در طول سالهای گذشته، همواره دو رویکرد در مدیریت اقتصادی کشور وجود داشته است؛ یک نگاه حل مشکلات را در میز مذاکره و تعامل با کشورهای خاص جستوجو میکند و رویکرد دیگر بر استفاده از توان داخلی و فعالسازی ظرفیتهای بومی تأکید دارد. تجربه سالهای گذشته بهروشنی نشان میدهد هر زمان رویکرد دوم محور عمل قرار گرفته، شاخصهای اقتصادی بهبود یافته و هر زمان نگاه به بیرون غالب شده، اقتصاد با عقبگرد مواجه شده است. اقتصاد مقاومتی، مفهومی که از سوی رهبر شهید انقلاب و پس از آن توسط رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته، یک شعار یا توصیه گذرا نیست، بلکه یک راهبرد اساسی برای اداره کشور است.
نمونه روشن این موضوع، روابط اقتصادی با غرب پس از برجام است. با وجود آنکه برخی کشورهای اروپایی در توافق هستهای باقی ماندند، اما در عمل دستاورد اقتصادی قابلتوجهی برای ایران حاصل نشد؛ بهطوری که حجم کل تجارت ایران با ۲۸ کشور اتحادیه اروپا به کمتر از حدود ۲ میلیارد دلار محدود ماند، در حالی که مبادلات تجاری با یک کشور همسایه مانند عراق بین ۱۲ تا ۲۰ میلیارد دلار است. این مقایسه نشان میدهد تکیه بر ظرفیتهای منطقهای و داخلی، کارآمدتر از انتظار برای گشایش از سوی کشورهای دوردست است.
در حوزه کشاورزی نیز همین واقعیت قابل مشاهده است. در دولت شهید آیتالله رئیسی، تولید گندم به حدود ۱۴ میلیون تن رسید و میزان خرید تضمینی از کشاورزان به حدود ۱۲ میلیون تن افزایش یافت؛ این در حالی است که در سالهای پایانی دولت روحانی، تولید گندم حدود ۴.۵ میلیون تن بود و کشور ناچار به واردات حدود ۷.۵ میلیون تن گندم میشد. این تغییر، به معنای حرکت از وابستگی حدود ۷۰ درصدی به واردات به سمت خودکفایی و کاهش وابستگی به نزدیک صفر بوده است.
همین رویکرد در برنامه هفتم توسعه نیز دنبال شده و هدفگذاری برای دستیابی به خودکفایی در محصولاتی مانند شکر، گوشت قرمز، گوشت سفید و نهادههای دامی در یک بازه زمانی پنجساله پیشبینی شده است. تجربه دولت شهید رئیسی نشان میدهد با برنامهریزی، افزایش بهرهوری و اتکا به ظرفیتهای داخلی، میتوان وابستگی را کاهش داد و امنیت غذایی کشور را تقویت کرد. از سوی دیگر، وابستگی در حوزههای راهبردی مانند غذا و انرژی، میتواند به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل شود.
تجربه دولت شهید رئیسی نیز نشان داد که با تمرکز بر تولید و توسعه روابط منطقهای، میتوان بخش قابلتوجهی از فشارهای خارجی را مدیریت کرد. مذاکره، در بهترین حالت، میتواند اثری کوتاهمدت داشته باشد، اما تجربه نشان داده تحریمها بهسادگی و بهطور پایدار رفع نمیشوند و ممکن است با بهانههای مختلف دوباره بازگردند. در مقابل، تقویت توان داخلی، راهکاری پایدار برای کاهش اثر تحریمهاست. هرجا این اراده در مدیریت کشور وجود داشته، پیشرفت حاصل شده و هرجا این باور تضعیف شده، مشکلات تشدید شده است. اگر سیاستهای اقتصاد مقاومتی که از سوی رهبر شهید انقلاب ابلاغ شده، بهصورت کامل و جدی اجرا شود، میتوان امیدوار بود بخش قابلتوجهی از چالشهای اقتصادی کشور کاهش یابد و حتی برطرف شود.
