
بازگشایی تنگه هرمز برای کشتیهای تجاری، همزمان با ادعاهای متناقض ترامپ درباره توافق با ایران، بار دیگر نبرد روایتها را به صدر تحولات کشاند و سوالات بسیاری را در اذهان مردم ایجاد کرد. در حالی که واشنگتن میکوشد ناکامیهای خود را در قالب یک پیروزی بازسازی کند، توئیت روز گذشته وزیر امور خارجه و تصمیم عجیب بازگشایی تنگه هرمز به خدمت رئیس جمهور شکست خورده آمریکا آمد و نگرانیهای بسیاری را در جامعه ایجاد کرد.
عصر روز جمعه، اعلام بازگشایی تنگه هرمز برای کشتیهای تجاری از مسیرهای مشخصشده توسط ایران، بهسرعت به یکی از محورهای اصلی تحولات رسانهای و سیاسی تبدیل شد؛ تصمیمی که گفته میشود بر محدود بودن آن به شناورهای غیرنظامی تاکید دارد.
بازگشایی ولو محدود تنگه هرمز در حالی است که رهبر معظم انقلاب آیتالله سیدمجتبی خامنهای در اولین پیام خود در خصوص تنگه هرمز فرمودند: «خواست تودههای مردم، ادامه دفاع موثر و پشیمانکننده است. همچنین قطعاً همچنان از اهرم مسدود کردن تنگه هرمز باید استفاده شود.» بر این اساس ملت ایران پس از تحولات امروز به حق دچار نوعی سوال و همچنین ناراحتی و نگرانی شده اند که متاسفانه تا لحظه تنظیم این گزارش هیچ توضیحی از سوی مسئولان سیاسی و دستگاه سیاست خارجی منتشر نشده است.
ترامپ در حالی شب گذشته درباره نزدیکی به توافق با ایران صحبت کرد که تلاش دارد تا شکست خود در جنگ 40 روزه را در میدان دیپلماسی جبران کند. او میکوشد در خلأ روایتسازی از سوی ایران و به خصوص تیم مذاکره کننده، با برجستهسازی یک «توافق ادعایی»، شکستهای میدانی را به پیروزی رسانهای تبدیل کند که اتفاقا موضع عجیب وزیر امور خارجه به این تصویرسازی ترامپ به شدت کمک کرد. این در حالی است که فشارهای حداکثری، از جمله محاصره دریایی، نهتنها به عقبنشینی ایران منجر نشد، بلکه با تغییر موازنه به سود تهران، حتی رژیم صهیونیستی را به پذیرش آتشبس در لبنان سوق داد.
در این چارچوب، دستاوردهای راهبردی ایران بهویژه حفظ ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد و تثبیت حق غنیسازی و همچنین حفظ مدیریت تنگه هرمز بهعنوان مهمترین موانع در برابر سناریوهای تکراری آمریکا در کشورهایی مانند لیبی و عراق تلقی میشود. به همین دلیل، ترامپ تلاش دارد با القای موافقت ایران، این مؤلفهها را بهعنوان امتیاز خود بازنمایی کند. این در حالی است که تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و ناکامی جنگ ۴۰ روزه در تضعیف توان موشکی، هستهای و نفوذ منطقهای ایران، عملاً به معنای شکست راهبردی آمریکا است.
در چنین شرایطی، هرگونه عقبنشینی از این دستاوردها میتواند به ابزار بازسازی چهره ترامپ تبدیل شود؛ در حالی که فضای داخلی آمریکا و حتی اروپا نشاندهنده افزایش نارضایتی از سیاستهای اوست. از اعتراضات سیاسی و رسانهای گرفته تا شکاف در کنگره، همگی حاکی از آن است که زمینه برای پذیرش شکست ترامپ فراهمتر از هرگونه پیروزیسازی مصنوعی است.
ترامپ، این هیتلر آمریکا (لقبی که سالها پیش معاون امروز وی ونس به او داده بود)، نشان داده حتی به نزدیکترین متحدانش هم وفادار نیست؛ چه برسد به توافق با ایران. تجربه ثابت کرده هر عقبنشینی، مقدمه فشار بعدی است. امروز ایران به نقطه امید بسیاری از ملتها برای مهار ماشین جنگی آمریکا تبدیل شده و هر امتیازدهی، نهتنها منافع ملی را تضعیف میکند، بلکه راه را برای تکرار همین الگو علیه دیگر کشورها باز میگذارد و چه بسا پس از چند ماه دوباره جنگ را به ایران بازگرداند.
با این حال، یکی از عوامل نگرانکننده، ضعف در روایتسازی داخلی و نبود مواضع شفاف رسانهای است؛ خلأیی که موجب افزایش ابهام و نگرانی در افکار عمومی شده است. این وضعیت، ناخواسته میتواند به تقویت همان سناریوی مورد نظر ترامپ کمک کند؛ سناریویی که هدف آن، تبدیل یک شکست واقعی به پیروزی نمایشی است. در مجموع، باید مشخص شود که مسئولان کشور چه نسبتی با فرمان صریح رهبری برای مسدود ماندن تنگه هرمز دارند و در راستای اجرای آن تا چه ممارست و جدیت دارند.