امیر شهشهانی

آنچه این روزها در فضای رسانهای و سیاسی ایالات متحده در حال شکلگیری است، نشانهای از یک شکاف عمیق در ادعای «ثبات راهبردی» آمریکاست. کشتهشدن یا ناپدید شدن زنجیرهای دانشمندان کلیدی در حوزههای هستهای، هوافضا و فناوریهای پیشرفته، اکنون به سطحی رسیده که نهتنها رسانهها بلکه کاخ سفید و کنگره نیز ناچار به واکنش رسمی شدهاند؛ واکنشی که بیش از آنکه اطمینانبخش باشد، آمیخته با نگرانی و ابهام است.
در نگاه نخست، آمریکاییها تلاش میکنند این وقایع را در چارچوب «بررسیهای فدرال» و روندهای طبیعی امنیتی تحلیل کنند. اما واقعیت این است که وقتی طی دو سال، بیش از ده چهره برجسته علمی آن هم در حساسترین حوزهها یا کشته میشوند یا ناپدید، دیگر نمیتوان از کنار آن با برچسب «اتفاقات پراکنده» عبور کرد. این همان نکتهای است که حتی نمایندگان کنگره نیز به آن اذعان دارند: این افراد صرفاً پژوهشگر نبودند؛ آنها ستونهای استمرار برتری فناورانه آمریکا محسوب میشدند.
مسئله مهمتر اما در لایهای عمیقتر نهفته است. آمریکا سالهاست خود را بهعنوان «امنترین زیستبوم علمی جهان» معرفی میکند؛ جایی که مغزها از سراسر دنیا جذب میشوند و در امنیت کامل به تولید قدرت ملی میپردازند. حال، همین زیستبوم با پدیدهای مواجه شده که نه منشأ آن روشن است و نه توان مهار آن بهوضوح دیده میشود. دستور مستقیم کاخ سفید به نهادهایی چون افبیآی و وزارت انرژی، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، بیانگر سردرگمی در برابر یک تهدید نامتقارن است.
این تحولات حامل چند پیام روشن است. نخست اینکه «امنیت علمی» مفهومی کاملاً راهبردی است و برخلاف روایتهای سادهانگارانه، حتی پیشرفتهترین کشورها نیز در این حوزه آسیبپذیرند. دوم، وابستگی بیش از حد به چند چهره کلیدی در ساختارهای فناورانه، خود به یک نقطه ضعف تبدیل میشود؛ ضعفی که اکنون در حال آشکار شدن در قلب سیستم آمریکاست. و سوم، رقابتهای پنهان در عرصه فناوریهای نوین بهویژه هستهای و گداخت به مرحلهای رسیده که حذف یا اخلال در سرمایه انسانی، بهعنوان یک ابزار جدی در معادلات قدرت مطرح شده است.
با این حال، نباید در دام تحلیلهای هیجانی یا سادهسازیهای رایج افتاد. هنوز هیچ سند رسمی از «عملیات سازمانیافته خارجی» منتشر نشده و طرح نام کشورهایی چون چین یا ایران، بیشتر در حد گمانهزنیهای رسانهای و سیاسی است. اما همین سطح از تردید نیز برای سیستمی که مدعی اشراف اطلاعاتی جهانی است، یک شکست محسوب میشود.
در نهایت، ماجرا فراتر از سرنوشت چند دانشمند است؛ این یک آزمون برای سنجش میزان تابآوری ساختار علمی-امنیتی آمریکاست. اگر واشنگتن نتواند بهسرعت به پاسخ روشنی برسد، این پرونده میتواند به نقطهای برای تضعیف تصویر «کنترل و اقتدار» این کشور در رقابتهای آینده تبدیل شود. شاید اینبار، تهدید نه از بیرون مرزها، بلکه از شکافهای درونی برخاسته باشد؛ شکافهایی که صدای آن، اکنون حتی در راهروهای کنگره نیز شنیده میشود.