ایمان عظیمی

صادقانه باید گفت که دهه هشتاد، دوران طلایی تلویزیون بود و کمتر پیش میآمد برنامه یا سریالی مورد توجه مخاطب قرار نگیرد. از «پس از باران» گرفته تا «سهدرچهار» و «یوسف پیامبر» این توان را داشتند تا خیابانهای شلوغ و پر ازدحام شهرهای ایران را در هنگام پخش خود خلوت کنند. «زیر آسمان شهر» هم نهتنها از این قاعده مستثنی نبود، بلکه مهران غفوریان و تیمش را به عنوان رقیبی جدید در برابر دو ضلع دیگر کمدیسازان سازمان، یعنی مهران مدیری و رضا عطاران به مردم و جامعه هدف مخاطبان معرفی کرد.
غفوریان و گروهش خیلی زود توانستند با پخش اولین قسمتهای زیر آسمان شهر به محبوبیتی عجیب دست پیدا کنند و تکیهکلامشان نقل محافل ایرانیان شود. حال خبر رسیده که قرار است فصل چهارم زیر آسمان شهر پس از نزدیک به بیستوچهار سال به آنتن برسد. اگر بیننده خاطره خوشی از فصل سوم داشت، میشد خبر پخش قریبالوقوع فصل چهارم را به فال نیک گرفت، اما متاسفانه اینگونه نیست.
فصل سوم زیر آسمان شهر، بهخاطر به هم خوردن ترکیب بازیگران و همینطور تغییر لوکیشن و حضور مکرر، گاهوبیگاه و غیردراماتیک مهان غفوریان در اغلب قسمتها، ایده درخشان ابتدایی را در انتها به ورطه ابتذال کشاند تا سریال در برابر مجموعه رقیب در شبکه تهران -یعنی «پاورچین»- حرفی برای گفتن نداشته باشد! از سوی دیگر، در آن دوران آپارتماننشینی سنتی در حال شکلگیری بود و مردم با عادتهای دیرینخود از خانههای ویلایی و قمرخانمیشان دل میکندند، پس نمایش این وضعیت در حال گذار از جذابیتی ذاتی برخوردار بود.
حال اما آیا زیست آپارتمانی با وجود تفاوتهای بنیادین در شکل عرضه آن محلی از اعراب دارد؟ قطعا خیر. پس سریال زیر آسمان شهر برای موفقیت در پخش تلویزیونیاش باید دست به ریسک بزند و خط داستانی را با تغییراتی مواجه کند تا علاوه بر نسل شصتی و هفتادی، نوجوانان و کودکان هم با آن ارتباط برقرار کنند. آن هم در شرایطی که پلتفرمها با هیاهوی فراوان در حال تحمیل سلیقه به مخاطبان خویش هستند.