در فضای خطیر کنونی انتظار میرود دستگاه دیپلماسی با نهایت دقت و صلابت عمل کند، اما موضعگیری اخیر وزیر امور خارجه پرسشبرانگیز شده است.
سید عباس عراقچی در توئیتی با اشاره به «پروژه آزادی» آمریکا، آن را «پروژه بنبست» توصیف و تأکید کرد بحران سیاسی راهحل نظامی ندارد. او همچنین با اشاره به نقش پاکستان روند مذاکرات را مثبت ارزیابی کرده و به آمریکا هشدار داده که توسط «بدخواهان» به باتلاق کشیده نشود. این جملات در ظاهر دعوت به عقلانیت است، اما در لایههای پنهان، این شائبه را ایجاد میکند که آمریکا ذاتاً قابل اصلاح است و دیگران آن را به سمت رفتارهای خصمانه سوق میدهند! این در حالی است که هنوز خون هزاران نفر از مردم کشورمان در جنگ تحمیلی آمریکا علیه کشورمان و شهادت رهبرمعظم انقلاب و فرماندهان عالی رتبه خشک نشده که وزیر امور خارجه با ادبیاتی نازل، به تبرئه ضمنی این قدرت یاغی و زورگو و تروریست میپردازد.
چنین ادبیاتی در ماههای اخیر نیز تکرار شده و تجربه نشان داده هرگونه سهلانگاری در بیان مواضع، به سرعت با واکنشهای تندتر وسو استفاده طرف مقابل همراه میشود. این روند نگرانیهایی را در میان افکار عمومی ایجاد کرده که آیا دستگاه دیپلماسی درک دقیقی از شرایط خطیر دارد یا همچنان در چارچوبهای ذهنی گذشته عمل میکند.
ریشه این وضعیت را میتوان در یک خطای تاریخی جستوجو کرد. ساختار دیپلماسی کشور در دهه ۶۰، تحت تأثیر شرایط خاص آن دوران و کمبود نیروی متخصص شکل گرفت. در آن مقطع، اولویت با تخصص دانشگاهی نبود و همین امر موجب شد تلقی نادرستی از زبان دیپلماسی شکل بگیرد؛ گویی دیپلماسی همواره باید با نرمی، احتیاط و پرهیز از صراحت همراه باشد. حال آنکه در واقعیت، دیپلماسی در بزنگاهها میتواند و باید به اندازه ادبیات نظامی قاطع و حتی تند باشد.
نگاهی به عملکرد دستگاههای دیپلماسی در قدرتهای جهانی و منطقهای نشان میدهد که در شرایط بحران، وزرای خارجه اغلب از ادبیاتی صریح و حتی تندتر از فرماندهان نظامی استفاده میکنند. این صراحت، بخشی از ابزار بازدارندگی است و در صورت استفاده صحیح، مانع از محاسبات غلط طرف مقابل میشود. فقدان چنین رویکردی، میتواند پیام ضعف یا تردید ارسال کند.
در این شرایط، انتظار افکار عمومی کاملاً روشن است: دقت حداکثری در بیان مواضع ودر مرحله بعد بازنگری جدی در ساختار سیاست خارجی. از شیوه جذب نیرو تا سازوکارهای تصمیمسازی، در دوران جدید انقلاب اسلامی همه نیازمند اصلاح است و تخصص دانشگاهی در روابط بینالملل باید در مرکز این بازسازی قرار گیرد. دیپلماسی میدان تعارف نیست، بلکه عرصه سنجش قدرت است و هر واژه در آن میتواند سرنوشت یک بحران را تغییر دهد؛ خطایی که هزینه آن، صرفاً یک اشتباه فردی نیست، بلکه بهایی ملی دارد.
