روشن است که جیغ و فریاد صهیونیستها و نئوکانها و تندروهای جمهوریخواه از توافق احتمالی از این بابت است که آنها فرصت طلایی پیش آمده برای از بین بردن جمهوری اسلامی را از دست رفته میدانند. از نگاه آنها این توافق به معنای شکستناپذیر بودن جمهوری اسلامی خواهد بود ضمن اینکه از نظر آنها اجتماع شرایطی اینچنینی برای حل همیشگی معضلی بهنام جمهوری اسلامی در آینده بسیار بعید است. به همین دلیل در تلاشند پنجرهی از سر گیری جنگ را باز بگذارند… و تا وقتی ترامپ بر مسند است، باز خواهد ماند.
بنابراین هرچند اطلاع از اظهارات کسانی چون گراهام یا دوبوویتز و… برای درک ابعاد پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ مفید است ولی واضح است که شاخصی برای ارزیابی مفاد توافق برای ما نیست. ارزیابی مفاد توافق برای ما متکی به خوشحالی یا ناراحتی دشمن نیست، ما شروطی داریم که از طرف رهبر معظم انقلاب تعیین شده و ملت مبعوث هفتهها آنها را در خیابانها مطالبه کردهاند؛ اینها حافظ دستاوردهای همان «پیروزی قطعی در میدان» است.
ما تجربهی تلخ برجام را پشتسرمان داریم که هرکسی «دلواپس» توافق بود از سوی برخی رسانههای غربگرا ناجوانمردانه به همسویی با اسرائیل متهم میشد. روشن است ما و دشمن در دو چارچوب نظری و از دو زاویهی متفاوت صحنه را میبینیم و حقوق و منافعمان را مطالبه میکنیم. همانطور که توقع این است مذاکرهکنندگان امروز با تیم دیپلماتهای برجامی مقایسه نشوند، رفتار مسئولانه با مردم نگران هم مورد توقع است.
