سینمای ایران دوران بدی را سپری میکند و اقتصاد آن تحتالشعاع مسائل ریز و درشت قرار گرفته است. مردم بهخاطر مشکلات فزاینده در باب معیشت و همینطور استرس و اضطراب ناشی از جنگ کمتر به سینما میروند؛ البته سینما هم بهجای تحویل جنس مرغوب به ایشان، آنها را از هرچه فیلم و پرده نمایش و آپارات است دلزده میکند، چون این آثار نهتنها برای مخاطب تولید نمیشوند، بلکه امکانی محسوب میشوند که فیلمساز بهواسطه آن میتواند رزومهاش را چاقتر کند تا در آینده با بودجه بیتالمال آمال و آرزوهای دنیویاش را به نقطهای امن برساند. در واقع سینما برای بسیاری از تکنسینها و نافیلمسازان آن بیش از آنکه یک «صنعت» باشد، قُلک شخصیست. حال در این وضعیت فیلم کریه «آنتیک» روی پرده رفته است.
«محمدهادی نائیجی» فعالیت حرفهای در سینما را با دستیاری «بهروز افخمی» در فیلم «فرزند صبح» آغاز کرد. (فیلمی که هنوز پس از نزدیک به شانزده سال از نمایشش در جشنواره فیلم فجر هنوز اکران عمومی نشده است). او بهمرور با کار در جلو و پُشت دوربین، بالاخص حضور در شوراهای پروانه ساخت و نمایش به چهرهای شناختهشده در بین اهالی سینما تبدیل شد، ولی مسئله و سوژه مهمتر در باب زندگی شخصی این کارگردان را باید در تحصیلات حوزوی و فلسفهایش جستوجو کرد. نائیجی هم فلسفه خوانده و هم در حوزه علمیه سر بحث و درس علمای بزرگ حاضر شده، پس بیش از هر هندمند دیگری با اسلام و بهویژه مذهب تشیع و لوازم و اقتضائات آن آشناست و میداند که در حال انجام چه کاری است. پس او درنتیجه او با ساخت فیلم عجیبوغریب و توهینآمیز «آنتیک» میدانسته که در حال انجام چه کاری است و فرضیه جهل به موضوع در این رابطه مصداق پیدا نمیکند.
اما آنتیک چه میگوید که اهمیتش در این بازه زمانی بیش از پیش به چشم میآید؟ نائیجی در آنتیک میخواهد بگوید که خرافه، جادو و مسائلی از این دست مانند علف هرز عمل میکند و باید جلویش را گرفت تا دامان اسلام و مسلمین را لکهدار نکند. این ادعای درستی است و باید بهخاطر این حُسن نیت کارگردان ِ «آنتیک» به وی آفرین گفت و برایش هورا کشید، اما فیلم در عمل مهر باطلی بر این ادعا میزند و تبدیل به نقض غرض میشود. آنتیک علاوهبر بهرهمندی از تمام عوارض سرطانزای کُمدیهای بیمایه این سالهای سینمای ایران -که سعی در تمسخر انسان زحمتکش ایرانی دارند- فاکتور توهین به مقدسات را در دل خود جای داده است. آنتیک کلکسیون کاملیست از توهین به جامعه و اعتقاداتش و در این مسیر حتی به ساحت مقدس امامزاده هم رحم نمیکند، بهطوریکه در هنگام اکرانش در چهلوسومین جشنواره فیلم فجر داد سازمان اوقاف را هم درآورد. حال چه شده که این فیلم با وجود تمام نگاههای منفیای که از سوی منتقدان و جامعه معتقد در موردش وجود دارد بهراحتی و با هدف جلب نظر دوباره مخاطب به سینماها عرضه شده و صدا هم از کسی درنمیآید؟
چرا ما به بهانه «فروش بیشتر» حتی حاضریم پا روی اعتقاداتمان بگذاریم و اثری چنین موهن را اکران کنیم؟ حال که آنتیک به نمایش عمومی درآمده پس مشکل آثاری نظیر «قاتل و وحشی» چیست که همچنان در صف ماندهاند و خبری از حضور آنها روی پرده نمیشود؟ ما نیز قائل به رونق دوباره سالنهای سینماییم اما هدف وسیله را توجیه نمیکند و حتی حرف زدن در مورد امکان پخش چنین محصولاتی در ضدیت تمام و کمال با ساحت فرهنگی انقلاب اسلامی قرار دارد.
