روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: یکشنبه، 06 اردیبهشت 1405
ساعت: ۱۲:۳۸
کد خبر: 9379
سیاسی

مذاکره یا مقدمه جنگ؟

photo 2026 04 24 23 24 49

سفرهای دیپلماتیک در حالی آغاز شده که همزمان آرایش نظامی آمریکا در منطقه به شکل معناداری تشدید شده است. از «خاموشی اطلاعاتی» در اسلام‌آباد تا گمانه‌زنی درباره چهره‌های جنجالی در پشت‌پرده مذاکرات، این سؤال جدی‌تر از همیشه مطرح است: آیا دیپلماسی در حال مهار جنگ است یا صرفاً خریدن زمان برای یک درگیری بزرگ‌تر؟

سیدعباس عراقچی در دور تازه رایزنی‌های منطقه‌ای، سفر به اسلام آباد، مسقط و مسکو را آغاز کرد؛ سفری که از پاکستان آغاز شد و با دیدار از فرمانده ارتش، نخست‌وزیر و وزیر خارجه این کشور، پاسخ ایران به تلاش‌های میانجیگرانه اسلام‌آباد منتقل شد. همزمان با این سفر خبرهایی مبنی بر تصمیم آمریکا برای حضور ویتکاف و کوشنر در کذاکرات نیز منتشر شد اما رئیس‌جمهور آمریکا ساعات پایانی شب گذشته اعلام کرد تصمیم گرفته است که تیم مذاکره کننده خود را به اسلام‌آباد نفرستد. اما آنچه در این میان بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، روایت خبرنگار الجزیره از «خاموشی عمدی اطلاعاتی» است؛ جایی که وزیر اطلاع‌رسانی پاکستان صراحتاً تأکید می‌کند سکوت رسانه‌ای برای جلوگیری از ضربه به روند مذاکرات اعمال شده است. این سکوت، بیش از آنکه نشانه پیشرفت باشد، حکایت از شکنندگی شدید معادله دارد.

سابقه نشان داده است هرگونه مذاکره چه مستقیم و چه غیرمستقیم با آمریکایی‌ها، نه‌تنها کمکی به حل بحران نمی‌کند، بلکه می‌تواند مقدمه‌ای برای تثبیت سناریوی حمله جدید باشد. نمایندگان آمریکا بیش از آنکه مذاکره‌کننده باشند، مأموران پیش‌برنده پروژه‌های امنیتی اسرائیل در پوشش دیپلماسی هستند که با دور کردن اذهان از خباثت دشمن مقدمات جنگی را در پوشش دیپلماسی فراهم می‌آورند.

در این میان، یک طنز تلخ نیز در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود: «هر گاه مذاکره شد، جنگ حتمی است.» طنزی که وقتی در کنار واقعیت‌های میدانی قرار می‌گیرد، رنگ واقعیت به خود می‌گیرد. تجمع سه ناو هواپیمابر در منطقه به‌همراه ترابری گسترده نیرو و تجهیزات، نشانه‌ای روشن از آماده‌سازی برای یک درگیری جدید است؛ درگیری‌ای که احتمال وقوع آن بیش از هر زمان دیگری تقویت شده است.

در چنین شرایطی، یک پیام باید بدون ابهام مخابره شود: هرگونه استفاده آمریکا و اسرائیل از حریم سرزمینی یا هوایی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس علیه ایران، با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. این پاسخ می‌تواند مستقیماً زیرساخت‌های حیاتی انرژی، به‌ویژه چاه‌های نفت، را هدف قرار دهد و اقتصادهای به‌شدت شکننده این کشورها را با فروپاشی مواجه کند.

با این حال، ایران بار دیگر و این‌بار در حداقل سطح ممکن برای اثبات حسن نیت خود، به میانجیگری پاسخ داده است. اما واقعیت این است که ترامپ و نتانیاهو که افسار وی را در دست دارد حتی پیش از جنگ‌های اخیر نیز هدف خود را پنهان نکرده بودند: نه توافق و مصالحه، بلکه حذف و نابودی ایران. بر اساس تحلیل‌های باب وودوارد معروف ترین پژوهشگر درباره ترامپ، او اسیر غریزه، تشنه تصویر «برنده» در رسانه و عمیقاً بی‌اعتماد به اطرافیان خود است. چنین شخصیتی، مذاکره را نه به‌عنوان راه‌حل، بلکه به‌مثابه وقفه‌ای کوتاه برای آماده‌سازی مرحله‌ای خشن‌تر می‌بیند؛ همان‌گونه که یک آتش‌بس کوتاه از تیرماه تا اسفند ، به جنگی گسترده‌تر ختم شد.

در این میان، دو خط قرمز قطعی نیز وجود دارد: موضوع هسته‌ای و تنگه هرمز. بسیاری از مسئولان تصریح کرده‌اند که هیچ مجوزی برای ورود به این حوزه داده نشده است و هرگونه عدول از این چارچوب، نه‌تنها یک خطای راهبردی، بلکه موضوعی برای پاسخگویی صریح وزیر امور خارجه در برابر مجلس شورای اسلامی و ملت ایران خواهد بود؛ به‌ویژه اگر طرف مقابل یعنی ترامپ بخواهد بار دیگر از این موضوع برای عملیات روانی و بهره‌برداری رسانه‌ای استفاده کند. باید همه بدانند مردم مبعوث شده در خیابان‌ها با چشمانی باز عملکرد مسئولان را زیر نظر دارند و تا آخرین روز دستیابی ایران به اهداف خود از جنگ اخیر صحنه را ترک نخواهند کرد و مسئولان نیز در پیشگاه خدا و مردم باید پاسخگو باشند.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 9379
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=9379