روز گذشته نیویورک تایمز مدعی شد جمهوری اسلامی ایران در ادامه مذاکرات اسلامآباد پیشنهاد جدیدی برای پایان بخشیدن به جنگ ارائه کرده است و بر بازگشایی آبراه حیاتی تنگه هرمز به روی کشتیهای تجاری در ازای برداشتن محاصره دریایی یکجانبه آمریکا بر بنادر ایران تأکید دارد. اما واقعیت چیز دیگریست. گزارش اختصاصی نوبنیاد نشان میدهد ایران معادله جدیدی را مطرح کرده است که با این ادعاها زمین تا آسمان فاصله دارد.
برخلاف روایت تحریفشده نیویورکتایمز که ابتکار ایران را به یک معامله ساده و جزئی یعنی بازگشایی تنگه در برابر رفع محاصره دریایی تقلیل میدهد، کسب اطلاع نوبنیاد نشان میدهد نه تنها مذاکرات هستهای در توافق پیشنهادی پیش رو جایی ندارد بلکه در صورتی جمهوری اسلامی ایران اجازه عبور و مرور از تنگه هرمز در چارچوب قوانین کشورمان را صادر خواهد داد که طرف آمریکایی تمامی خواستههای ایران در حوزه پایان کامل جنگ در همه جبههها، رفع همه تحریمها، به رسمیت شناختن حقوق ایران در تنگه هرمز و مساله هستهای و همچنین پرداخت غرامت را تمکین نماید.
کسب اطلاع نوبنیاد نشان میدهد نه تنها مذاکرات هستهای در توافق پیشنهادی پیش رو جایی ندارد بلکه در صورتی جمهوری اسلامی ایران اجازه عبور و مرور از تنگه هرمر در چارچوب قوانین کشورمان را صادر خواهد داد که طرف آمریکایی تمامی خواستههای ایران در حوزه پایان کامل جنگ در همه جبههها، رفع همه تحریمها، به رسمیت شناختن حقوق ایران در تنگه هرمز و مساله هستهای و همچنین پرداخت غرامت را تمکین نماید.
پیشنهاد تهران تنها به رفع محاصره محدود نمیشود، بلکه پیششرطی برای دستیابی به یک توافق جامع و عادلانه است که باید عناصر کلیدی مهمی را شامل شود که شامل موارد ذیل است:
پایان کامل جنگ در همه جبههها: توقف فوری و بیقیدوشرط همه عملیات نظامی مستقیم و غیرمستقیم علیه ایران و نیروهای مقاومت.
لغو همه تحریمهای ظالمانه: رفع یکجا و کامل تحریمها که سالهاست به عنوان ابزار جنگ اقتصادی علیه ملت ایران به کار گرفته شده است.
به رسمیت شناختن حقوق هستهای ایران: پذیرش کامل حق حاکمیتی ایران در فعالیتهای صلحآمیز هستهای، از جمله حق غنیسازی.
جبران خسارات و پرداخت غرامت: پرداخت خسارتهای واردشده به در جریان تجاوزات اخیر، همراه با آزادسازی داراییهای بلوکهشده و تسویه تعهدات مالی قبلی.
مدیریت ایرانی تنگه هرمز: یکی از ویژگیهای برجسته پیشنهاد ایران، تأکید بر مدیریت و کنترل تنگه هرمز توسط ایران با هماهنگی عمان است. این رویکرد میتواند الگویی پایدار برای امنیت انرژی جهانی ایجاد کند.
نیویورک تایمز گزارش داده که دونالد ترامپ در نشست اتاق وضعیت کاخ سفید از این پیشنهاد «ناراضی» بوده، زیرا این پیشنهاد مسائل هستهای را به مراحل بعدی موکول کرده است. برخی مقامات آمریکایی موضوع هستهای باید از همان ابتدا حل شود.این روایت بخشی از جنگ روانی و رسانهای طرف آمریکایی است که هدف آن کوچکنمایی پیشنهاد سازنده ایران، انداختن مسئولیت ادامه بحران بر دوش تهران و حفظ اهرم فشار حداکثری است. در حالی که واقعیت میدانی نشان میدهد هزینههای سنگین این جنگ برای اقتصاد جهانی از جمله افزایش قیمت انرژی و اختلال در تجارت بینالمللی قابل توجه بوده و پیشنهاد ایران فرصتی برای خروج منطقی از بنبست ارائه میدهد.
اصرار آمریکا بر «مذاکرات هستهای» و رد هرگونه انعطاف واقعبینانه، حاکی از آن است که هدف واقعی برخی محافل در واشنگتن، نه صرفاً نگرانی از ابعاد فنی برنامه هستهای، بلکه مهار کامل قدرت ایران و تداوم سیاست فشار حداکثری است. بازگشایی تنگه هرمز تحت مدیریت ایران میتواند گام مهمی در جهت کاهش تنش و بازگشت ثبات به منطقه باشد، اما تنها در صورتی که با دریافت متقابل کامل یعنی پایان جنگ، لغو همه تحریمها، به رسمیت شناختن حقوق هستهای و جبران خسارات همراه شود.
