ائتلافی که روزی قرار بود به ستون اصلی مهار چین در منطقه هند ـ اقیانوس آرام تبدیل شود، امروز خود به نمادی از سردرگمی راهبردی آمریکا بدل شده است. کواد یا گفتوگوی امنیتی چهارجانبه، شامل آمریکا، هند، ژاپن و استرالیا، در ظاهر با شعار حفظ امنیت دریایی، ثبات منطقهای و همکاری اقتصادی شکل گرفت، اما در واقع از همان ابتدا هدف اصلی آن مهار قدرت روبهرشد چین بود.
کواد نخستینبار در سال ۲۰۰۷ مطرح شد؛ زمانی که واشنگتن تلاش داشت با کنار هم قرار دادن قدرتهای مهم آسیایی، نوعی موازنه در برابر نفوذ فزاینده پکن ایجاد کند. هرچند این سازوکار در مقطعی به حاشیه رفت، اما از سال ۲۰۱۷ و با شدت گرفتن رقابت آمریکا و چین، دوباره احیا شد. نشستهای منظم سران، رزمایشهای مشترک دریایی، همکاری در حوزه فناوری، امنیت سایبری و زنجیره تأمین، همگی در همین چارچوب تعریف شدند.
اما واقعیت این است که کواد هرگز نتوانست به یک ناتوی آسیایی تبدیل شود. دلیل آن هم روشن بود؛ اعضای این گروه هر کدام منافع متفاوت و گاه متضادی دارند. مهمتر از همه، هند هرگز حاضر نشد تمام تخممرغهای خود را در سبد آمریکا بگذارد. دهلینو بهخوبی میداند که همسایگی با چین، اقتصاد منطقه و نیازهای ژئوپلیتیکیاش اجازه قطع کامل تعامل با پکن را نمیدهد. هند در کنار حضور در کواد، روابط اقتصادی و سیاسی خود با چین را نیز حفظ کرده و همین مسئله عملاً این ائتلاف چهارگانه را از درون بیمعنا کرده است.
در سوی دیگر، ترامپ نیز بهتدریج دریافت که مقابله مستقیم با چین نه آسان است و نه کمهزینه. او با تصور فشار حداکثری، جنگ تعرفهای گستردهای علیه پکن آغاز کرد و گمان داشت که با شمشیر از رو بستن میتواند چین را به عقبنشینی وادار کند. اما پاسخ چین متفاوت بود. پکن نهتنها عقب ننشست، بلکه با تهدید متقابل، اقتصاد آمریکا را در معرض فشار جدی قرار داد.
وابستگی صنایع آمریکایی به مواد معدنی و آلی مورد نیاز برای تولیدات گسترده، از جمله عناصر حیاتی در فناوری، انرژی و صنایع پیشرفته، بهسرعت خود را نشان داد. همزمان، زمزمه گرانی گسترده در بازار آمریکا بالا گرفت و نگرانی از افزایش قیمت کالاها و فشار بر مصرفکنندگان آمریکایی شدت یافت. همین واقعیت اقتصادی بود که ترامپ را ناچار به عقبنشینی کرد؛ زیرا جنگ با چین، بیش از آنکه پکن را زمینگیر کند، هزینه آن را مردم آمریکا پرداختند.
اکنون زمزمههای فروپاشی و از بین رفتن کواد نیز بیش از گذشته شنیده میشود؛ چرا که سال گذشته قرار بود هند میزبان این نشست باشد ولی بدون حتی کوچترین تلاشی صحبت برگزاری آن هم مطرح نشد. همچنین وقتی اعضای یک ائتلاف در تعریف دشمن، منافع مشترک و هزینههای تقابل به جمعبندی واحد نرسند، ادامه حیات آن بیش از آنکه واقعی باشد، صرفاً یک نمایش سیاسی خواهد بود.
امروز روشنتر از گذشته مشخص شده که سیاستهای هیجانی و تصمیمات مبتنی بر فشار ناگهانی، نهتنها چین را تضعیف نکرده، بلکه آن را در برابر آمریکا مقاومتر ساخته است. کواد نیز در چنین فضایی بیش از آنکه یک ائتلاف مؤثر باشد، به نمادی از شکست راهبرد مهار چین تبدیل شده است؛ شکستی دیگر در کارنامه ترامپ که نشان داد در سیاست بینالملل، شمشیر کشیدن همیشه به معنای پیروزی نیست.
