وضعیت شبکه نمایش خانگی در میانه جنگ رمضان از حیث کمیت نهتنها چندان تفاوتی با سالهای گذشته نداشت، بلکه در نسبت به سال 1403 حتی بهتر هم بود. در بهار آن سال 8 اثر از سرویسهای پخش استریم به مخاطبان و کاربران ارائه شده بود، درحالیکه اکنون هنوز نیمی از بهار باقی مانده و تا اواسط اردیبهشت ماه 8 سریال در خروجی پلتفرمها قرار گرفتهاند. میزان محتوای موجود در بهار 1404 هم تفاوت معناداری با امسال ندارد. از این منظر باید کارت صدآفرین را از جیبمان درآوریم و به وی.او.دیها تقدیم کنیم. اما مسئله در همین نقطه پایان نمیپذیرد. کمیت وقتی اهمیت پیدا میکند که مکمل رکن مهمی چون کیفیت باشد. مگر میشود بهخاطر پخش نازلترین آثار فخر بفروشیم، اما در مواجهه با خواست بیننده قائل به پاسخگویی نباشیم؟
سینمای ایران موجودیتی غیرقابل پاسخگوست و بهتازگی پلتفرمها نیز درگیر همین بیمار بیماری شدهاند؛ بیماریای که میبایست جلوی سلولهای سرطانیاش را پیش تکثیر میگرفتند، اما چون خود را ملزم به خدمت برای کاربران نمیدانند و به مسئله رقابت در یک فضای تماما انحصاری وقعی قائل نمیشوند، هیچ اعتراضی را پاسخ نمیدهند و کاری با کیفیت آثارشان ندارند.
مسئله اما به همین جا هم ختم نمیشود. وضعیت شبکه نمایش خانگی در بهار 1403 و 1404 حداقل از نظر کیفی قابل دفاع بود و لااقل مخاطب را با آثاری نظیر «افعی تهران»، «در انتهای شب»، «جان سخت» و فصل نخست «وحشی» راضی نگه میداشت، اما گویا جنگ و مسائل ریز و درشت آن باعث شده تا شبکه نمایش خانگی بینیاز از جلب رضایت مخاطبی که پول پرداخت میکند به راه خود در جاده خاکی ادامه دهد. آنهم در شرایطی که محدودیتهای محتوای رسانه ملی را ندارد، اما کیفیت آثارش در حال حاضر بسیار پائینتر از محصولات تلویزیون است. البته این نکته را هم باید لحاظ کرد که مدیران پلتفرمها همیشه از وضعیت شاکی هستند و مشکلات و معایب خود را گردن دیگری میاندازند.
در اینجا «دیگری» همان صداوسیماست. آنها میگویند که اگر فلان کار ما دیده نمیشود یا کیفیت لازم را ندارد بهخاطر وجود سازوکاری به اسم ساتراست؛ درحالیکه سازمان همین محدودیتهای قانونی را برای محصولاتش خودش هم قائل است!
