محسن پوردادفر

تنش میان مادرید و واشنگتن، بار دیگر شکاف عمیق و رو به گسترش در اردوگاه غرب را آشکار کرده است. گزارشها از تلاش پنتاگون برای تعلیق عضویت اسپانیا در ناتو، آن هم به بهانه اختلافات سیاسی و راهبردی، نشان میدهد که آمریکا همچنان میکوشد با همان ادبیات کهنه دهههای گذشته، متحدان اروپایی خود را وادار به تبعیت کند؛ غافل از آنکه اروپا دیگر آن اروپا نیست.
واکنش سریع و قاطع مادرید به این تهدید، حامل پیامی روشن بود؛ دوران دیکتهنویسی کاخ سفید به پایان رسیده است. اسپانیا بهخوبی دریافته که عضویت در ناتو نباید به معنای تسلیم مطلق در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن باشد. این مسئله تنها یک اختلاف دوجانبه نیست، بلکه نمادی از روندی عمیقتر در روابط فراآتلانتیک است؛ روندی که در آن اتحادیه اروپا به تدریج در حال فاصله گرفتن از سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکاست.
ترامپ هنوز در رؤیای بازگشت به دورانی سیر میکند که سران اروپایی با یک اشاره واشنگتن، صف میکشیدند و فرمان میبردند. اما آن اقتدار، بیش از آنکه واقعی باشد، پوشالی بود؛ اقتداری که امروز زیر ضربه واقعیتهای ژئوپلیتیک فرو ریخته است. اروپا اکنون دریافته که آمریکا، بیش از هر چیز، منافع خود را دنبال میکند؛ حتی اگر این منافع به قیمت تضعیف امنیت و اقتصاد متحدانش تمام شود.
در همین چارچوب، سخنان جو کنت ، مدیر سابق مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا، قابل تأمل است. او صراحتاً هشدار داده بود که ترامپ ممکن است حتی خروج از ناتو را در دستور کار قرار دهد تا در صورت بروز تقابل میان ترکیه و رژیم صهیونیستی، دست واشنگتن برای حمایت کامل از تلآویو باز باشد. اظهاراتی که بهخوبی عمق اختلافات درون ساختار قدرت آمریکا را نمایان میکند.
از سوی دیگر، تحولات سیاسی در اروپای مرکزی نیز به زیان پروژه ترامپی تمام خواهد شد. در مجارستان، افول نفوذ جریان ویکتور اوربان و قدرتگیری رقبای او، از جمله پیتر مادیار، آخرین سنگر حامیان ترامپ در اتحادیه اروپا را نیز متزلزل کرد. نتیجه روشن است؛ اتحادیه اروپا بیش از گذشته در برابر فشارهای واشنگتن یکپارچه خواهد شد.
بنابراین، تهدید اسپانیا نه تنها راه به جایی نخواهد برد، بلکه به روند استقلالطلبی اروپا شتاب بیشتری خواهد بخشید. آمریکا باید بپذیرد که عصر فرمانروایی بیچونوچرای حتی بر اروپا به سر آمده است. امروز بروکسل، بیش از هر زمان دیگری، در پی ترسیم راه خود است؛ راهی مستقل از واشنگتن و منافع متغیر آن.