امت مبعوثشدهای که در این چهل و هشت سال تاریخ انقلاب، حماسهها آفرید، امروز در تهران، تاریخ را دوباره ورق زد. تشییع امام شهیدمان، یک تشییع بینظیر نبود؛ یک تاریخسازی تمامعیار بود. نه پادشاهی، نه خلیفهای، و حتی فرستادگان صالح خداوند، چنین تجربه باشکوهی را در وداع با خود ندیدهاند. شاید این، تنها معجزه ملموس نهضت امام خمینی(ره) باشد که در سه مقطع سرنوشتساز، امت را به خیابانها کشاند: در آغاز انقلاب، ۱۲ بهمن ۵۷؛ در وداع با بنیانگذار، ۱۴ خرداد ۶۸؛ و امروز، در ۱۴ تیر ۱۴۰۵، در بدرقه رهبری که چون ستون خیمهگاه ایستاده بود.
در میان این سه رویداد، تشییع سردار دلها، حاج قاسم سلیمانی، در دیماه ۱۳۹۸ و تشییع شهید رئیسی در دوم خرداد ۱۴۰۳ نیز اجتماعاتی کمنظیر رقم زد. اما آنچه امروز در تهران رخ داد، از همه فراتر رفت. این وداع با یک رهبر و زعیم و امامی شیعی بود که جمعیتی بیسابقه از ابتدای خلقت تا امروز را گرد هم آورد؛ موجی انسانی که نه در حصر جغرافیا میگنجید و نه در وصف تاریخ.
تهران، از روزگاری که روستایی کوچک در حوالی ری بود تا اکنون که امالقری جهان اسلام نام گرفته، هرگز چنین قیامتی را به خود ندیده است. قیصر و کسری، اگر از اعماق تاریخ به این صحنه مینگریستند، حسرت یارانی چنین پرشور و ملتی اینچنین وفادار میخوردند. شاهان ایرانی در بلندپروازانهترین رویاهای خود نیز تشییعی اساطیری بدین عظمت ندیدهاند؛ آنان که پس از مظفرالدینشاه، هیچیک در خاک وطن آرام نگرفتند و در غربت و گمنامی مردند. اینجاست که تقابل دو روایت از تاریخ آشکار میشود: روایت پادشاهان که در فراموشی به پایان رسید، و روایت رهبری که در آغوش میلیونها نفر به ابدیت پیوست. اما این عظمت، از کجا سرچشمه گرفته است؟ بزرگترین هنر مکتب عاشورا و امام حسین(ع) در ایران، پدید آوردن همین جمعیت مبعوثشده به ندای ولایت است. ولایت فرزندان حسین بن علی(ع)؛ هم خمینی کبیر و هم خامنهای عزیز، هر دو فرزندان راستین حسین بن علی، پیامبر اعظم(ص) و فاطمه زهرا(س) بودند و این نسبت روحی، نهال انقلاب را تا امروز آبیاری کرده است. کربلا و عاشورا بودند که این نهضت را رقم زدند و امروز پرچمهای سرخی که در تهران و روزهای پیش از آن در مصلی برافراشته شد، همان پرچم سرخ بر گنبد حسین بن علی(ع) است؛ پرچمی که تا ابد، تا ابد، خونخواهی ماست.
در فرهنگ شیعی، امروز در کنار «یالثاراتالحسین»، «یاثاراتالخامنهای» نیز ثبت شد؛ آوازی که از دل میلیونها شیفته برخاست و نشان داد که خونخواهی، نه یک شعور که یک شور تاریخی است. این تابوت، فقط تابوت یک فقیه نیست؛ تجلی عزتی است که اسلام در سایه این انقلاب یافته است. شیعیانی که پیشتر جز نشستن و انتظار، تصوری از دین نداشتند، امروز چشم میگشایند و عزت دین را در پشت این تابوت میبینند. ایرانیانی که در حسرت شکوههای کهن شاهان میسوختند، رستاخیز خامنهای را پس از قرنها مرگ حقیرانه پادشاهان تماشا میکنند.
و ما امیدواریم این خونخواهی را به زودی در عمل به اجرا گذاریم؛ روزی که پرچم سرخ بر فراز گنبد اباعبداللهالحسین(ع) با ظهور حجت بنالحسن(عج) از سرخی خارج شود و به پرچم سبز ظهور و عدالت مبدل گردد. آنگاه تاریخ خواهد نوشت که این امت، از عاشورا تا ظهور، هرگز لحظهای از مسیر خود غافل نبود. امروز، تهران میزبان بزرگترین اجتماع بشری از ابتدای خلقت تا امروز بود، برای وداع با کسی که دلها را با خود به خیابان کشید و ثابت کرد که عزت یک انقلاب، نه در کاخها و زر و زیورها، که در اشکهای میلیونی و دستهای برافراشتهای رقم میخورد که تابوت او را تا افق بدرقه کردند.
اینجا تهران است؛ این پیکر مطهر شهید سیدعلی خامنهای است، و این بهترین امتی است که تاریخ به خود دیده است. نه برای آنکه جمعیتش بسیار است، بلکه برای آنکه این جمعیت، خودِ معنای انتخاب است؛ انتخابی که در تابوت خلاصه نمیشود و در تاریخ میماند.
