مذاکرات اسلامآباد میان ایران و آمریکا گذشته از تمامی حواشی و مقدمات و نتایج آن، یک دنباله داخلی نیز به دنبال داشت و آن احیای جبهه اصلاحات و فعالشدن آن در حمایت از اصل مذاکره با آمریکا بوده است. جریانی که سازش برابر آمریکا، یکی از رئوس هویتی و از جمله نظامات فکری آن طی چند دهه اخیر بوده و بر همین مبنا خسارات سنگینی را از جمله در فقره مذاکرات منتهی به برجام بر کشور تحمیل کرد.

به گزارش نوبنیاد؛همزمان با افزایش انتقادات از راهبرد مذاکره با آمریکا در شرایط تهدید و تداوم سایه جنگ و جدیتر شدن مطالبه عدم حضور هیئت مذاکرهکننده ایرانی در دور دوم مذاکره با آمریکا در اسلامآباد، جبهه اصلاحات طی بیانیهای به حمایت از مذاکره با آمریکا پرداخت. در بخشی از بیانیه این حزب آمده است: «در لحظات سرنوشتساز کنونی که مسیر دیپلماسی در اسلامآباد به مرحلهای تعیینکننده رسیده است، حمایت صریح از راهبرد گفتگو و دیپلماسی ضرورتی ملی برای صیانت از جایگاه بینالمللی ایران محسوب میشود. ما بر این باوریم که دیپلماسی، نه یک انتخاب فرعی، بلکه عالیترین تجلی حکمرانی مدرن برای حلوفصل منازعات و نشانه هوشمندی در درک واقعیتهای جهان برای بازگرداندن کشور به توازن راهبردی در نظم منطقهای و جهانی است.»
جبهه اصلاحات همچنین «قرارگرفتن تمامی داراییها و ابزارهای قدرت ملی در خدمت موفقیت دیپلماسی» را خواستار شده و در بیانیه خود آورده است: دیپلماسیگریزی و دیپلماسیهراسی به همان اندازه میتواند به اقتدار ملی لطمه بزند که دشمن هراسی و گریز از صحنه نبرد میتواند اقتدار ملی را درهم بشکند. »
به نظر میرسد خروجی غیرقابل اعتنای دور نخست مذاکرات اسلامآباد و در پی آن اقدام خبیثانه آمریکا در بهاصطلاح محاصره دریایی ایران، بهشدت از اعتبار گزینه مذاکره با آمریکا در فضای عمومی ایران کاسته و همین امر موجب به میدان آمدن جبهه اصلاحات برای شارژ این گزینه شده است. سازش برابر آمریکا جزئی لاینفک از زیستبوم سیاسی اصلاحطلبان و عامل قدرتگرفتن آنها در برهههایی چون انتخابات ریاستجمهوری ۹۲ بوده است؛ ازاینجهت منطقی است که با کماعتبار شدن گزینه مذاکره با آمریکا در جامعه، این جبهه احساس خطر کرده و در حمایت از مذاکرات تقریباً شکستخورده اسلامآباد قمار کند.
علاوه بر جبهه اصلاحات، حزب اصلاحطلب توسعه ملی ایران نیز در بیانیهای، «مذاکرات جامع باهدف حلوفصل مشکلات با امریکا» را خواستار شده و خطاب به هیئت مذاکرهکننده ایران نوشته است: «اکنون که دشمن آمادگی خود را برای پایانبخشیدن به این تجاوز اعلام داشته است، نباید بیاعتمادی موجود ناشی از بد عهدیهای گذشته آمریکا مانع استفاده از این فرصت برای تثبیت دستاوردهای این مقاومت میهنی از طریق دیپلماسی شود»
ازسویدیگر و بهموازات خط حمایت از مذاکره با آمریکا، اصلاحطلبان پویش حمایت از قالیباف را نیز راه انداختهاند. حمایتها و تعاریف نامتعارف از رئیس مجلس شورای اسلامی و به این بهانه، زدن منتقدان فرایند مذاکره با آمریکا، خطی است که طی روزهای گذشته اصلاحطلبان آن را دنبال کردند.
محمد قوچانی رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی بهعنوان یکی از احزاب اصلی جبهه اصلاحات اخیراً طی یادداشت، تعابیری پرطمطراق برای قالیباف بکار برده و ضمن مقایسه او با خواجه نظام و خواجه نظیر طوسی نوشته بود: «اکنون با شهادت سرداران و دیپلماتها، نقش قالیباف، تاریخی است و تاریخ درباره آن داوری خواهد کرد. رسیدن به نقطه تعادل میان مقاومت و دیپلماسی کار حساسی است که میتواند همه ناکامیهای انتخاباتی گذشته را جبران کند. معتقدم، ملت ایران دست کسی که صلحی شرافتمندانه را مهیا کند، به گرمی خواهد فشرد و در همین میدانهای شهر بر او درود خواهد فرستاد؛ حتی اگر به او رأی ندهند. چنین سیاستمداری وارد تاریخ خواهد شد.»
علی ربیعی چهره شاخص اصلاحات که هم در دولت روحانی و هم در دولت پزشکیان مسئولیتهای کلان داشته و دارد، یادداشتی در ستایش از قالیباف با عنوان «حمایت ملی از قالیباف در مسیر اجرای یک نقش تاریخی» نوشت و در مدعی شد: «قالیباف امروز تنها یک نماینده در مذاکرات نیست؛ او نماینده کشور و نظام است… امیدوارم مدیریت دیپلماتیک آقای محمدباقر قالیباف، زمینبازیهای جدیدی تعریف و بنبست شکنی کند.»
پل احیای گفتمان سازش
در فضای سیاسی امروز ایران، از اصلاحات و اصلاحطلبان تنها و عملاً نامی باقیمانده و میتوان این طیف را در کنار دیگر گروههای سیاسی ورشکسته چون نهضت آزادی نشاند. آنگونه که از بیانیههای اخیر احزاب اصلاحطلب برداشت میشود، این جریان، مذاکرات با آمریکا را پلی برای احیای گفتمانسازش و بازگشت خود به عرصه رسمی قدرت تصور میکند.