در حالی که سیاستهای ماجراجویانه واشنگتن در قبال ایران روزبهروز هزینههای سنگینتری بر دوش آمریکا میگذارد، شکاف عمیق در میان مقامات این کشور از تندروترین چهرهها تا دیپلماتهای غربی و رقبای انتخاباتی، بیش از هر زمان دیگری عیان شده است؛ شکافی که از اعتراف به بنبست راهبردی، ناکارآمدی گزینه نظامی و ناتوانی در یافتن راه خروج از بحران حکایت دارد.
جنگ های پرهزینه و بیحاصل میان آمریکا و ایران همچنان در کانون توجه قرار دارد. شکاف و اختلاف نظر در میان سیاستمداران آمریکایی بهطور فزایندهای آشکار شده است؛ اختلافی که از چهرههای تندرو تا دیپلماتهای غربی و حتی مقامات ارشد داخلی این کشور را در بر میگیرد و همگی، هر یک بهنحوی، به ناکارآمدی و بینتیجه بودن این مسیر اذعان دارند.
جان بولتون، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا که خود از حامیان سیاستهای سختگیرانه علیه ایران بهشمار میرفت و همچنین از تندروترین افراد کاخ سفید به شمار میرود، در اظهاراتی قابل توجه تأکید کرده است که ترامپ بهشدت بهدنبال خروج از وضعیت تقابل با ایران است. وی تصریح کرد که رئیسجمهور پیشین آمریکا میان دو نگرانی اساسی گرفتار شده است: از یک سو بیم آن دارد که عدم دستیابی به توافق، وضعیت نامطلوب کنونی را ادامهدار کند و از سوی دیگر نگران است که توافقی ضعیف، او را در جایگاهی مشابه اوباما قرار دهد. بولتون با اشاره به روحیه کلی ترامپ میگوید که او نهایتاً بهدنبال راهی برای خروج خواهد بود، حتی اگر این راهحل رضایتبخش نباشد و صرفاً با اعلام یک «پیروزی» ظاهری همراه شود.
در سوی دیگر، موگرینی، مسئول پیشین سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز بهصراحت عملکرد آمریکا را زیر سؤال برده و تأکید کرده است که توافق هستهای سال ۲۰۱۵ بهطور کامل اجرا شده و تعهدات ایران نیز مورد راستیآزمایی قرار گرفته بود، اما این دولت آمریکا بود که آن را نقض کرد. به گفته او، وضعیت کنونی چیزی جز یک «مشکل خودساخته» نیست و اساساً چنین بحرانی نباید شکل میگرفت. این موضعگیریها نشاندهنده فاصلهگیری اروپا از سیاستهای یکجانبه آمریکا و نارضایتی از هزینههایی است که این رویکرد بر متحدان واشنگتن تحمیل کرده است.
همچنین کاملا هریس، کاندید انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رقیب ترامپ، در اظهاراتی کمسابقه، هرگونه درگیری نظامی مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را «جنگی غیرضروری» توصیف کرده و آن را تلاشی ضعیف برای انحراف افکار عمومی از مسائل داخلی از جمله پروندههای جنجالی دانسته است. وی با تأکید بر مخالفت قاطع خود، تصریح میکند که مردم آمریکا تمایلی ندارند فرزندانشان درگیر جنگی انتخابی و غیرمجاز شوند.
در ادامه این موج انتقادات، الیزابت وارن، سناتور آمریکایی، نیز با لحنی صریح وضعیت کنونی را نشانهای از سردرگمی راهبردی کاخ سفید توصیف کرده و گفته است: «ما اکنون هیچ جدول زمانی برای آتشبس، هیچ جدول زمانی برای محاصره و صادقانه هیچ جدول زمانی برای جنگ نداریم. دونالد ترامپ خود را در گوشهای گیر انداخته و نمیتواند راه خروجی از جنگ پیدا کند.»
این مجموعه اظهارات، تصویری روشن از بنبست راهبردی آمریکا در قبال ایران ارائه میدهد. جنگی که نهتنها دستاوردی برای واشنگتن نداشته، بلکه هزینههای سنگینی نیز به همراه آورده است: از خدشهدار شدن ابهت پوشالی این کشور در عرصه جهانی گرفته تا آسیبپذیر شدن پایگاههای نظامی آن و تشدید شکاف با متحدان اروپایی. اکنون بیش از هر زمان دیگری، حتی در داخل ساختار سیاسی آمریکا نیز این واقعیت پذیرفته شده است که ادامه این مسیر، چیزی جز فرسایش بیشتر قدرت و اعتبار این کشور در پی نخواهد داشت.
