امیرشهشهانی

در شرایطی که ایالات متحده با اعلام رسمی نقض تفاهمنامه، شروع مجدد جنگ و تخریب زیرساختها، برقراری محاصره دریایی تا اعمال تحریمهای تازه، عملاً همه ابعاد توافق را زیر پا گذاشته، وزارت امور خارجه همچنان مسیر مذاکره را ادامه میدهد. گمانه زنی ها حاکی از این است که این مذاکرات در مسقط و دوحه جریان دارد. این در حالی است که عملیاتهای نظامی آمریکا علیه منافع ایران حتی بدون هرگونه واکنش تهران به عبور کشتیها از تنگه هرمز انجام شده و نشانههای آغاز دور جدیدی از تقابل مستقیم آشکار است.
با این حال، به نظر میرسد مسئله صرفاً به رفتار آمریکا محدود نیست. بخشی از فضای سیاسی داخلی نیز در تداوم این وضعیت نقش دارد. جریانهایی که طی سالهای اخیر راهبرد سیاسی خود را بر امکان دستیابی به تفاهم با غرب بنا کردهاند، اکنون با یک واقعیت دشوار روبهرو هستند؛ اعلام رسمی پایان این مسیر، در عمل به معنای پذیرش ناکامی راهبردی خواهد بود که سالها از آن دفاع کردهاند.
تحلیلگران سیاسی معتقدند این رفتار دیپلماتیک، بیش از آنکه ناشی از واقعبینی باشد، ریشه در تعهدات ایدئولوژیک و سیاسی جبهه غربگرای داخل کشور دارد که در طی ماه های اخیر با طیف نئواصولگرا یا اصولگراهای برجامی به رهبری قالیباف نیز متحد شده اند. این جبهه که شامل اصلاحطلبان سنتی و برجامی ها و نئواصولگرایان وفاقی میشود، تمام سرمایه سیاسی و آینده خود را روی تداوم تفاهم با غرب شرطبندی کرده است. اعلام پایان یکطرفه تفاهمنامه برای این جریان، به مثابه اعلام ورشکستگی سیاسی است. از این رو انتظار نمیرود سید عباس عراقچی، قالیباف یا پزشکیان (و چهرههایی مانند ظریف) به طور جدی گام در مسیر خاتمه این توافق بردارند.
واقعیت آن است که تفاهمنامه تحت هیچ شرایطی از سوی مسئولان و بانیان تفاهم اسلام آباد نقض نمیشود.گرچه رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه ای صراحتا بیان کردند که نظر دیگری در خصوص روند مذاکره و تفاهم داشتند ولی این پیام با لبیک در عمل و واقعیت قالیباف، پزشکیان و عراقچی روبرو نشد و دستگاه دیپلماسی در حال حاضر نیز جنگ را نادیده گرفته و بر روایت «مذاکره برای جلوگیری از تشدید تنش» تکیه زده، در حالی که طرف آمریکایی بدون توجه به این روایت، سیاست فشار حداکثری را با ابزار جنگ و اقتصادی پیش میبرد. عبور از خط قرمزهای سابق بدون پاسخ جدی، و برگزاری نشستهای در پایتختهای حاشیه خلیج فارس، تصویری از یک دیپلماسی منفعل را ترسیم میکند که بیشتر در پی حفظ ظاهر توافق است تا دفاع از منافع ملی.سکوت مسئولان و عدم تعیین تکلیف تفاهم شکست خورده اسلام آباد نه تنها اعتبار دیپلماتیک کشور را خدشهدار میکند، بلکه پیام ضعف را به دشمنان ارسال مینماید و زمینه را برای فشارهای بیشتر فراهم میسازد.