سیاسی 26 تیر 1405 - 3 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد! 🖨️ چاپ
0
چند ماه عملیات روانی گسترده علیه جریان انقلاب، چگونه رئوس فتنه 88را به صحنه بازگرداند؟؛

از وفاق تا فتنه

photo 2026 07 17 22 53 27

فضای سیاسی ایران سال‌هاست که از یک بیماری مزمن رنج می‌برد که هزینه‌های سنگینی برای کشور تراشیده و امنیت ملی ایران را عملاً زیر ضرب گرفته است: دقیقاً در لحظه‌ای که یک رویداد سیاسی به تقویت نظام و انسجام ملی منجر می‌شود، سردمداران فتنه با ابزارهای مختلف وارد میدان می‌شوند تا همه رشته‌ها را پنبه کنند. این بار نیز پس از جنگ رمضان و دفاع جانانه ایران و سپس تشییع ۴۳ میلیونی و حیرت‌انگیز رهبر شهید انقلاب، این جریان تلاش کرد خود را از انفعال خارج کرده و بر تصمیمات حیاتی کشور تأثیرگذاری کند و خصوصاً بحث خونخواهی رهبر شهید انقلاب را از گفتمان سیاسی کشور خارج کند که در پی آن خطرات زیادی متوجه امنیت ایران می‌شود.

اما این جریان نمی‌توانست بدون پیش‌نیازهای لازم به یکباره آنقدر صریح و متهورانه وارد عمل شود. ریشه ورود جریان فتنه‌گر به موضوعات مهم روز سیاسی را باید در عملکرد جریان وفاق جستجو کرد. درواقع در ابتدای امر جریان وفاق بود که با تخطئه نیروهای انقلاب که خواستار خونخواهی، عدم مذاکره در سایه تهدید کشور توسط آمریکا و مخالفت با تفاهمنامه بودند مسیر را برای عرض‌اندام فتنه‌گران مهیا کرد. درواقع رسانه‌های وفاقی، مشاوران و نزدیکان سران وفاق و برخی تریبونداران تجمعات شبانه که از حامیان وفاق بودند با الصاق برچسب‌هایی نظیر تندرو، افراطی و خوارج به نیروهای جبهه انقلاب، سعی در سرکوب و به انفعال کشاندن آنها داشتند تا هیچ مزاحمت و صدای مخالفی متوجه عملکرد جریان وفاق نشود.
نکته جالب‌توجه اینجاست که تمام تلاش‌های این جریان برای تخطئه و به انفعال کشاندن نیروهای انقلابی نه‌تنها تأثیری در عملکرد جبهه انقلاب نگذاشت؛ بلکه پس از آشکارشدن نظر رهبر معظم انقلاب در مورد مذاکرات و تفاهمنامه، نیروهای مؤمن انقلابی باانگیزه بیشتری به مطالبه‌گری و تنویر افکار عمومی پرداختند؛ اما در سمت مقابل، جریان وفاق به‌جای بازگشت به «علی‌الاصول» همچنان به مقابله با جریان انقلابی اصرار ورزید. در نتیجه این اقدامات، فرصت برای فعال‌شدن هسته اصلی جریان غربگرا و فتنه‌گر مهیا شد.

در ابتدا شخصی مثل فیاض زاهد موضوع خونخواهی رهبر شهید انقلاب را یک موضوع شخصی و خانوادگی تقلیل داد و پس از دور جدید حملات آمریکا به ایران و نقض تمام مفاد تفاهمنامه پزشکیان و ترامپ، سید محمد خاتمی با صدور یک بیانیه وارد میدان شد و تلویحاً ایران را به تسلیم و عبور از خونخواهی توصیه کرد.

ازسوی‌دیگر جریان رسانه‌ای وابسته به فتنه‌گران که از نهم اسفند با سکوت خود در قبال جنایات آمریکا تلویحاً از این حملات حمایت کرده بود به یکباره به عناصری ضدجنگ تبدیل شدند و نیروهای انقلابی را متهم به جنگ‌طلبی کردند. این در حال است که تجربه نشان داده است تحلیل‌های نیروهای انقلابی پس از توافقنامه موسوم به برجام همواره به حقیقت ماجرا نزدیک‌تر بوده است و اتفاقاً عدم توجه به این تحلیل‌ها خسارات گسترده و جنگ را به کشور تحمیل کرده است.

با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان نتیجه گرفت که فعال‌شدن جریان فتنه بی‌ارتباط با فروپاشی تفاهمنامه مابین پزشکیان – ترامپ که صدق ادعاهای جریان انقلابی را اثبات می‌کرد و تشییع حیرت‌انگیز ۴۳ میلیون‌نفری رهبر شهید انقلاب نیست. چرا که هرگاه کشور به‌وسیله یک رویداد خاص سیاسی اقتدار خود را بازیابی می‌کند، این جریان وارد عمل شده است تا مانع‌تراشی کرده و کشور را با مشکلات پیشین درگیر کند. بیانیه اخیر سید محمد خاتمی دقیقاً همین خط قابل‌توضیح است وگرنه هیچ توجیه دیگری ندارد.

درواقع آنچه امروز شاهد آن هستیم، تلاشی هماهنگ توسط برخی از عناصر جریان وفاق و اصلاح‌طلب غربگرا برای فشار بر حاکمیت است تا با تحمیل جام زهر دیگری، دستاوردهای اخیر—از پشتوانه عظیم مردمی گرفته تا اقتدار به‌دست‌آمده در برابر متجاوزان—بی‌اثر شود. اما تفاوت اصلی با دوره‌های پیشین این است که این بار جبهه انقلاب، با ایستادگی و روشنگری مستمر خود و با همراهی مردم انقلابی، عملاً پروژه را با مشکل مواجه کرده و آن را ناکام گذاشته و میدان را برای فعالیت آزادانه هسته‌های فتنه تنگ‌تر کرده است.

مطالب مرتبط
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده + سه =