امیرحسین قاضیزاده هاشمی نوشت: اولین برخورد حضوری من با دکتر به فروردین ۱۳۸۴ و ایام فعالیت انتخاباتی ایشان برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری و جلسهای که در منزل پدرم تشکیل شد، برمی گردد.
پیش از آن، دکتر علی لاریجانی برای من به عنوان یک فعال دانشجویی، شخصیتی کاریزماتیک و انسانی فاضل و دانشمند به شمار میرفت. او سخنور، فیلسوف، مدیر اجرایی توانمند و انقلابی بود که قله کارش در صدا و سیما در دوران اصلاحات و پوشش کنفرانس برلین دیده میشد. تعاریف ویژهای که امام شهید ما در مورد ایشان در جلسه تودیع و معارفهاش انجام دادند و همچنین داماد شهید مطهری فریمانی بودن، بر جذابیت شخصیت ایشان برای من میافزود.
در آن ایام، ایشان به عنوان یکی از چهرههای اصولگرا پا به میدان انتخابات گذاشت و به عنوان منتخب تشکیلات اصولگرایان شناخته میشد. (بنده به نوبه خود تلاش کردم بین ایشان و آقای احمدینژاد فضای ائتلاف ایجاد کنم که متأسفانه موفق نشدم و خود شرح مفصلی دارد.)
تا آخرین دیدار ما در جلسه تنفیذ دکتر پزشکیان در بیت، که در آن زمان بحث معاون اولی ایشان مطرح بود، مجدانه از ایشان خواستم که بپذیرند، زیرا معتقد بودم رئیسجمهور سخت به کمک ایشان نیاز دارد. بگذریم.
۲۰ سال آشنایی مستقیم، که در برخی سالها با همکاری نزدیک همراه بود (ایام مجلس دهم به عنوان دبیر اول هیئت رئیسه مجلس)، شناخت نسبی از این شهید بزرگوار برای من ایجاد کرده است.
از چند زاویه، ایشان قابل ملاحظه هستند: به عنوان یک چهره شاخص ملی وابسته به نظام، یک مدیر اجرایی طراز اول، شخصیت تأثیرگذار در سپهر سیاسی کشور و سلوک فردی. جمع اینها را باید دید و آنگاه قضاوت کرد و درس گرفت… .
به عنوان چهره شاخص ملی، ایشان معتقد بود که یکی از بزرگترین مشکلات در جمهوری اسلامی، نداشتن رجال و استراتژیست ملی است؛ یعنی افرادی که مؤثرند و میفهمند اما منافع ملی را بر منافع شخصی و رقابتهای سیاسی ترجیح دهند. او میگفت اغلب تنازعات در درون کشور ناشی از این است.
حضور مستمر ایشان از قبل از انقلاب در کنار شهید مطهری تا روز شهادت در سطوح علمی، سیاسی و فرهنگی کشور، برخورد عالمانه و محققانه با موضوعات و بیان و قلم قوی، دایره وسیع لغات و استخدام کلمات صحیح در بیان (تمام سخنرانی هایش را خود ایشان تنظیم می کرد)، از ایشان چهرهای ممتاز ساخته بود.
به عنوان یک مدیر اجرایی طراز اول، ایشان به عنوان مدیری زیرک، توانمند و عملگرا و صاحبنظر شناخته میشد. تنوع حوزههای مدیریتی ایشان، باعث اشراف او به خرد و کلان مسائل کشور شده بود. البته جمع این خصوصیات هم باعث شده بود که به راحتی زیر بار اشخاص نرود و این مشکلاتی را ایجاد کرده بود.
به عنوان یک شخصیت سیاسی، ایشان به عنوان یک شخصیت شاخص اصولگرا شناخته میشد. اختلافات از جایی شروع شد که ایشان به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی و بعد به عنوان رئیس مجلس در موضوعات و مصادیق سیاسی با رئیسجمهور وقت و بعدها با جریان انقلابی کشور دچار اختلاف نظر شد. این اختلافات از فتنه ۸۸ آغاز شد و با دعواهای تندی که بین ایشان و رئیسجمهور وقت ادامه یافت، با مسئله برجام پررنگتر شد. واکنش جریان انقلاب به ایشان و شاید مسئله احراز صلاحیت ایشان در انتخاباتهای ریاست جمهوری باعث نزدیکتر شدن ابتدائاً به جریان اعتدال و این اواخر به اصلاحات شد که در حمایت از آقای دکتر پزشکیان در انتخابات قبل ریاست جمهوری نمود پیدا کرد.
امتحان بزرگی که ایشان در آن سرافراز شد، بر خلاف عمده اشخاص مشابه، علیرغم بهانه هایی که داشت، این بود که لحظهای از اردوگاه امام خارج نشد. لب به انتقاد و طعنه نگشود و همچنان خود را سرباز و مطیع ولایت دانست و به آن عمل کرد. (همانطور که حاج قاسم از شئون عاقبت به خیری را داشتن ارتباط قلبی با آقا میدانست.)
در میان تمام شخصیت های کشور، ایشان را به دو نفر خیلی نزدیک دیدم. یکی شهید رشید و دیگری شهید سلیمانی. شاید سایر اشخاص هم باشند و من مطلع نباشم.
در حوزه سلوک شخصی، نظم، کمخوراکی، توجه به نماز و ذکر، بذلهگویی، صبر و حوصله در توجیه و پاسخگویی، قاطعیت، روی باز، انتقاد کردن و انتقادپذیری از خصوصیات مثبت ایشان بود.
ایشان آنقدر زیرک و علاقمند به امام خامنهای بود که با انقطاعی که بخصوص این اواخر برای ایشان حاصل شده بود، خودش را به کاروان ایشان رساند و جاودانه شد. روحش شاد. امیدوارم آن شخصیت بزرگوار به سبب مجالست و همنشینی که در این دنیا داشتهایم و علاقهای که بین ما بوده است، علیرغم اختلاف نظر و مواضعی که بعضا باهم داشتیم، شفیع من شود و دعای عاقبت بخیری برایم بکند. ان شاالله تعالی.
