بین الملل 27 مرداد 1405 - 11 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0

ترامپ و ریسک بالارفتن از نردبان تنش

نویسنده: امیر شهشهانی

ترامپ

ترامپ روز دوشنبه در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز مدعی شد مدعی شد مهمات مصرف‌شده آمریکا در مقایسه با ظرفیت نظامی این کشور «ناچیز» بوده، از وجود سلاح‌های جدید سخن گفت، ایران را به «بالا بردن پرچم سفید» فراخواند و تهدید کرد در صورت حمله ایران، آمریکا با «نیرویی صد برابر بیشتر» پاسخ خواهد داد. تهدید عمان به بمباران و تأکید بر ادامه محاصره دریایی نیز بخش دیگری از همین نمایش قدرت بود.
این ادبیات را نباید صرفاً انفجار لحظه‌ای خشم ترامپ دانست. او در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود، به‌ویژه پس از جنگ تحمیلی علیه ایران از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکنون، دو ابزار را هم‌زمان به کار گرفته است: جنگ روانی سنگین و پنهان‌کردن نقاط ضعف آمریکا. حال آنکه از چین و روسیه تا شماری از تحلیلگران و سیاستمداران اروپایی و حتی آمریکایی، درباره گرفتارشدن واشنگتن در بحرانی به واسطه جنگ احمقانه با ایران سخن می‌گویند که می‌تواند به نابودی حیات سیاسی ترامپ و جریان ماگا منجر شود.
تناقض مهم‌تر آنجاست که ترامپ، در حالی که بایدن را بابت ارسال سلاح به اوکراین و جنگ این کشور سرزنش می‌کرد و خود را چهره‌ای ضدجنگ معرفی می‌کرد، درگیر جنگی شد که حتی منتقدان داخلی او آن را حاصل محاسبات احمقانه وی و مهم‌تر از آن، پیوند عمیق او با منافع اسرائیل می‌دانند؛ جنگی که حتی در فرض تضعیف شدید توان هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای ایران، منفعت راهبردی روشنی برای آمریکا ایجاد نمی‌کند. تندترشدن لحن ترامپ در پایان ۶۰ روز، این احتمال را تقویت می‌کند که او می‌کوشد با بالا رفتن از نردبان تنش، شکست‌های قبلی خود را به‌عنوان پیروزی بازتعریف کند؛ همان الگویی که در آغاز جنگ ۱۲روزه، جنگ ۴۰روزه و سپس ۱۷ روز در دوره تفاهم اخیر دیده شد.
شروع جنگ زیرساختی و پاسخ قطعی ایران در نابودی منابع نفتی و گازی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نه تنها بردی برای آمریکا نیست که قطعا بازنده قطعی آن آمریکایی است که برای اسرائیل خود را در ضرر قرار خواهد داد. نابودی منابع نفت و گاز منطقه می‌تواند بحرانی جهانی در حد بحران اقتصادی بین دوجنگ جهانی ایجاد کند و آمریکا و متحدانش را نیز متضرر سازد. اما مشکل اینجاست که ترامپ الزاماً بازیگری عقلانی بر مبنای محاسبه هزینه ـ فایده نیست.
چرچیل نیز دریافت که مذاکره با هیتلر بی فایده هست و باید با ایستادگی و دعوت از شرکای جهانی معادله قدرت را تغییر داد. ایران نیز باید ، با فهماندن خطر توسعه طلبی ترامپ به شرکای راهبردی و تقویت بازدارندگی، کارت‌هایی را رو کند که طرف مقابل واقعاً محاسبه‌ می‌کند. رفتار اخیر ترامپ در قبال کیم جونگ‌اون و تعریف ترامپ از رهبر کره شمالی نیز یک واقعیت را برجسته می‌کند: در منطق واشنگتن، آنچه احترام می‌خرد، نه امتیازدهی، بلکه قدرت بازدارندگی معتبر یعنی بازدارندگی اتمی است.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + 20 =