک فرد منحرف نبود، بلکه محصول یک زیستبوم آلوده است.
نکته قابل توجه اینجاست که مستند، آگاهانه از افتادن در دام هیجانزدگیهای رایج پرهیز میکند. برخلاف آنچه در شبکههای اجتماعی با تیترهای عجیب و روایتهای اغراقآمیز درباره «جزیرهها» و حواشی دیگر میبینیم، اینجا با یک کار تحقیقی طرفیم که سعی دارد تصویر را از دل دادهها و شهادتها بسازد، نه از دل کلیک و بازدید.
«شیطانی؛ پروندههای اپستین» بیش از آن که صرفاً یک مستند جنایی باشد، روایتی است از نسبت قدرت و مصونیت. از اینکه چگونه در جهان امروز، پول و ارتباطات میتوانند قانون را دور بزنند و حقیقت را برای سالها به حاشیه برانند.