احسان میرباقری

دور جدیدی از تبادل آتش میان ایران و آمریکا و تجاوز به کشورمان آغاز شده و سرنوشت تفاهمنامهای که قرار بود از تبادل آتش جلوگیری کند، در هالهای ابهام قرار گرفته است. بهنظر میرسد که براساس اظهارات ترامپ، او در سر دارد که بار دیگر بمباران و عملیات نظامی را آغاز کند؛ کاری که نشان از بی برنامه بودن عدم شناخت او از ایران است، موضوعی که گاردین آن را دستمایۀ گزارش خود کرده.
به باور گاردین، این تفاهمنامه از همان ابتدا مردهزاد بود «با این حال، فروپاشی تفاهمنامه از این هفته آغاز نشد. این توافق تقریباً از همان لحظه امضایش رو به زوال رفت؛ زیرا همان مشکل بنیادیای که دهههاست بر روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا سایه افکنده، همچنان پابرجاست: نبود هیچ مبنای قابل اعتماد برای اعتماد متقابل. تهران دلیل چندانی نداشت که باور کند واشنگتن تحریمها را به شکلی پایدار کاهش خواهد داد، از راهبرد دیرینه فشار و تغییر حکومت دست خواهد کشید یا پس از آنکه ایران مهمترین اهرمهای فشار خود را واگذار کرد، دیگر به همان سیاستها بازنخواهد گشت. به همین دلیل، مناقشه بر سر تنگه هرمز به مهمترین محور این تفاهمنامه تبدیل شد، نه صرفاً اختلافی حاشیهای».
به باور گاردین، توافق ایران و آمریکا بر این فرض استوار بود که هر دو طرف تلاش کنند تا تفاهم را پلی برای گسترش همکاری تلقی کنند؛ اما در عمل هم آمریکا و هم ایران آن را فضای تنفسی فرض کردند و آمریکا مجدانه دائماً آن را نقض کرد «واشنگتن و تهران اجرای ناقص توافق را پلی برای رسیدن به توافقی گستردهتر تلقی کنند، نه فرصتی برای حفظ اهرمهای فشار خود و آزمودن میزان استقامت طرف مقابل. در عمل، هیچیک از دو طرف به این نتیجه نرسید که دیگری به تعهداتی که برایش اهمیت اساسی داشت، پایبند مانده است. از نگاه تهران، واشنگتن تقریباً بلافاصله مفاد اصلی تفاهمنامه را نقض کرد. نخستین بند این توافق که خواستار پایان جنگ در لبنان بود، هرگز اجرایی نشد. همچنین آمریکا در آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران، آنگونه که تهران انتظار داشت، همکاری نکرده است. ترامپ نیز همچنان به تهدیدهای نظامی ادامه داد؛ از جمله بهطور علنی تهدید کرد که مذاکرهکنندگان ایرانی را خواهد ربود. سپس در ۷ ژوئیه، آمریکا مجوز صادرات نفت ایران را لغو کرد؛ درست در زمانی که تهران میکوشید کنترل خود بر عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز را تثبیت کند؛ نه از طریق بستن دائمی تنگه، بلکه با وادار کردن کشتیها به عبور از مسیر شمالی مورد تأیید ایران، به جای مسیر جنوبی مورد حمایت آمریکا».
به باور گاردین، دلیل پافشاری ایران بر مسئلۀ تنگۀ هرمز آن است که ایران به درستی میخواد تا هزینۀ اعمال فشار بر کشور، پایین نباشد و آمریکا هم دقیقاً فشار میآورد تا تنگۀ هرمز را به همین دلیل از دست ایران بیرون بکشد «تنگه هرمز برای تهران ماهیتی کاملاً متفاوت دارد: تضمینی که کنترل آن در دست خود ایران است. اگر ایران بتواند عبور و مرور تجاری را از مسیر دریایی مورد نظر خود هدایت کند و سازوکاری مشترک برای اداره این آبراه و دریافت عوارض عبور ایجاد کند، آنگاه رفاه اقتصادی خود و همچنین هزینههای اعمال فشار علیه ایران را مستقیماً به عملکرد اقتصاد جهانی گره خواهد زد. در چنین شرایطی، رؤسایجمهور آینده آمریکا همچنان میتوانند دیپلماسی را کنار بگذارند و کنگره نیز همچنان قادر خواهد بود تحریمها را تشدید کند؛ اما انجام چنین اقداماتی دیگر بدون هزینه اقتصادی نخواهد بود».
براساس گزارش، مشکل تفاهمنامه این است که تحریمهای آمریکا قابل برگشت است، اما از ایران میخواهد تا اهرمهای خود را کنار بگذارد و این سیاق توافق دیگر میان دو کشور پایدار نیست «مسئله صرفاً این نیست که آیا ایران حاضر به مذاکره است یا خیر؛ بلکه پرسش اساسی آن است که آیا آمریکا میتواند ترتیبی ارائه دهد که تهران باور کند پس از واگذاری اهرمهای فشار خود نیز پایدار خواهد ماند. تفاهمنامه هرگز پاسخی برای این پرسش نداشت. این توافق بر تضمینهایی استوار بود که رهبران ایران آنها را قابل بازگشت میدانستند، در حالی که از تهران میخواست یکی از معدود اهرمهای فشاری را که از نظرش ماندگار و قابل اتکا بود، تضعیف کند».
گاردین معتقد است تفاهمنامه بر تضمینهایی استوار بود که رهبران ایران آنها را قابل بازگشت میدانستند، در حالی که از تهران میخواست یکی از معدود اهرمهای فشاری را که از نظرش ماندگار و قابل اتکا بود، تضعیف کند