روزنامه نوبنیاد
روزنامه نوبنیاد
https://nobonyadonline.ir
تاریخ: پنجشنبه، 03 اردیبهشت 1405
ساعت: ۱۱:۵۴
کد خبر: 9221
بین الملل

تمدید آتش‌بس یا بازطراحی میدان تقابل؟

AFP 20250708 2223423623 v5 HighRes IsraeliPrimeMinisterNetanyahuVisitsTheWhiteH

چرخش ناگهانی دونالد ترامپ در واپسین ساعات آتش‌بس از تهدید به عدم تمدید و فشار برای کشاندن ایران به اسلام‌آباد، تا اعلام تمدید آتش‌بس علامت شکست دشمن در یک مرحله از جنگ اراده‌هاست. کسی که تا چند ساعت قبل از «فشار حداکثری برای تسلیم» سخن می‌گفت، ناگهان از «تداوم آتش‌بس» حرف می‌زند؛ این تغییر، بیش از آنکه از صلح‌طلبی حکایت کند، از درک یک واقعیت می‌آید: ایران، زمین بازی روانی واشنگتن را به رسمیت نشناخت.

اولین پیام این عقب‌نشینی، فروپاشی یک سناریوی کلاسیک است؛ سناریویی که بر پایه فشار، ارعاب و کشاندن طرف مقابل به میز مذاکره در موقعیت ضعف بنا شده بود. امتناع یکپارچه مسئولان نظام از حضور در اسلام‌آباد، اعلام این واقعیت بود که «دیپلماسی در سایه تهدید» اساساً بی‌معناست. ترامپ، که به تشدید تنش برای کسب امتیاز عادت دارد، این بار با دیواری از انسجام مواجه شد و ناچار، گام به عقب گذاشت.

اما این همه ماجرا نیست. تجربه چهل روز درگیری، برای رئیس‌جمهوری که با محاسبه سود و زیان حرکت می‌کند، یک درس پرهزینه داشت: ادامه جنگ، نه‌تنها ماشین نظامی آمریکا را به شدت فرسوده می‌کند، بلکه سرمایه سیاسی او را نیز به تحلیل می‌برد. در شرایطی که موقعیت داخلی‌اش آسیب‌دیده، ورود به یک جنگ فرسایشی، بیش از آنکه دستاوردی داشته باشد، هزینه‌ساز است.

در همین نقطه است که ضلع سوم طراحی(آنچه می‌توان «خشم اقتصادی» نامید) فعال می‌شود. بازتولید الگوی محاصره دریایی، این بار علیه ایران، تلاشی است برای انتقال میدان نبرد از عرصه نظامی به معیشت مردم. الگویی که پیش‌تر در ونزوئلا آزموده شد و اکنون با هدف ایجاد قحطی مصنوعی و فشار بر غیرنظامیان، در قبال ایران دنبال می‌شود. با این حال، قیاس ایران با ونزوئلا، خطای راهبردی است. ایران با شبکه‌ای از مرزهای زمینی و دریایی در شمال، دسترسی‌های متنوعی برای تأمین نیازهای خود دارد و چهار دهه تحریم، اقتصادی با ظرفیت‌های درونی و تاب‌آوری بالا ایجاد کرده است. افزون بر این، ناوگان پنهان و الگوهای پیچیده فروش نفت، امکان دور زدن محاصره را در شدیدترین شرایط فراهم می‌سازد. در سوی دیگر، ابزارهای متقابل نیز بی‌اثر نیستند. گلوگاه‌هایی چون باب‌المندب، یادآور این واقعیت‌اند که فشار یک‌طرفه بر ایران، می‌تواند به بحران گسترده‌تر در اقتصاد جهانی بینجامد.

با این حال، خطر اصلی در جای دیگری نهفته است: تلاش برای کشاندن وضعیت به «منطقه خاکستری». جایی میان جنگ و صلح، که در آن تنش دائمی حفظ می‌شود، اما پاسخ جنگی محدود می‌گردد. این سناریو، دست طرف مقابل را برای اقدامات پراکنده—از حمله به کشتی‌ها تا توقیف‌های هدفمند باز می‌گذارد، بی‌آنکه هزینه یک جنگ رسمی را بپردازد

پاسخ به این وضعیت، نه افتادن در دام آتش‌بس‌های معلق، بلکه بازتعریف قواعد بازی است. دستگاه دیپلماسی باید این پروژه خطرناک را به‌عنوان الگویی تهدیدکننده برای امنیت جهانی افشا کند؛ الگویی که دیروز ونزوئلا ، امروز ایران و فردا کوبا و دیگر کشورها را نشانه رفته. در این میان، نقش ابرقدرت‌ها تعیین‌کننده است. اگر کشورهایی چون چین در برابر این روند منفعل بمانند، باید منتظر باشند که همین ابزار، دیر یا زود علیه منافع خودشان نیز به کار گرفته شود. اگر این روند مهار نشود، نه‌فقط یک کشور، بلکه اصل امنیت دریانوردی به گروگان گرفته خواهد شد. اینجا، نقطه‌ای است که تردید جایز نیست؛ یا باید قواعد را تثبیت کرد، یا باید آماده جهانی بود که در آن، قدرت، جای قانون را گرفته است.

منبع: روزنامه نوبنیاد
کد خبر: 9221
آدرس خبر: https://nobonyadonline.ir/?p=9221