واپسین هفته بهمن ۱۴۰۴، هفته سرعت گرفتن معادلات بود؛ از دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو با میزبانی عمان تا رزمایشهای پیدرپی در خلیج فارس و دریای عمان. همزمان، سخنرانی صریح و بیپرده رهبر انقلاب، پازل قدرت ایران را کامل کرد؛ پیامی روشن به واشنگتن: دیپلماسی بر میز است، اما دست ایران خالی نیست.
در شرایطی که تیم مذاکرهکننده ایرانی در ژنو مشغول سنجش اراده طرف آمریکایی است، صحنه داخلی و میدانی نیز بیپاسخ نماند. در دیدار مردم آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب، صریحترین پیام بازدارندگی سالهای اخیر مخابره شد؛ پیامی که برخلاف برخی مواضع کمرمق و فاقد صلابت کافی در سطح مقامات اجرایی همچون رئیس جمهور محترم، با ادبیاتی روشن و بیابهام اعلام کرد اگر آمریکا خود را ارتش اول دنیا میداند، ایران آماده چنان سیلیای است که کمر این ارتش راست نشود. حتی سخن از سلاحی به میان آمد که میتواند ناو هواپیمابر آمریکایی را به تلی از آهن بدل کند؛ گزارهای که بیش از آنکه تهدید باشد، اعلام ظرفیت بازدارندگی است.
همزمان، نیروی دریایی سپاه پاسداران با رزمایش راهبردی خود در تنگه هرمز، ضلع دوم پیام را تکمیل کرد؛ «کنترل هوشمند تنگه هرمز» یعنی اشراف کامل بر مهمترین گذرگاه انرژی جهان. گذرگاهی که نزدیک به ۳۰ درصد سوخت جهان از آن عبور میکند و اثر آن بر بازار نفت و اقتصاد جهانی، از بسیاری جنگها سنگینتر است. واشنگتن به خوبی میداند هر حماقتی در این جغرافیا، نه یک درگیری محدود، بلکه بحرانی بینالمللی با آغازگری و تقصیر آمریکا خواهد بود؛ بحرانی که تبعات سیاسی و اقتصادیاش پیش از هرکس دامن خود آمریکا را میگیرد. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده که بازارهای جهانی به کوچکترین تنش در این منطقه واکنشی زنجیرهای و پیشبینیناپذیر نشان میدهند.
ضلع سوم این مثلث، رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین در دریای عمان است؛ همراهی دو قدرت اتمی جهان با ایران بهعنوان قدرت بزرگ منطقه غرب آسیا، تصویری عینی از شکلگیری یک محور اقتصادی،نظامی و ژئوپلتیک را به نمایش گذاشت. پیوند توان اقتصادی و نظامی چین، قدرت نظامی روسیه و جایگاه ژئوپلتیک و قدرت نظامی ایران، همان کابوسی است که سالهاست استراتژیستهای آمریکایی از آن سخن میگویند؛ محوری که میتواند موازنههای یکجانبهگرایانه را به چالش بکشد.
با این همه، برداشت سطحی از این تحولات، خطاست. این آرایش نه از سر جنگطلبی، بلکه دقیقاً در مسیر دیپلماسی معنا پیدا میکند. ایران در ژنو از گامهای حسننیتساز سخن میگوید و همزمان نشان میدهد که مذاکره زیر سایه تهدید را نمیپذیرد. پیام روشن است: اگر آمریکا مسیر دیپلماسی و حلوفصل پرونده هستهای را بخواهد، تهران آماده است؛ اما اگر گزینه جنگ را انتخاب کند، پاسخ نیز آماده است. توپ در زمین واشنگتن است و برای ایران، همه گزینهها روی میز.
در چنین صحنهای، دیگر جایی برای ابهام باقی نمانده است. ایران نه در موضع التماس که در موقعیت انتخاب ایستاده است. این آمریکا است که باید میان احترام به واقعیتهای قدرت منطقهای ایران یا آزمودن هزینههای یک خطای راهبردی یکی را برگزیند؛ انتخابی که پیامدهایش فقط محدود به تهران و واشنگتن نخواهد ماند.
