یک توییت، چند برداشت، و یک سوءاستفاده سریع. اعلام پر ابهام آزادسازی تردد کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، پیش از آنکه به دستاوردی دیپلماتیک بدل شود، در میدان روایتها مصادره شد؛ جایی که نه متن پیام، بلکه نحوه بیان آن، ورق را برگرداند و ابتکار را به رقیب واگذار کرد.
عصر جمعه، سیدعباس عراقچی در پیامی ناگهانی از آزادسازی عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز در چارچوب آتشبس لبنان خبر داد؛ پیامی که با قید مسیرهای مشخص و مدیریتشده از سوی ایران همراه بود. اما هنوز جوهر این پیام خشک نشده بود که دونالد ترامپ با شتابی معنادار، آن را در شبکه «تروث سوشال» مصادره کرد و در رشتهپیامهایی، نهتنها از «پیروزی» سخن گفت، بلکه ادعاهای تکراری درباره تداوم محاصره دریایی ایران و حتی تحویل اورانیوم غنیشده را نیز به میان کشید.
این واکنش نشانه یک خلأ بود؛ خلأیی در روایتسازی. بسیاری از دلسوزان داخلی بلافاصله نسبت به فرم پیام، زبان انگلیسی آن و ابهام موجود در بیان هشدار دادند. به باور آنان، این پیام ناخواسته به پاسگلی برای ترامپ بدل شد تا هم در بازار نفت اثر بگذارد و هم در میدان رسانهای، خود را برنده نشان دهد. زیرا ابهام در متن درباره عوارض، درباره چگونگی عبور و همچنین مسئله محاصره دریایی ایران، این پیام را تفسیر پذیر کرد.
در این میان، نباید از یک واقعیت بنیادین غفلت کرد؛ همان مردمی که در ادبیات رهبر انقلاب بهعنوان «ملت مبعوثشده» شناخته میشوند، امروز بیش از هر زمان دیگری نسبت به بازتولید یک چرخه خطرناک نگراناند. ابهام در اطلاعرسانی، ضعف در روایتسازی و بعضاً شکلگیری نوعی دیکتاتوری رسانهای در برخی طیفهای سیاسی، این نگرانی را تشدید کرده که مبادا بار دیگر همان فضای خسارتبار دوران برجام تکرار شود؛ فضایی که در آن، بهجای پاسخگویی، منتقدان به حاشیه رانده شدند و روایت یکسویه بر افکار عمومی تحمیل شد.
در این میان، حضورهای مکرر اسماعیل بقایی در رسانه ملی نیز نتوانست ابهامات را برطرف کند. نتیجه چه شد؟ خیابانها به تریبون تبدیل شدند. مردمی که نزدیک به ۵۰ شب در صحنه بودند، اینبار از «بیخبری» گلایه داشتند.
آنان مذاکرهکنندگان را فرزندان خود میدانند، اما ضعف در میدان رسانه را نمیپذیرند؛ ضعفی که بارها دست ترامپ را برای بازی با قیمت نفت و القای پیروزی باز گذاشته است.
در مقابل، وقتی ابهام بالا گرفت، این قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) بود که با صراحت ابتدا با تأکید بر عدم عبور شناورهای نظامی و سپس با اعلام بازگشت کنترل شدید بر تنگه هرمز به واسطه تداوم محاصره دریایی ایران وارد میدان شد و پس از آن نیز شورایعالی امنیت ملی ابعاد تحولات رخ داده را به خوبی تبیین کرد. پیامی روشن که نشان داد در میدان عمل، روایت شفاف هنوز ممکن است.
تجربه جنگ ۱۲روزه و نیز جنگ تمام عیار پس از ۹ اسفند ۱۴۰۴ نشان داده مردم از عملکرد رسانهای نیروهای مسلح رضایت دارند؛ چهرههایی چون سرهنگ ذوالفقاری حتی به نمادی جهانی بدل شدند. اما در حوزه سیاسی و دیپلماتیک، به خصوص وزارت امورخارجه و دولت این انسجام دیده نشد و همین شکاف، بار دیگر به فرصتسازی برای دشمن انجامید.
امروز مسئله صرفاً یک پیام نیست؛ مسئله، «مدیریت روایت» است. تجربه برجام بهروشنی نشان داد که ابهام، نهتنها دستاورد نمیآورد، بلکه هزینهساز است. مردمی که پای کار ایستادهاند، پاسخ میخواهند؛ نه بعد از بحران، بلکه همزمان با آن.
