
اروپا حالا در حال پرداختن کردن هزینهای است که متحد بیفکر و لجوجشان در کاخ سفید بر آنها تحمیل کرده است. براساس گزارشی که نشریۀ معتبر فارن پالیسی منتشر کرده، اروپا اکنون در وضعیتی بهسر میبرد که بهخوبی برخلاف ترامپ دریافته که راهحل بازگشایی تنگۀ هرمز نه در نیروی نظامی بزرگ، که آنها فاقد آنند، که در تعامل با تهران است.
براساس گزارش فارن پالیسی، اروپاییها بهخوبی میدانند که جز بدون تنشزدایی با تهران و از راه غیر نظامی نمیتوانند عبور و مرور در هرمز را از سر بگیرند «اروپاییها بیم آن دارند که هیچ راهحلی برای تأمین امنیت تنگه وجود نداشته باشد، مگر آنکه ایران با این روند همراه شود و با یک سازوکار تنشزدایی موافقت کند؛ نتیجهای دیپلماتیک که اروپا توانایی چندانی برای تأثیرگذاری مستقیم بر آن ندارد. تنها جایگزین موجود، ورود مستقیم به جنگ، به خطر انداختن نیروها و ناوگان دریایی برای اسکورت کشتیهای باری، و همچنین استقرار طولانیمدت نیروهای زمینی در داخل خاک ایران است؛ گزینهای که اروپاییها هیچ تمایلی به آن ندارند».
استدلال متن آن است که این بیمیلی اروپا برای درگیری نظامی برای بازگشایی هرمز، دلایل متعددی دارد که بخشی از آن تمرکز بر روسیه است؛ اما دو دلیل مهمتر تلقی میشوند «اروپاییها بنا به دلایل متعدد اخلاقی و نظامی، تا حد زیادی با این جنگ مخالفت کردهاند. نخست اینکه، آنها میگویند پیش از این با آنها مشورتی نشده و هنوز درباره اهداف این اقدام ابهام دارند. دوم اینکه، تجربیات اخیر کشورهایی چون بریتانیا و اسپانیا، آنها را نسبت به پیامدهای ناگوارِ پیروی از ایالات متحده در ورود به جنگ محتاط کرده است».
نکتۀ مهمتر آن است که ظاهراً نظامیان اروپایی درحال حاضر پاهای روی زمینتری به نسبت همتایان آمریکاییشان دارند. اروپاییها عملاً اقدام نظامی برای بازگشایی هرمز را ابلهانه تلقی میکنند «یورگن ایله دریادار بازنشسته آلمانی و مشاور نظامی ارشد پیشین اتحادیه اروپا، این پرسشها را مطرح میکند: «برای اسکورت ایمن کشتیهای باری از طریق این تنگه، دقیقاً به چند کشتی نیاز داریم؟ مأموریت نیروهای دریایی چیست؟ آیا مأموریت تدافعی است؛ یعنی فقط هدف قرار دادن موشکها و پهپادهای شلیکشده به سمت کشتیها؟ یا تهاجمی است؛ یعنی انهدام سکوهای پرتاب ایران در ساحل؟ بنس نمت مدرس ارشد دپارتمان مطالعات دفاعی در کینگز کالج لندن، معتقد است که اسکورت هزاران کشتی باری توسط ناوگان دریایی در میانه یک جنگ، غیرواقعبینانه است. او استدلال کرد که حتی در سناریوی پس از جنگ، اختصاص بخش قابلتوجهی از تجهیزات نظامی بریتانیا به خلیج فارس، به قیمت تضعیف مسئولیتهای امنیتی و کلیدی این کشور در اروپا تمام خواهد شد».
مهمترین بخش گزارش فارن پالیسی نه اعتراف به ناتوانی اروپاییها به اقدام نظامی نه عدم همراهی آنان با آمریکا است؛ بلکه مهمترین بخش، اذعان به اجبار تعامل با ایران از موضع پایینتر است «بدون وجود یک توافق دیپلماتیک، اروپاییها هرگونه عملیاتی را از همان ابتدا «شکستخورده» میدانند. آنها نگراناند که اکنون در وضعیتی به مراتب بدتر از دوران پیش از آغاز جنگ قرار دارند؛ زمانی که ایران اجازه میداد کشتیها بدون پرداخت عوارض از تنگه عبور کنند. اروپاییها با تلخکامی به این درک رسیدهاند که فقدان دوراندیشی ترامپ، باعث شد تا ایران متوجه اهرم فشار خود بر اقتصاد جهانی بشود و اکنون این اروپاییها و همچنین آسیاییها و اعراب هستند که باید تاوان آن را بپردازند».