روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: سه شنبه، 15 اردیبهشت 1405
ساعت: ۱۴:۴۰
کد خبر: 9871
بین الملل

خط‌کشی تازه در هرمز و پایان توهمات امارات

اا

پیام ترامپ در «تروث سوشال» درباره ورود به فاز جدید جنگ و ادعای مضحک «بازگشایی تنگه هرمز توسط نیروی دریایی آمریکا» اعترافی ناخواسته به بن‌بست راهبردی واشنگتن در برابر واقعیت‌های میدانی بود؛ واقعیتی که بلافاصله با پاسخ دقیق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و همچنین واکنش محکم نیروی دریایی ارتش نسبت به ورود ناوچه آمریکایی کانبرا به تنگه هرمز در روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت تثبیت شد. بروزرسانی نقشه حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، از کوه مبارک جاسک تا جنوب فجیره در دریای عمان و از غربی‌ترین نقطه قشم تا ام‌القوین در جنوب خلیج فارس، صرفاً یک اعلام جغرافیایی نبود، بلکه ترسیم عملیاتی یک نظم جدید امنیتی در حساس‌ترین گلوگاه انرژی جهان بود.

این نقشه، این پیام شفاف را مخابره کرد که امارات متحده عربی دیگر نمی‌تواند پشت حاشیه امن توهمی پنهان شود. این رژیم سرسپرده که مسیر بردگی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی را برگزیده و حتی در برابر دیگر کشورهای عربی منطقه نیز رفتاری خصمانه اتخاذ کرده، اکنون مستقیماً در معرض تبعات انتخاب‌های خود قرار گرفته است. تسلط ایران بر ورودی‌ها و خروجی‌های تنگه، یعنی پایان بازی‌های دوگانه ابوظبی.
امارات متحده عربی به واسطه جاه‌طلبی‌های احمقانه رئیس خود، در سال‌های اخیر به‌جای درک واقعیت‌های ژئوپلیتیک، مسیر شرارت را برگزیده است. از نقش‌آفرینی‌های بی‌حساب در یمن و شمال آفریقا تا تحریکات در خلیج فارس، همگی نشان‌دهنده یک خطای راهبردی مزمن است. این رفتارها نه‌تنها این شبه‌کشور را در تقابل با ایران قرار داد، بلکه حتی عربستان سعودی را نیز به چالش کشید و شکاف‌های داخلی میان امارت‌نشین‌ها، به‌ویژه میان شارجه و ابوظبی را تشدید کرد.تقابل امارات با ایران منجر به این شده است که در دوماه اخیر موتور اقتصاد این شبه کشور یعنی گردشگری و بازارهای پولشویی نیز سیاه ترین دوران خود را سپری کند.

در سال‌های اخیر، امارات با تصور غلط از تضعیف ایران، به سطحی از سرسپردگی به رژیم صهیونیستی رسید که حتی بسیاری از دولت‌های عربی به دلیل ملاحظات افکار عمومی خود جرئت آن را ندارند. از جنجال‌سازی بر سر جزایر سه‌گانه ایرانی تا همکاری‌های امنیتی پنهان، همگی در راستای پروژه‌ای بود که اکنون شکست آن عیان شده است.

جنگ تحمیلی سوم اما نقطه عطفی تعیین‌کننده بود؛ جنگی که یکی از وجوه تمایز آن، تنبیه ویژه امارات توسط ایران بود. این تنبیه باید چشم حاکمان این شبه‌کشور را به واقعیت باز می‌کرد: ایرانی که در ضعیفت ترین دوران خود توانست رژیم بعث عراق، قدرتمندترین ارتش عربی منطقه را شکست دهد، برای مهار موجودیت‌های شکننده حاشیه خلیج فارس با محدودیت جدی مواجه نخواهد بود. ضعف‌های جغرافیایی، جمعیت بومی کم و عمق استراتژیک نزدیک به صفر اکثر این کشورها، حقیقتی نیست که بتوان با دلارهای نفتی پنهان کرد. همانطور که پایگاه های آمریکایی نیز نه خواستند و نه توانستند به کمکشان بیایند.

در سوی دیگر، این جنگ یک حقیقت مهم را نیز برملا کرد؛ پایگاه‌های آمریکایی در منطقه نه برای حفاظت از این کشورها، بلکه صرفاً برای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی ایجاد شده‌اند. هنگامی که حمله اسرائیل به قطر برای ترور مقامات حماس رخ داد، هیچ‌یک از این پایگاه‌ها به کمک نیامدند؛ اما در برابر هر اقدام ایران علیه اسرائیل، فوراً فعال شدند. این یعنی امنیت فروخته‌شده، امنیت واقعی نیست.

ویرانه‌های این پایگاه‌ها در کویت، عربستان، امارات و قطر باید درس عبرتی برای حاکمان این کشورها باشد. مسیر تقابل با ایران، نه‌تنها سودی ندارد، بلکه هزینه‌های سنگینی به همراه دارد. در مقابل، همان‌گونه که رهبر انقلاب نیز تأکید کرده‌اند، دست دوستی ایران به سوی همسایگان دراز است؛ مسیری که اگر با عقلانیت و برادری اسلامی همراه شود، می‌تواند به جای رقابت احمقانه با کشوری به عظمت ایران، به همکاری و توسعه پایدار منطقه‌ای منجر شود.

بروزرسانی محدوده حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و ناتوانی آمریکا در تغییر معادله، نشان می‌دهد که وضعیت خلیج فارس هرگز به قبل بازنخواهد گشت. همان‌گونه که در رژیم حقوقی خزر، حضور نیروهای خارجی منتفی شد، خلیج فارس نیز در حال حرکت به سمت یک رژیم حقوقی جدید است؛ نظمی بومی، بدون مداخله بیگانگان. هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه نیست، بلکه خط تماس اراده‌هاست. آنکه واقعیت‌های جدید را بپذیرد، در آینده منطقه سهم خواهد داشت؛ و آنکه همچنان در توهمات گذشته باقی بماند، ناگزیر هزینه‌های سنگین‌تری پرداخت خواهد کرد.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 9871
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=9871