در فضای فرهنگی ایالات متحده، استندآپ کمدی ب هعنوان یکی از بیپرواترین مدیومها شناخته میشود. جایی که کمدینها اغلب هیچ خط قرمزی حتی در مورد باورهای دینی یا مسائل حساس اجتماعی ندارند.
شوخی با مقدسات، اقلیتها و حتی افراد دارای معلولیت برای استندآپکمدینها عادی است. با این حال، در همین فضا یک استثنا به وضوح دیده میشود: احترام به کهنهسربازان و نظامیان. حضور یک نظامی بازنشسته در سالن، معمولاً با واکنشهای همراه با تکریم و قدردانی بیپرواترین کمدینها همراه میشود. گویی جایگاه سربازان وطن برای آنها فراتر از شوخی و نقد است.
اما چه سربازی؟ سرباز آمریکایی که در تمام تاریخ آمریکا برای جهان خواری و تجاوز به کار گرفته شده است. این نظامیان وحشی و پولی را که برای مردمشان تقدس دارند، مقایسه کنید با نظامیان سپاهی و ارتشی جان بر کف خودمان. کسانی که با تمام وجود در حفظ تمامیت ارضی و امنیت ملی جانفشانی میکنند.
با این حال، نوع مواجهه برخی به اصطلاح هنرمندان و چهرههای موسوم به سلبریتی در ایران با نظامیان، بر مظلومیت آنها میافزاید. این افراد که در بسیاری از موارد با ژستهای ملیگرایانه ظاهر میشوند، در عمل و در پیامها و یادداشتهای خود، با تأکید یکجانبه بر کشته شدن غیرنظامیان و طرح درخواستهایی برای توقف جنگ علیه غیرنظامیان، عملاً نظامیان کشورشان را تنها میگذارند. این رویکرد نه نشانه انساندوستی، بلکه نوعی بیمسئولیتی در قبال امنیت ملی تلقی میشود.
نکته قابل تأمل آن است که برخی از این چهرهها مثل رضا کیانیان و پرویز پرستویی، از جمله بازیگرانی هستند که شهرت و ثروت خود را مدیون ایفای نقش در آثار مرتبط با دفاع مقدس هستند. این پرسش مطرح میشود که چرا این افراد، جایگاه و نقش نظامیان را در یک جنگ دفاعی به درستی درک نمیکنند و نمیپذیرند که این نظامیان، عزیزترین فرزندان غیرنظامیان و مردم ایران هستند. بیسوادی و منفعتپرستی این افراد در شرایط کنونی میتواند علیه امنیت ملی باشد و به همین دلیل نظارت بر فعالیت مجازی این افراد که میتوانند بر افکار عمومی موثر باشند، امری ضروری است.
