گزارش تازه میدل ایست آی پرده از پشتصحنه تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران برداشته و نشان میدهد این ماجراجویی، نتیجه سالها طراحی اندیشکدههای آمریکایی، لابیهای صهیونیستی و همکاری عناصر ضدایرانی خارجنشین بوده است؛ پروژهای که با توهم فروپاشی سریع جمهوری اسلامی آغاز شد، اما بار دیگر با اقتدار و مقاومت ملت ایران شکست خورد.
به گزارش میدل ایست آی، تجاوز مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران محصول سالها طراحی، عملیات روانی و لابیگری شبکهای پیچیده از اندیشکدههای آمریکایی، محافل صهیونیستی و عناصر وطنفروش ایرانی مقیم خارج بوده است؛ شبکهای که پیشتر نیز نسخه فاجعهبار آن را در ماجرای اشغال عراق شاهد بودیم.
این گزارش با صراحت تأکید میکند که بنیامین نتانیاهو و محافل جنگطلب صهیونیستی، با اتکا به اطلاعات مخدوش و تحلیلهای جهتدار، دونالد ترامپ را به سوی رویارویی نظامی با ایران سوق دادند. نکته قابل توجه آن است که این اطلاعات، نه از منابع معتبر میدانی، بلکه عمدتاً از اتاقهای فکر آمریکایی و حلقهای از چهرههای ضدایرانی تأمین شده بود؛ همانهایی که سالهاست ارتزاق سیاسی و مالی خود را از دشمنی با ملت ایران به دست میآورند.
بر اساس این گزارش، اندیشکدههایی نظیر مؤسسه بروکینگز، مؤسسه هوور و بنیاد هریتیج، در کنار رسانههای جریان اصلی آمریکا، بهویژه روزنامه نیویورک تایمز، سالهاست پروژه «تغییر رژیم» در ایران را تئوریزه و تبلیغ میکنند. سند مشهور «کدام مسیر به سوی ایران؟» که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، نمونهای روشن از این برنامهریزی بلندمدت است؛ سندی که از دیپلماسی فریبکارانه تا جنگ مستقیم و آشوب داخلی را بهعنوان گزینههای مقابله با ایران روی میز گذاشته بود.
نویسنده گزارش به درستی این پروژه را با سناریوی عراق مقایسه میکند. همانگونه که در سال ۲۰۰۳، افرادی چون احمد چلبی با اطلاعات جعلی، آمریکا را به باتلاق عراق کشاندند، این بار نیز چهرههایی از اپوزیسیون خارجنشین کوشیدند واشنگتن را در مسیر تهاجم به ایران قرار دهند.
این گزارش همچنین پرده از واقعیتی مهم برمیدارد؛ اینکه تحلیلهای ارائهشده به ترامپ، بر پایه توهم فروپاشی سریع جمهوری اسلامی استوار بوده است. نتانیاهو و رئیس موساد حتی مدعی شده بودند که میتوانند ظرف چند روز ساختار نظام جمهوری اسلامی را از هم بپاشند. این همان خطای محاسباتی بزرگی بود که بار دیگر اقتدار ایران آن را در هم شکست.
نکته برجسته گزارش، افشای نقش مخرب برخی عناصر ایرانیتبار در این توطئه است؛ افرادی که سالها در مراکز تصمیمسازی آمریکا علیه ملت خود فعالیت کردهاند. ملت ایران این چهرهها را به خوبی میشناسد؛ کسانی که منافع شخصی و جاهطلبی سیاسی را بر شرافت ملی ترجیح دادهاند.
در نهایت، این گزارش یک بار دیگر نشان میدهد که دشمنان ایران همچنان از درک واقعیت جامعه ایرانی عاجزند. آنها گمان میکنند میتوان با جنگ روانی، تحریم، عملیات رسانهای و تجاوز نظامی، ملتی ریشهدار و انقلابی را به زانو درآورد؛ غافل از آنکه جمهوری اسلامی ایران، در سختترین آزمونها، مقتدرتر از گذشته سربرآورده است.
تجربه اخیر ثابت کرد که پروژه تغییر رژیم، همچنان رؤیایی دستنیافتنی برای دشمنان ایران باقی خواهد ماند؛ رؤیایی که هر بار، بر صخره استوار مقاومت ملت ایران در هم خواهد شکست.
