روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: پنجشنبه، 03 اردیبهشت 1405
ساعت: ۱۲:۰۲
کد خبر: 9227
فرهنگی

بدنام و بی‌قانونی در روزگار جنگ

بدنام

سریال «بدنام» را اگر بخواهیم دقیق‌تر ببینیم، با پدیده‌ای مواجهیم که نه‌فقط یک اثر نمایشی، بلکه نشانه‌ای از بی‌سامانی در حوزه رسانه است. کاری که بدون مجوز تولید کلید خورد، بدون مجوز انتشار عرضه شد و حتی پس از توقیف رسمی نیز با دور زدن مسیرهای قانونی، دوباره به چرخه پخش بازگشت. در همین دو قسمتی که از این مجموعه منتشر شده، تکلیف مخاطب با آن روشن است؛ اثری که به‌جای روایت اصیل و صادقانه، در باتلاق سیاه‌نمایی و اغراق دست‌وپا می‌زند. در شرایطی که کشور درگیر بحران و جنگ است و جامعه بیش از هر زمان دیگری به آرامش و همبستگی نیاز دارد، انتشار چنین محتوایی نه‌تنها کمکی نمی‌کند، بلکه به تشویش و ناامیدی دامن می‌زند.

«بدنام» از آن دست آثاری‌ست که فرامتن آن بیش از خود متن اهمیت پیدا کرده‌ است. این اثر، نمونه‌ای عینی از بی‌قانونی در میدان رسانه است. از همان ابتدا، سازندگانش نشان دادند که چندان اعتقادی به قواعد بازی ندارند. تولید بدون مجوز، انتشار بدون مجوز و در نهایت بازگشت به پخش پس از توقیف، آن هم با طی مسیری که بیشتر به دور زدن و دهن‌کنجی به قانون شباهت دارد تا حل‌وفصل قانونی، تصویری نگران‌کننده از وضعیت نظارت در این حوزه ترسیم می‌کند.

ساترا به‌عنوان نهاد تنظیم‌گر، قرار است نقش داور را ایفا کند؛ نهادی که باید ضابطه بگذارد، نظارت کند و در صورت تخلف، مانع از انتشار آثار مسئله‌دار شود. اما آنچه در ماجرای «بدنام» رخ داده، عملاً بی‌اعتبار کردن همین جایگاه است.

اما مسئله فقط قانون نیست؛ محتوای «بدنام» نیز به همان اندازه محل ایراد است. در همین دو قسمتی که منتشر شده، به‌وضوح می‌توان دریافت که با چه جهان‌بینی‌ زشت و پلشتی مواجه هستیم. سریال، با انتخاب یک شخصیت مذهبی به‌عنوان محور فساد، تلاش می‌کند تصویری یکدست، تخت و تیره از ساختار اجتماعی ارائه دهد. این نوع روایت، نه تحلیل است و نه آسیب‌شناسی؛ بیشتر شبیه به نوعی اغراق بی‌حساب و کتاب و فضاسازی گل‌درشت است که مخاطب را به‌جای فهم مسئله، درگیر حس بدبینی، دل‌زدگی و تنفر می‌کند.

فضای اثر به‌شدت تلخ، ملتهب و آزاردهنده است. نه نشانی از امید در آن دیده می‌شود و نه تلاشی برای ایجاد تعادل در روایت. به بیان ساده‌تر، «بدنام» از آن دست آثاری است که به‌جای آنکه مسئله‌ای را روشن کند، بر حجم تاریکی می‌افزاید و به تشنج دامن می‌زند. حال سؤال اینجاست: در شرایطی که کشور درگیر جنگ و فشارهای بیرونی است، چه نیازی به چنین محتوایی وجود دارد؟ آیا جامعه‌ای که با انواع دغدغه‌های اقتصادی و امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، باید با محصولی مواجه شود که صرفاً بر اضطراب و بی‌اعتمادی‌اش می‌افزاید؟

نکته قابل تأمل و در عین حال شگفت‌برانگیز در ماجرای ازسرگیری پخش این سریال، استدلالی است که پلتفرم فیلیمو در قالب یک نامه مطرح کرده؛ استدلالی که با ارجاع به نیاز جامعه به سرگرمی و ایجاد نشاط، تلاش دارد زمینه اخذ مجوز پخش را فراهم کند. این ادعا بیش از آنکه جدی باشد، به طنز تلخی شبیه است. کدام نشاط؟ کدام سرگرمی؟ «بدنام» نه‌تنها سرگرم‌کننده نیست، بلکه با بار منفی بالایی که دارد، می‌تواند به تشویش افکار عمومی دامن بزند. اینجا دیگر بحث سلیقه نیست؛ مسئله، مسئولیت اجتماعی رسانه است.

ماجرای «بدنام» را باید زنگ خطری جدی تلقی کرد. از یک‌سو، محتوایی که در همان قسمت ابتدایی، تکلیفش با مخاطب روشن است و از سوی دیگر، مسیری که برای انتشار آن طی شده و بوی بی‌قانونی می‌دهد. اگر قرار باشد هر اثری با عبور از نهادهای رسمی و با توسل به مسیرهای فرعی منتشر شود، دیگر نمی‌توان از نظم رسانه‌ای سخن گفت. این روند، نه‌تنها به تضعیف نهادهای نظارتی می‌انجامد، بلکه در بلندمدت اعتماد عمومی به کل فضای تولید و انتشار را نیز خدشه‌دار می‌کند.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 9227
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=9227