حوالی شب هفتم حضور مردم در تجمعات بود که یکی از مسئولان با من تماسی داشت و گفت: «میترسیم تا چند شب آینده خیابانها خلوت شود و مردم نیایند! اگر فکر و ایدهای دارید بدهید!»
برخی مسئولان دلسوز ما هم هنوز مردم را خوب نشناختهاند!
حالا شب هفتادم حضور مردم است و این ملت نه تنها خسته نشدهاند، بلکه همچون رسولان در میدان خیابان بر راهی که پیمودهاند، استوارترند.
اما همان شبها نکاتی را گفتم که فکر میکنم هنوز هم تازه هستند و از مسئولان و دستاندرکاران درخواست دارم به آنها توجه داشته باشند:
۱- حضور در میدان فقط ظهور در خیابان نیست. حضور مفهومی گسترده است. مردم میخواهند و میباید میدان بیشتری بیابند. وقتی بدانند که موثرند، میمانند و این را فهمیدهاند که موثرند.
۲- روز و شب خیابان را یکی کنید. شبها پرچم است و شعار و حضور، ولی روزها در برخی مناطق شهر هیچیک از این رنگ و بوها را ندارد. ایدههایی بدهید که در طول روز هم این پرچم و این لبیک شنیده شود.
۳- محله کم اهمیتتر از میدان شهر نیست. کشاندن مردم به میادین اصلی شهر هنر نیست. بگذارید محلهها پررونقتر شوند. هر محله با محوریت مسجد و حول میدان کوچک محله یا مراکز مهم و پرجمعیت از امامزاده تا مال و سنترهای محله میتوانند محل تجمع باشند تا به صورت مویرگی این حماسه دیده شود.
۴- صوت حلقومی از سیستم صوت چند ده میلیونی رساتر است. چند شب پیش به یکباره سیستم صوت میدان قطع شد. مردم خودشان شعار می دادند؛ دقت کردم دیدم چقدر شیرینتر و دلنشینتر است. بگذارید تا جایی که ممکن است مردم با صدای طبیعی خودشان شعار بدهند نه اینکه سیستم صوت گرانقیمت اجاره کنید و گوش بچهها و همسایهها را به درد آورید و مردم را به تماشاچی تقلیل دهید. رسانه یعنی رساندن به آنها که بیخبرند نه کر کردن آنها که در خیاباناند.
۵- دعوت به اندیشیدن در کنار شعارهای محکم لازمه این شبهاست. شعار انتخاباتی رهبر شهیدمان در سال ۱۳۶۴ دعوت به اندیشیدن بود. امام ما امام اندیشه و عمل بود. خیابان ما هم باید همین رنگ و بو را داشته باشد. تونل تاریخ استعمار و نمایشگاه دستاوردهای انقلاب اسلامی و تاریخ ایران و کرسیهای آزاداندیشی و میزهای گفتگو و گعدههای مردمی را در کنار خیابان فعال کنید. خیلیها شاید هنوز ابهامات و سوالاتی داشته باشند که باید پذیرای آن بود و گفتگو کرد و پاسخ داد.
۶- نمادسازی کنید! پرچم یک نماد است؛ تصویر مبارک امام شهید و امام شاهد یک نماد است؛ برچسب ابرمرد یک نماد است؛ ماکت موشک یک نماد است؛ جاکلیدی شاهد-۱۳۶ یک نماد است؛ کیف مدرسه میناب یک نماد است؛ کفشهای خالی کودکان یک نماد است؛ عروسکهای تنها یک نماد است و … در تجمعهای خیابانی بخواهید خود مردم این نمادها را بسازند و بیاورند و نمایش و هدیه بدهند. نوآوری در نمادسازی در سطح ملی و بین المللی یعنی گره زدن شعار با هنر ماندگار.
۷- نوجوانان را فراموش نکنید. آینده نزدیک از آن همین نوجوانان است. جنگ تحمیلی اول را حسین فهمیدهها و بهنام محمدیها رهبری کردند و ما هنوز سر سفره این شهدا هستیم. نوجوانانی که برای آنها عنوان نسل زد و …. درست کردند، امروز میداندار هستند و باید میداندار بمانند. کارهایی که نوجوانان میتوانند انجام دهند، بر بزرگترها حرام است که انجام دهند. بزرگترها فقط تشویق کنند و گاهی حمایت و گهگاهی هدایت غیرمستقیم.
۸- تفاوتهای محلات را محترم بشماریم و با یاد گرفتن از یکدیگر به دنبال بالا بردن فرهنگ عمومی و هوش میانفرهنگی باشیم. غرب و شرق کشور، بالا شهر و پایین شهر و شهر و روستا یک فرهنگ ندارند که یک سخنران یا مداح یا خواننده یکسان برایش در نظر بگیرید. حتی جنس مواکب آنها هم فرق میکند. این تفاوت را جدی بگیرید و تلاش نکنید همه را یکسانسازی کنید.
۹- موکب برای خوردن چهره خوبی ندارد. البته همین پذیرایی مختصر و چای و شربت، برکت تجمعات است اما اینکه مسابقه خرج کردن و غذا دادن آنچنانی راه بیافتد و بدتر از آن، صفهای طویل درست شود، وهن شرکتکنندگان است و سوءتفاهم برای بینندگانی که به دنبال دو میلیون تومان خیالی هستند. راه انداختن غرفه انواع خوراکیها و… اگر برای بچه ها هم کم اشکال باشد، برای بزرگترها قطعاً پسندیده نیست. سرگرمی بچهها، بزرگترها را سرگرم نکند!
۱۰- از کید دشمنان غافل نباشید و هر شب، شعارها، میزان حضور، نحوه حضور، انگیزه، محتوای منتقل شده و … را ارزیابی کنید. از ظرفیت دانشجویان علوم اجتماعی محل برای این کار استفاده کنید و از ایشان بخواهید برنامه ارتقاء بدهند. وحدت، همت و حمیت برای اعتلای پرچم ایران اسلامی شاقول تجمعات شبانه است که باید در تقابل با دشمن و رسانه پلید او همواره ارزیابی و تحلیل شود.
