پنجاه روز از آغاز جنگ تحمیلی سوم میگذرد؛ پنجاه روز از شهادت رهبر شهید انقلاب و آن جنایت تکاندهنده در مدرسه «شجره طیبه» میناب. جنایتی که نهتنها در روایتهای داخلی، بلکه حتی در برخی گزارشهای غربی و مراکز وابسته به نهادهای نظامی آمریکا نیز تأیید شد و اصابت آن به موشک تاماهاک ارتش ایالات متحده نسبت داده شد. این یعنی حقیقت، آنقدر عریان بوده که حتی پردهپوشی رسانهای غرب نیز نتوانسته آن را پنهان کند.
در این پنجاه روز، جنس دو داغ سنگین جنایت علیه کودکان بیدفاع در میناب و حمله ناجوانمردانه زیردریایی آمریکایی به ناوچه «دنا» درحالیکه غیرمسلح و پس از یک رزمایش مشترک در هند، در مسیر بازگشت به کشور هدف قرار گرفت دل بسیاری از ایرنیان را از غم مالامال کرد. این دو واقعه، نه فقط تخطی از قواعد درگیری، بلکه نقض صریح حقوق بشر و حقوق بشردوستانه و مصداق آشکار جنایت جنگی است.
اما سؤال اصلی اینجاست که چرا پس از گذشت پنجاه روز، هنوز پیگیری مؤثر و فوری در سطح بینالمللی صورت نگرفته است؟ چرا دستگاه دیپلماسی، بهویژه نمایندگی ایران در سازمان ملل، نتوانسته یا نخواسته است این جنایات را به یک مطالبه جهانی تبدیل کند؟ در حالی که بحرین، با حمایت غرب، بهسرعت در شورای امنیت فعال شده و قطعنامه صادر میکند، سکوت و انفعال در قبال خون کودکان میناب و شهدای دنا چگونه توجیه میشود؟
تأملبرانگیزتر آنکه، در شرایطی که ایران هدف حمله مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته و بیش از ۳۴۰۰ شهید تنها بخشی از این جنایت است، همین ایران در مجامع بینالمللی بهخاطر دفاع مشروع خود محکوم میشود! این وارونگی حقیقت، در حالی رخ میدهد که حملات از بستر جغرافیایی کشورهای عربی منطقه، از کویت و اردن تا عربستان، قطر و امارات صورت گرفته است. مطابق اصول مسلم حقوق بینالملل، از جمله رأی دیوان بینالمللی دادگستری در قضیه کانال کورفو و نیز مفاد قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی، هیچ دولتی حق ندارد قلمرو خود را برای اقدامات خصمانه علیه کشور دیگر در اختیار بگذارد. این، نه تفسیر سیاسی، بلکه یک اصل تثبیتشده حقوقی است.
در این میان، هرچند چین و روسیه جز یک مورد وتوی قطعنامه فصل هفتم شورای امنیت تحرک جدی دیپلماتیک نشان ندادند، اما این بهانهای برای سکوت نیست. حتی اگر قطعنامهای علیه آمریکا وتو شود، نفس طرح آن میتواند صدای مظلومیت میناب را به گوش جهان برساند. دیپلماسی، فقط نتیجه نیست؛ گاه خودِ فرآیند، میدان افشاگری است.
مردم ایران امروز این پرسش را با صدای بلند مطرح میکنند که چرا پیگیریهای حقوقی علیه تروریسم دولتی آمریکا و رژیم صهیونیستی هیچگاه به سرانجام نمیرسد؟ چرا نهادهای مسئول، از وزارت امور خارجه تا ستاد حقوق بشر، کارنامهای قانعکننده ارائه نمیدهند؟
مطالبه ملت روشن است؛ این بار نباید خون قربانیان در سکوت دفن شود. در شرایطی که رئیسجمهور آمریکا بار دیگر زبان تهدید گشوده، پیگیری فوری، فعال و بیوقفه این جنایات یک ضرورت ملی است.
