امیر شهشهانی

بابالمندب فقط یک تنگه باریک میان دریای سرخ و خلیج عدن نیست؛ این گذرگاه، یکی از حساسترین شریانهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک جهان است که نبض تجارت جهانی در آن میتپد. بر اساس برآوردها ، روزانه بین ۶ تا ۷ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند و نزدیک به ۱۲ درصد تجارت دریایی جهان، بهویژه کالاهای استراتژیک، از این گلوگاه حیاتی میگذرد.
در چنین معادلهای، قرار گرفتن یمن در ضلعی از این تنگه، یک موقعیت ژئوپلیتیکی استثنایی را رقم زده است. یمن امروز بهواسطه حاکمیت نیروهای انقلابی و مردمی انصارالله، به یکی از تعیینکنندهترین بازیگران امنیت دریای سرخ تبدیل شده است. یمن به تعبیر دقیق، به یکی از تیزترین لبههای محور مقاومت در برابر ائتلاف صهیونی-آمریکایی بدل شده است.
تجربه جنگ ۵۱ روزه نیز گواهی روشن بر این واقعیت است. حملات سنگین و گسترده آمریکا علیه یمن در سال ۲۰۲۵، نه تنها نتوانست اراده این کشور را در هم بشکند، بلکه در روزهای پایانی، ورق بهطور کامل برگشت. حملات موشکی و پهپادی یمن به ناوگان آمریکایی در دریای سرخ و خلیج عدن به حدی رسید که عملاً ابتکار عمل از دست واشنگتن خارج شد. نتیجه چه بود؟ اعترافی تلخ از سوی دونالد ترامپ به آتشبسی بیقید و شرط؛ آنهم بدون آنکه حتی حملات یمن به رژیم صهیونیستی در آن گنجانده شود. پس از آن نیز یمن نهتنها از مواضع خود عقب ننشست، بلکه در تمامی تحولات بعدی(ز جنگ ۱۲ روزه گرفته تا جنگ جاری)با قدرت به حملات خود علیه اهداف صهیونیستی ادامه داد و نشان داد که معادلات جدید منطقه بدون در نظر گرفتن نقش صنعا، اساساً قابل فهم نیست.
در این میان، زمانی که آمریکا بحث محاصره دریایی ایران را مطرح کرد، نخستین واکنش جدی در میان تحلیلگران غربی نه از تنگه هرمز، بلکه از بابالمندب آغاز شد. آنان بهصراحت هشدار دادند که این بازی میتواند بهسرعت به ضد خود تبدیل شود. برگ برندهای به نام بابالمندب در اختیار جبهه مقاومت است؛ برگ برندهای که میتواند کل معادله را واژگون کند.
هشدارها حتی فراتر رفت. برخی تحلیلها به توانایی یمن در هدف قرار دادن پایانه نفتی ینبُع، اشاره کردند؛ سناریویی که در صورت تحقق، عملاً مسیرهای جایگزین صادرات نفت را نیز مسدود کرده و جهان را در یک بنبست انرژی قرار میدهد.
نشانههای این هراس نیز آشکار است. امتناع ناو هواپیمابر «جرج بوش» از عبور از دریای سرخ و انتخاب مسیر طولانی دور زدن قاره آفریقا، یک پیام روشن داشت: این عقبنشینی خاموش، معنایی جز پذیرش ریسک بالای تقابل با یمن ندارد.
واقعیت این است که اگر آمریکا بخواهد با ابزار محاصره دریایی ایران، فشار حداکثری را احیا کند، پاسخ آن میتواند در بابالمندب داده شود. بستن این گذرگاه، بهمعنای اعمال یک «محاصره بر محاصره» است؛ اقدامی که نهتنها فشار را به واشنگتن بازمیگرداند، بلکه اقتصاد جهانی را نیز به لرزه درمیآورد. در چنین شرایطی، آنچه خم خواهد شد ستونهای سیاستهای ماجراجویانه آمریکا خواهد بود.