علی بهادری جهرمی سخنگوی دولت سیزدهم، حقوقدان و استاد دانشگاه در گفتگو با خبرگزاری فارس ضمن تأکید بر نقش و مسئولیت «خواص» در مدیریت بحرانها، گفت: در شرایط خاص کشور، همانطور که در یک خانواده هنگام بیماری یکی از اعضا، مسئولیت دیگران سنگینتر میشود، مسئولیت خواص نیز افزایش مییابد. منظور از خواص صرفاً اهل نظر نیستند، بلکه همه کسانی که دارای سمت، جایگاه و مسئولیت هستند، از وزرا و معاونان گرفته تا نمایندگان، استانداران و مدیران ارشد، وظیفه مضاعف دارند.
وی با اشاره به عملکرد سران قوا در بحرانها افزود: در سطح رؤسای قوا، شاهد حضور فعالتر، پاسخگویی بیشتر و مسئولیتپذیری روشنتری هستیم، اما در برخی لایههای دیگر، بهویژه در سطوح اجرایی، این حضور کمرنگ بوده است. در جریان اعتراضات، پیش از آنکه اعتراضها به ناآرامیهای گسترده تبدیل شود، این پرسش مطرح است که چرا پیش از آغاز بحران، برخی مسئولان ملی در میان مردم حاضر نشدند.
بهادری جهرمی ادامه داد: زمانی که اعتراضها در بازار شکل گرفته بود، انتظار میرفت مسئولان مرتبط از جمله وزیر امور اقتصادی و دارایی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس بانک مرکزی و وزیر صنعت، معدن و تجارت بهصورت میدانی حضور پیدا کنند و پاسخگوی دغدغههای واقعی مردم باشند. معترض میپرسد وقتی نرخ ارز از ۸۰ یا ۹۰ هزار تومان به حدود ۱۳۰ هزار تومان میرسد، چگونه باید کالای فروختهشده را جایگزین کند؛ این پرسش مشخص است و متولی پاسخ نیز روشن است.
وی تصریح کرد: اگر به گفتوگو اعتقاد داریم، این گفتوگو باید از همان روزهای نخست آغاز شود، نه پس از بحرانی شدن فضا. تجربه سال ۱۴۰۱ نشان داد که حضور میدانی مسئولان میتواند نقش مهمی در مدیریت شرایط داشته باشد. در آن مقطع، به دستور شهید آیتالله رئیسی، اعضای دولت در دانشگاهها حاضر شدند، به پرسشها پاسخ دادند و گزارش مکتوب ارائه کردند و این حضور، امری سلیقهای نبود.
سخنگوی دولت سیزدهم افزود: همین منطق در حوزه بازار و اقتصاد نیز وجود داشت. در هر نقطهای که اعتراض شکل میگرفت، نخستین مطالبه، حضور مسئول مربوطه و پاسخگویی مستقیم بود. در اجرای اصلاحات اقتصادی و اصلاح نظام یارانهای نیز اطلاعرسانی عمومی و گفتوگو با گروههای هدف، از ماهها قبل آغاز شد و جلسات متعددی با اقشار مختلف، از جمله اصناف و فعالان اقتصادی، برگزار شد.
بهادری جهرمی با اشاره به تجربه اصلاح نظام یارانهای در دولت سیزدهم گفت: اطلاعرسانی درباره این اصلاحات از پاییز و زمستان ۱۴۰۰ آغاز شد، در حالی که اجرای آن در اردیبهشت ۱۴۰۱ صورت گرفت. در این مدت، صداوسیما با هماهنگی دولت بهصورت مستمر به تبیین موضوع پرداخت، رئیسجمهور مستقیماً با مردم سخن گفت، وزرا جلسات گستردهای با جامعه هدف برگزار کردند و منابع مالی پیش از اجرای اصلاحات به حساب مردم واریز شد. این روند، یک تجربه موفق بود.وی با طرح این پرسش که چرا از این تجربه استفاده نشد، اظهار کرد: اینبار ابتدا تصمیم اجرا شد و پس از آن، موضوع گفتوگو با مردم مطرح گردید. بسیاری از نخبگان و دانشگاهیان اعلام کردند اگر از قبل در جریان قرار میگرفتند، حتی در صورت داشتن نقد، امکان گفتوگوی کارشناسی و اقناع عمومی وجود داشت. بهنظر میرسد این شیوه معکوس، یکی از خطاهای اجرایی بوده است.
