نویسنده: سعید مصباح

کمتر کسی را شاید بتوان دید که اکبر عبدی را نشناسد یا حداقل نام او را نشنیده باشد. او با ایفای نقشهای متعدد و بهیادماندنی تاثیر بسیار زیادی بر حرفه بازیگری در ایران گذاشت و به معنی واقعی کلمه سوپراستار بود. اکبر عبدی عصر روز جمعه دوم مردادماه در سن ۶۶ سالگی درگذشت و جامعه هنری و سینمایی را متاثر کرد. به همین بهانه در این گزارش به مرور پنج نقش مهم و ماندگار او میپردازیم!
«اجارهنشینها»؛ کشف یک استعداد کمدی
در «اجارهنشینها» به کارگردانی داریوش مهرجویی، محصول ۱۳۶۵، عبدی در کنار بازیگرانی چون عزتالله انتظامی، رضا رویگری و ایرج راد، یکی از نخستین نشانههای جدی توانایی خود در کمدی اجتماعی را به نمایش گذاشت. فیلم درباره ساکنان یک خانه قدیمی در تهران است که درگیر اختلافات و تنشهای ناشی از تصمیم مالک برای فروش ملک میشوند.
اهمیت بازی عبدی در این فیلم تنها به توانایی او در ایجاد موقعیتهای خندهدار محدود نمیشد. او با استفاده از حرکات اغراقشده، واکنشهای سریع و ریتم دقیق، درون منطق شلوغ و پرتنش فیلم قرار میگرفت؛ بهگونهای که کمدی او از فضای داستان جدا نمیشد و در ذوق نمیزد. عبدی در «اجارهنشینها» نشان داد که میتوان با بازی فیزیکی و طنزآمیز، تصویری واقعی از مناسبات اجتماعی و آشفتگیهای زندگی جمعی ارائه کرد.
«مادر»؛ عبور از مرزهای کمدی
سه سال بعد، عبدی در «مادر» علی حاتمی، محصول ۱۳۶۸، چهرهای متفاوت از خود نشان داد. او در این فیلم در کنار رقیه چهرهآزاد و محمدعلی کشاورز، در نقشی عاطفی و آسیبپذیر ظاهر شد؛ نقشی که به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در هشتمین جشنواره فیلم فجر انجامید.
آنچه بازی عبدی در «مادر» را متمایز میکند، پرهیز او از نمایش مستقیم احساسات است. او در بسیاری از لحظات، بهجای تکیه بر گریه و اغراق، از مکث، نگاه و تغییرات ظریف چهره استفاده میکند. همین کنترل، شخصیت او را باورپذیر میسازد. عبدی در این فیلم نشان داد که پشت چهره شناختهشده یک بازیگر کمدی، ظرفیت قابلتوجهی برای اجرای نقشهای جدی و عاطفی وجود دارد.
«هنرپیشه»؛ بازیگری در نقش بازیگر
در «هنرپیشه» به کارگردانی محسن مخملباف، محصول ۱۳۷۱، عبدی با نقشی پیچیدهتر مواجه بود: بازیگری موفق که در زندگی شخصی و حرفهای خود با بحران روبهروست. این نقش به عبدی اجازه داد بخشی از تجربه و شناخت خود از حرفه بازیگری را به شخصیت منتقل کند.
ظرافت بازی او در این فیلم، در دوگانگی میان چهره عمومی و زندگی خصوصی شخصیت شکل میگیرد. عبدی از یک سو باید بازیگری را نشان دهد که در برابر دوربین و تماشاگر، چهرهای مسلط و حرفهای دارد و از سوی دیگر، فروپاشی تدریجی او را در خلوت به نمایش بگذارد. همین رفتوآمد میان نمایش و واقعیت، یکی از دشوارترین وجوه نقش بود و عبدی توانست آن را با ترکیبی از طنز، تلخی و آسیبپذیری اجرا کند. بازی او در این فیلم نامزدی سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را برایش به همراه داشت.
«آدمبرفی»؛ بازی با هویت و جنسیت
در «آدمبرفی» داوود میرباقری، محصول ۱۳۷۳، عبدی یکی از متفاوتترین تجربههای بازیگری سینمای ایران را رقم زد و همزمان در دو چهره مردانه و زنانه ظاهر شد. این نقشآفرینی، در زمان خود به دلیل عبور از کلیشههای رایج و حضور یک بازیگر مرد در نقش زن، با حاشیهها و جنجالهایی همراه شد و به توقیف چند ساله فیلم را به همراه داشت.
اما اهمیت کار عبدی تنها در تغییر ظاهر خلاصه نمیشد. او برای هر دو شخصیت، لحن، بدن، حرکت و ریتم متفاوتی طراحی کرد. در واقع، تفاوت میان دو نقش را نه فقط با گریم، بلکه با تغییر مرکز ثقل بدن، نوع نگاه، نحوه حرکت دستها و حتی مکثهای کلامی به تماشاگر منتقل کرد. همین جزئیات بود که نقش را از یک تغییر چهره ساده فراتر برد و به یک تجربه واقعی بازیگری تبدیل کرد.
تجربه عبدی در ایفای نقشهای زنانه بعدها در آثاری چون «خوابم میآد» و «خوابزدهها» نیز تکرار شد و به یکی از ویژگیهای منحصربهفرد کارنامه او تبدیل شد.
«اخراجیها»؛ بازگشت به کمدی عامهپسند
عبدی در سهگانه «اخراجیها» به کارگردانی مسعود دهنمکی، پس از این تجربهها بار دیگر به یکی از مهمترین ویژگیهای شناختهشده خود، یعنی توانایی در خلق شخصیتهای کمیک، بازگشت. این سه فیلم بهترتیب در سالهای ۱۳۸۶، ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ اکران شدند و اخراجیهای یک به یکی از ماندگارترین آثار تاریخ سینمای ایران بدل شد. بازی عبدی در این سهگانه و خصوصا اخراجیهای یک بیش از آنکه بر ظرافتهای روانشناختی استوار باشد، بر توانایی او در ساختن یک شخصیت تیپیک و تبدیل آن به کاراکتری زنده و محبوب تکیه داشت. او با استفاده از لهجه و بیان، شناخت فیگور و تیپ شخصیت، نقش خود را به یکی از عناوین به یادماندنی تبدیل کرد.